فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 4

سید نعمت الله حسینی‏‏‏‏‏‏

علامه حلی رأی فرزندش را بر رأی خود ترجیح داد

مرحوم علامه حلی و فرزندش فخرالمحققین هر دو در سفر و حضر مصاحب شاه خدابنده بودند و شاه خدابنده همیشه قبل از دخول وقت نماز برای نماز وضو می گرفت، یک روز علامه او را دید که پیش از وقت نماز وضو می گیرد، چون از او این را سؤال کرد شاه خدابنده گفت: من تمامی نمازهایم را به این طریق خوانده ام، علامه فرمود: نمازهایت باطل است و باید قضای آنها را بجا بیاوری.
چون علامه از مجلس بیرون رفت فخرالمحققین پسر علامه وارد شد شاه خدابنده این مسئله را از او سؤال کرد، فخرالمحققین در جواب گفت: قضای یک نماز بیشتر بر تو واجب نیست به جهت اینکه همان اولین نمازی که با آن وضوی قبل از وقت خواندی باطل شده و چون ذمه تو به خواندن قضای آن نماز مشغول بوده همیشه بر تو واجب بوده که وضو بگیری و آن نماز را بخوانی بنابراین هر چه وضو گرفته ای ولو قبل از وقت نماز یومیه صحیح بوده است و نماز با آن نیز صحیح بوده است.
چون به علامه این پاسخ را تذکر دادند پسندیده و نظر فخرالمحققین را بر رأی خود ترجیح داد و فرزندش را تحسین کرد.(962)
- فتوا

علامه حلی رأی فرزندش را بر رأی خود ترجیح داد

مرحوم علامه حلی و فرزندش فخرالمحققین هر دو در سفر و حضر مصاحب شاه خدابنده بودند و شاه خدابنده همیشه قبل از دخول وقت نماز برای نماز وضو می گرفت، یک روز علامه او را دید که پیش از وقت نماز وضو می گیرد، چون از او این را سؤال کرد شاه خدابنده گفت: من تمامی نمازهایم را به این طریق خوانده ام، علامه فرمود: نمازهایت باطل است و باید قضای آنها را بجا بیاوری.
چون علامه از مجلس بیرون رفت فخرالمحققین پسر علامه وارد شد شاه خدابنده این مسئله را از او سؤال کرد، فخرالمحققین در جواب گفت: قضای یک نماز بیشتر بر تو واجب نیست به جهت اینکه همان اولین نمازی که با آن وضوی قبل از وقت خواندی باطل شده و چون ذمه تو به خواندن قضای آن نماز مشغول بوده همیشه بر تو واجب بوده که وضو بگیری و آن نماز را بخوانی بنابراین هر چه وضو گرفته ای ولو قبل از وقت نماز یومیه صحیح بوده است و نماز با آن نیز صحیح بوده است.
چون به علامه این پاسخ را تذکر دادند پسندیده و نظر فخرالمحققین را بر رأی خود ترجیح داد و فرزندش را تحسین کرد.(963)
- میرزای شیرازی

هوشیاری سیاسی میرزا درباره قتل فرزندش

استاد عبدالرحیم محمد علی در کتاب شیخ الباحثین آقابزرگ تهرانی داستانی آورده است که در ذیل می خوانید:
یکی از دوستان واقعه ای را نقل کرد: شخصی از مردم سامرا به دلیلی عاطفی نسبت به میرزای شیرازی کینه می ورزید، پسر بزرگ میرزا (میرزا محمد شیرازی) را مضروب ساخت و میرزا محمد در اثر این سانحه درگذشت، میرزای شیرازی برای حفظ وحدت بین مسلمانان سکوت اختیار کرد و کمترین واکنشی نشان نداد.
دشمنان اسلام خواستند برای ایجاد فتنه از آن بهره برداری کنند بدین منظور عده ای به سامرا آمدند و به خدمت میرزا رسیده و از وی درخواست کردند تا در مورد این ضایعه اسفناک و از دست رفتن فرزندش اقدامی نمایند. میرزا با این پیشنهاد مخالفت کرده و فرمود: شما حق ندارید در هیچ یک از امور مربوط به مسلمانان و سرزمینهای ما مداخله کنید، این یک قضیه ساده است که میان دو برادر اتفاق افتاده است.
این جریان در آن ایام در استانبول به باب عالی رسید، خلیفه عثمانی از این موضعگیری هوشمندانه مرجع شیعه شادمان شد و به والی بغداد دستور داد که خود به حضور میرزا برسد و از وی تشکر کند و از وقوع حادثه اعتذار جوید و ابراز تأسف نماید.(964)
- تدبیر