فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 4

سید نعمت الله حسینی‏‏‏‏‏‏

خاطره ای از حجة الاسلام هاشمی رفسنجانی در ایام طلبگی

آقای هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور اسلامی ایران فرمود: خاطرات دوران تحصیل زیاد است برای من دوران طلبگی دوران خاصی بود، از دوران ادبیات، وقتی که سیوطی می خواندم خاطره شیرینی دارم: حافظه من خوب بود و اشعار الفیه و متن اصلی حاشیه ملا عبدالله را حفظ کرده بودم با حفظ اشعار سیوطی و متن حاشیه ملا عبدالله آدم بر منطق و نحو مسلط می شود، در آن زمان به طلبه مبتدی تا حدود لمعه، شهریه نمی دادند البته گاهی فوق العاده تقسیم می کردند. من به فکر افتادم برای تأمین نیازهایم خدمت آیت الله بروجردی بروم، خیلی به وی علاقمند بودم هر جا ایشان بودند، (حالا در درس یا جلسه) تا ایشان بودند من می ماندم درس ایشان را نمی فهمیدم ولی پای درسش می رفتم، عاشق ایشان بودم، همین طور نگاه می کردم، در آن زمان، بخشی از سوره بقره را حفظ کرده بودم. از اول به فکر حفظ قرآن بودم، نامه ای خدمت آیت الله بروجردی نوشتم و در آن نامه متذکر شدم که من بخشی از سوره بقره و متن الفیه، و متن حاشیه را حفظ دارم و از ایشان استمداد کردم، توی نامه نوشتم که آمادگی دارم امتحان بدهم. ایشان ایام وفیات مجلس روضه می گرفتند و آقای فلسفی منبر می رفتند، نامه را در مجلس روضه به ایشان دادم ایشان خواندند، مرحوم فاضل قفقازی پدر آقای محمد فاضل هم کنار ایشان نشسته بودند، بعد از خواندن نامه فرمودند: حاضری امتحان بدهی؟ گفتم: بلی. بچه طلبه ای بودم دو زانو در خدمت ایشان نشستم، ایشان یکی از آیه های سوره بقره آیه ما ننسخ من آیة او ننسها... را خواند و گفت: بعد از این را بخوان. من دو سه آیه را خواندم، ایشان خیلی خوشش آمد بعد یکی از اشعار الفیه را خواند و گفت: بعدش را بخوان چند شعر بعدش را خواندم، آنگاه یکی از جاهای مشکل متن حاشیه را خواند من دنباله اش را خواندم، سپس معنای آن را که خیلی هم مشکل بود خواست معنا کردم ایشان مرا خیلی تشویق کردند و همانجا دستور دادند که شهریه برای من برقرار کردند و حداقل شهریه که 9 تومان بود همانجا گرفتم و این اولین شهریه من بود.
بعد از آن ایشان به مقسم خود آقای شیخ محمد حسن احسن گفتند، جایزه ای به من بدهد ما رفتیم جایزه مان را بگیریم، ایشان یکدست لباس (قبا و عبا...) کهنه داد خیلی به من برخورد چون حالت گدائی پیدا کرد، من گریه ام گرفت و آنها را نگرفتم آمدم بعد یک چیز نقدی به من دادند و آن طوری تمام شد.(989)
- طلبه

خاطره ای از حجة الاسلام هاشمی رفسنجانی در ایام طلبگی

آقای هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور اسلامی ایران فرمود: خاطرات دوران تحصیل زیاد است برای من دوران طلبگی دوران خاصی بود، از دوران ادبیات، وقتی که سیوطی می خواندم خاطره شیرینی دارم: حافظه من خوب بود و اشعار الفیه و متن اصلی حاشیه ملا عبدالله را حفظ کرده بودم با حفظ اشعار سیوطی و متن حاشیه ملا عبدالله آدم بر منطق و نحو مسلط می شود، در آن زمان به طلبه مبتدی تا حدود لمعه، شهریه نمی دادند البته گاهی فوق العاده تقسیم می کردند. من به فکر افتادم برای تأمین نیازهایم خدمت آیت الله بروجردی بروم، خیلی به وی علاقمند بودم هر جا ایشان بودند، (حالا در درس یا جلسه) تا ایشان بودند من می ماندم درس ایشان را نمی فهمیدم ولی پای درسش می رفتم، عاشق ایشان بودم، همین طور نگاه می کردم، در آن زمان، بخشی از سوره بقره را حفظ کرده بودم. از اول به فکر حفظ قرآن بودم، نامه ای خدمت آیت الله بروجردی نوشتم و در آن نامه متذکر شدم که من بخشی از سوره بقره و متن الفیه، و متن حاشیه را حفظ دارم و از ایشان استمداد کردم، توی نامه نوشتم که آمادگی دارم امتحان بدهم. ایشان ایام وفیات مجلس روضه می گرفتند و آقای فلسفی منبر می رفتند، نامه را در مجلس روضه به ایشان دادم ایشان خواندند، مرحوم فاضل قفقازی پدر آقای محمد فاضل هم کنار ایشان نشسته بودند، بعد از خواندن نامه فرمودند: حاضری امتحان بدهی؟ گفتم: بلی. بچه طلبه ای بودم دو زانو در خدمت ایشان نشستم، ایشان یکی از آیه های سوره بقره آیه ما ننسخ من آیة او ننسها... را خواند و گفت: بعد از این را بخوان. من دو سه آیه را خواندم، ایشان خیلی خوشش آمد بعد یکی از اشعار الفیه را خواند و گفت: بعدش را بخوان چند شعر بعدش را خواندم، آنگاه یکی از جاهای مشکل متن حاشیه را خواند من دنباله اش را خواندم، سپس معنای آن را که خیلی هم مشکل بود خواست معنا کردم ایشان مرا خیلی تشویق کردند و همانجا دستور دادند که شهریه برای من برقرار کردند و حداقل شهریه که 9 تومان بود همانجا گرفتم و این اولین شهریه من بود.
بعد از آن ایشان به مقسم خود آقای شیخ محمد حسن احسن گفتند، جایزه ای به من بدهد ما رفتیم جایزه مان را بگیریم، ایشان یکدست لباس (قبا و عبا...) کهنه داد خیلی به من برخورد چون حالت گدائی پیدا کرد، من گریه ام گرفت و آنها را نگرفتم آمدم بعد یک چیز نقدی به من دادند و آن طوری تمام شد.(990)
- آیت الله بروجردی

اهتمام آیت الله بروجردی در نشر معارف و شعائر شیعه

حجة الاسلام و المسلمین آقای حاج آقا مجتبی عراقی فرموده است: مرحوم آیت الله بروجردی جدیت و اهتمام خاصی به نشر معارف و شعائر آل محمد صلی الله علیه و آله داشتند، در این جهت از هیچ تلاش و کوششی دریغ نمی کردند و مبلغین زیادی به اطراف و اکناف ایران و حتی خارج از کشور برای ترویج مذهب شیعه فرستادند.
در هامبورگ، در بهترین مکان آن مرکزی را برای تبلیغ اسلام تأسیس کردند و نماینده به آنجا اعزام کردند.
ایشان با عالمان الازهر ارتباط برقرار کردند، تا اینکه فقه جعفری را در آن دانشگاه رسمی کردند، مختصر النافع متن رسمی آن دانشگاه شد و پیروی از فقه شیعه از طرف شلتوت مجاز شمرده شد. حتی در روزهای آخر عمرشان به مرحوم قمی دبیر مجمع التقریب که در آن وقت به ایران آمده بود فرمودند: هر چه زودتر به مصر برود چون خوف آن را داشتند که مبادا کار مجمع التقریب پس از رحلت ایشان با موانعی برخورد کند.(991)
- ترویج دین