فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 4

سید نعمت الله حسینی‏‏‏‏‏‏

او از میرزا سعایت کرد ولی شیخ بر شهریه میرزا افزود

آیت الله سید محمد شیرازی فرموده اند: نوه دختری مرحوم شیخ مرتضی انصاری (قدس سره) سید موسی سبط نقل کرده است که: به مرحوم شیخ انصاری گفته شد: سید محمد حسن شیرازی (مشهور به میرزای بزرگ) برای زیارت امام حسین علیه السلام با کشتی به کربلا مشرف شده و بر سر سفره اش غذاهائی می گذارد که با زهد و زاهد بودن سازگار نیست.
گوینده می خواست قدر و منزلت مرحوم سید را در نظر مرحوم شیخ کوچک جلوه دهد (و به اصطلاح قصدش سعایت بود) مرحوم شیخ فرمود: خدا ترا رحمت کند که مرا متوجه این مطلب کردی که من تا به حال غفلت داشتم و آن اینکه میرزا فرزند یک تاجر است و تاجرزاده است که زندگی مرفهی داشته اند و مخارجشان زیادتر از دیگران است. سید مانند من نیست من خرج زیادی ندارم و من تا به حال به همان مقداری که به سایر طلاب شهریه می دادم به ایشان داده ام، حال که متوجه شدم باید شهریه او را اضافه کنم. و ایشان شهریه میرزا را افزایش دادند.(982)
- سعایت

او از میرزا سعایت کرد ولی شیخ بر شهریه میرزا افزود

آیت الله سید محمد شیرازی فرموده اند: نوه دختری مرحوم شیخ مرتضی انصاری (قدس سره) سید موسی سبط نقل کرده است که: به مرحوم شیخ انصاری گفته شد: سید محمد حسن شیرازی (مشهور به میرزای بزرگ) برای زیارت امام حسین علیه السلام با کشتی به کربلا مشرف شده و بر سر سفره اش غذاهائی می گذارد که با زهد و زاهد بودن سازگار نیست.
گوینده می خواست قدر و منزلت مرحوم سید را در نظر مرحوم شیخ کوچک جلوه دهد (و به اصطلاح قصدش سعایت بود) مرحوم شیخ فرمود: خدا ترا رحمت کند که مرا متوجه این مطلب کردی که من تا به حال غفلت داشتم و آن اینکه میرزا فرزند یک تاجر است و تاجرزاده است که زندگی مرفهی داشته اند و مخارجشان زیادتر از دیگران است. سید مانند من نیست من خرج زیادی ندارم و من تا به حال به همان مقداری که به سایر طلاب شهریه می دادم به ایشان داده ام، حال که متوجه شدم باید شهریه او را اضافه کنم. و ایشان شهریه میرزا را افزایش دادند.(983)
- اخلاق

حاج ملا احمد نراقی در مجلس قمار دشمن را دوست کرد

روزی مرحوم حاجی ملا احمد نراقی (اعلی الله مقامه) در محکمه حاکم کاشان حاضر شد، و این در ساعتی بود که حاکم با حریف خود مشغول نردبازی و شطرنج و قمار بود و کسی از اهالی کاشان در آنجا نبود و حاکم جدید هنوز حاجی را ندیده و نمی شناخت و چندان اعتنائی نکرده به بازی خود ادامه داد پس نزاعی بین حاکم و حریفش واقع شد که هر یک مدعی غلبه بر دیگری بود حاجی نظر به قانون علم شطرنج اجرای قوائد نموده و حکم کرد، حاکم از آن خوشش آمد و گفت: آخوند معلوم است که شما خشک نیستید و در این علم وارد هستید، و بنای صحبت و تعارف کرد تا اینکه از اهالی کاشان کسی وارد شد و دید حاجی در پائین مجلس نشسته است پس با ایماء و اشاره حاکم را متوجه کرد که این شیخ حاجی ملا احمد نراقی است حاکم بی نهایت شرمسار از کار و کردار خویش گشته فوراً از جای خود برخاست و دست حاجی را بوسید و به صدر مجلس آورده و عذرخواهی کرد و همان حرکت باعث التیام و رفع نقار فیمابین ایشان شد.(984)
- بزرگواری