فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 4

سید نعمت الله حسینی‏‏‏‏‏‏

پاسخ میرفندرسکی به پادشاه هند درباره معاویه

نقل است که میرابوالقاسم فندرسکی در اثناء سیاحت خود به هندوستان رسید پادشاه آنجا خواهش ملاقات با سید را نمود و سید به جهت سنی بودن پادشاه قرار ملاقات نداد تا بعد از اصرار پادشاه سید به این شرط قرار ملاقات داد که گفتگوی مذهب نشود پس از ملاقات شاه گفت: هر چند قرار بر این شده که گفتگو از مذهب نشود لکن یک سؤال می کنم در خصوص معاویه که شما به چه علت او را سب می کنید؟ سید گفت: جواب این بعد از سؤالی است که از پادشاه می کنم. پادشاه گفت: بیان نمائید.
سید گفت: چنانچه فرض کنیم که علی و معاویه در وقتی که اراده قتال داشتند تو می بودی و هر یک تو را می طلبیدند به جهت قتال آیا امر کدام یک را اطاعت می کردی؟
شاه گفت: نظر به اینکه علی بالاجماع خلیفه است و مخالفت او کفر است البته از علی اطاعت می کردم.
سید فرمود بعد از حضور و تهیه صفوف هرگاه معاویه خود به قتال می آمد و مبارز می طلبید و علی تو را امر می فرمود که به جنگ او روی مخالفت می کردی یا اطاعت؟
شاه گفت چون مخالفت او کفر است اطاعت می کردم.
سید گفت: بعد از مقاتله با معاویه هرگاه او تیغ حواله تو می کرد آیا تن به کشتن می دادی یا از جهاد فرار می کردی یا تو نیز تیغ بر او می کشیدی و سعی در کشتن او می کردی؟
شاه گفت: البته سعی در کشتن او می کردم.
سید گفت: این امر را اطاعت می دانستی یا معصیت؟
شاه گفت: نظر به اینکه به امر علی - علیه السلام - بود طاعت بود.
سید گفت: شخصی که تو سعی در کشتن او را طاعت دانی از من چه سؤال می کنی در سب مذمت آن، آن شاه ساکت شد.(936)
- معاویه

پاسخ میرفندرسکی به پادشاه هند درباره معاویه

نقل است که میرابوالقاسم فندرسکی در اثناء سیاحت خود به هندوستان رسید پادشاه آنجا خواهش ملاقات با سید را نمود و سید به جهت سنی بودن پادشاه قرار ملاقات نداد تا بعد از اصرار پادشاه سید به این شرط قرار ملاقات داد که گفتگوی مذهب نشود پس از ملاقات شاه گفت: هر چند قرار بر این شده که گفتگو از مذهب نشود لکن یک سؤال می کنم در خصوص معاویه که شما به چه علت او را سب می کنید؟ سید گفت: جواب این بعد از سؤالی است که از پادشاه می کنم. پادشاه گفت: بیان نمائید.
سید گفت: چنانچه فرض کنیم که علی و معاویه در وقتی که اراده قتال داشتند تو می بودی و هر یک تو را می طلبیدند به جهت قتال آیا امر کدام یک را اطاعت می کردی؟
شاه گفت: نظر به اینکه علی بالاجماع خلیفه است و مخالفت او کفر است البته از علی اطاعت می کردم.
سید فرمود بعد از حضور و تهیه صفوف هرگاه معاویه خود به قتال می آمد و مبارز می طلبید و علی تو را امر می فرمود که به جنگ او روی مخالفت می کردی یا اطاعت؟
شاه گفت چون مخالفت او کفر است اطاعت می کردم.
سید گفت: بعد از مقاتله با معاویه هرگاه او تیغ حواله تو می کرد آیا تن به کشتن می دادی یا از جهاد فرار می کردی یا تو نیز تیغ بر او می کشیدی و سعی در کشتن او می کردی؟
شاه گفت: البته سعی در کشتن او می کردم.
سید گفت: این امر را اطاعت می دانستی یا معصیت؟
شاه گفت: نظر به اینکه به امر علی - علیه السلام - بود طاعت بود.
سید گفت: شخصی که تو سعی در کشتن او را طاعت دانی از من چه سؤال می کنی در سب مذمت آن، آن شاه ساکت شد.(937)
- حق و باطل

پاسخ میرفندرسکی به پادشاه هند درباره معاویه

نقل است که میرابوالقاسم فندرسکی در اثناء سیاحت خود به هندوستان رسید پادشاه آنجا خواهش ملاقات با سید را نمود و سید به جهت سنی بودن پادشاه قرار ملاقات نداد تا بعد از اصرار پادشاه سید به این شرط قرار ملاقات داد که گفتگوی مذهب نشود پس از ملاقات شاه گفت: هر چند قرار بر این شده که گفتگو از مذهب نشود لکن یک سؤال می کنم در خصوص معاویه که شما به چه علت او را سب می کنید؟ سید گفت: جواب این بعد از سؤالی است که از پادشاه می کنم. پادشاه گفت: بیان نمائید.
سید گفت: چنانچه فرض کنیم که علی و معاویه در وقتی که اراده قتال داشتند تو می بودی و هر یک تو را می طلبیدند به جهت قتال آیا امر کدام یک را اطاعت می کردی؟
شاه گفت: نظر به اینکه علی بالاجماع خلیفه است و مخالفت او کفر است البته از علی اطاعت می کردم.
سید فرمود بعد از حضور و تهیه صفوف هرگاه معاویه خود به قتال می آمد و مبارز می طلبید و علی تو را امر می فرمود که به جنگ او روی مخالفت می کردی یا اطاعت؟
شاه گفت چون مخالفت او کفر است اطاعت می کردم.
سید گفت: بعد از مقاتله با معاویه هرگاه او تیغ حواله تو می کرد آیا تن به کشتن می دادی یا از جهاد فرار می کردی یا تو نیز تیغ بر او می کشیدی و سعی در کشتن او می کردی؟
شاه گفت: البته سعی در کشتن او می کردم.
سید گفت: این امر را اطاعت می دانستی یا معصیت؟
شاه گفت: نظر به اینکه به امر علی - علیه السلام - بود طاعت بود.
سید گفت: شخصی که تو سعی در کشتن او را طاعت دانی از من چه سؤال می کنی در سب مذمت آن، آن شاه ساکت شد.(938)
- میرداماد