فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 4

سید نعمت الله حسینی‏‏‏‏‏‏

هوشیاری سیاسی میرزا درباره قتل فرزندش

استاد عبدالرحیم محمد علی در کتاب شیخ الباحثین آقابزرگ تهرانی داستانی آورده است که در ذیل می خوانید:
یکی از دوستان واقعه ای را نقل کرد: شخصی از مردم سامرا به دلیلی عاطفی نسبت به میرزای شیرازی کینه می ورزید، پسر بزرگ میرزا (میرزا محمد شیرازی) را مضروب ساخت و میرزا محمد در اثر این سانحه درگذشت، میرزای شیرازی برای حفظ وحدت بین مسلمانان سکوت اختیار کرد و کمترین واکنشی نشان نداد.
دشمنان اسلام خواستند برای ایجاد فتنه از آن بهره برداری کنند بدین منظور عده ای به سامرا آمدند و به خدمت میرزا رسیده و از وی درخواست کردند تا در مورد این ضایعه اسفناک و از دست رفتن فرزندش اقدامی نمایند. میرزا با این پیشنهاد مخالفت کرده و فرمود: شما حق ندارید در هیچ یک از امور مربوط به مسلمانان و سرزمینهای ما مداخله کنید، این یک قضیه ساده است که میان دو برادر اتفاق افتاده است.
این جریان در آن ایام در استانبول به باب عالی رسید، خلیفه عثمانی از این موضعگیری هوشمندانه مرجع شیعه شادمان شد و به والی بغداد دستور داد که خود به حضور میرزا برسد و از وی تشکر کند و از وقوع حادثه اعتذار جوید و ابراز تأسف نماید.(965)
- موضع گیری

هوشیاری سیاسی میرزا درباره قتل فرزندش

استاد عبدالرحیم محمد علی در کتاب شیخ الباحثین آقابزرگ تهرانی داستانی آورده است که در ذیل می خوانید:
یکی از دوستان واقعه ای را نقل کرد: شخصی از مردم سامرا به دلیلی عاطفی نسبت به میرزای شیرازی کینه می ورزید، پسر بزرگ میرزا (میرزا محمد شیرازی) را مضروب ساخت و میرزا محمد در اثر این سانحه درگذشت، میرزای شیرازی برای حفظ وحدت بین مسلمانان سکوت اختیار کرد و کمترین واکنشی نشان نداد.
دشمنان اسلام خواستند برای ایجاد فتنه از آن بهره برداری کنند بدین منظور عده ای به سامرا آمدند و به خدمت میرزا رسیده و از وی درخواست کردند تا در مورد این ضایعه اسفناک و از دست رفتن فرزندش اقدامی نمایند. میرزا با این پیشنهاد مخالفت کرده و فرمود: شما حق ندارید در هیچ یک از امور مربوط به مسلمانان و سرزمینهای ما مداخله کنید، این یک قضیه ساده است که میان دو برادر اتفاق افتاده است.
این جریان در آن ایام در استانبول به باب عالی رسید، خلیفه عثمانی از این موضعگیری هوشمندانه مرجع شیعه شادمان شد و به والی بغداد دستور داد که خود به حضور میرزا برسد و از وی تشکر کند و از وقوع حادثه اعتذار جوید و ابراز تأسف نماید.(966)
- سید ابوالحسن اصفهانی

سید اصفهانی بوسیله پول دشمن را مرید خود ساخت

مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی - قدس سره - یکی از نمایندگانش را برای هدایت مردم، به طرف شمال عراق فرستاد این نماینده به یکی از روستاهای شمال رفت، بزرگ قبیله به مخالفت با وکیل درآمد و این ناسازگاری به حدی رسید که وکیل مجبور شد به پاسگاه آن منطقه مراجعه نماید تا شاید به کمک پلیس بتواند در منطقه از شر رئیس قبیله در امان بماند.
پلیس به ایشان گفت: تنها راه حل این مشکل آن است که به نجف اشرف بازگشته و از آیت الله اصفهانی بخوانی تا با وزیر کشور تماس بگیرد و وزیر به ما دستور بدهد تا در مقابل شیخ عشیره ایستادگی کنیم.
وکیل به نجف بازگشت و جریان را به عرض سید اصفهانی رسانید. ایشان فرمود: راه بهتری وجود دارد. سپس نامه ای به آن مخالف نوشت و مبلغ پانصد دینار به نماینده داد تا به رئیس قبیله بدهد و به او فرمود: به همان آبادی برگرد و در مهمانسرای رئیس قبیله وارد شد و این نامه را به دست وی بده، آن نماینده طبق دستور آقا عمل کرد، رئیس قبیله تا نامه را دید و پول را مشاهده کرد چهره اش باز شد و تصمیم گرفت با افراد عشیره اش علاوه بر حضور در مجلس نماینده آقا در نماز ایشان نیز شرکت نماید و بدین ترتیب قبیله اش از طرفداران سخت سید شدند.
وقتی که آن نماینده به نجف آمده قضیه را برای سید نقل کرد سید فرمود: آیا این چنین بهتر نبود که من عمل کردم تا نامه ای به وزیر نوشته و از او تأدیب رئیس قبیله را خواستار شوم و عاقبت خوبی نیز نداشته باشد و باعث ستیزه گی و دشمنی شود؟(967)
- تدبیر