فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 4

سید نعمت الله حسینی‏‏‏‏‏‏

بوذرجمهر بواسطه یک تعبیر خواب به وزارت نائل شد

در صدف نقل می کند که: سبب وزارت بوذرجمهر این بود که شبی کسری در خواب دید درخت زیبائی در مقابل تخت او روئیده و در دست او کاسه شرابی بود ناگهان خوکی ظاهر شده و رفت در بالای آن درخت نشست و آن شرابی را که در دست او بود خورد.
کسری از این خواب غمگین شده و در صدد تعبیر این خواب برآمد ولی کسی از اطرافیان او نتوانست این خواب را تعبیر کند ناچار کسری امر نمود که در تمام شهرستانها جار بزنند تا شاید کسی پیدا بشود و این خواب را تعبیر کند.
مردی از آن جارچیها به معلمی رسید و درباره تعبیر خواب کسری از فکر او استمداد نمود ولی آن معلم نیز مثل همه در جواب آن عاجز ماند، بوذرجمهر که از شاگردان آن معلم بود گفت: من می توانم این خواب را تعبیر کنم ولی به شرط اینکه مرا به نزد پادشاه ببرید، آن مرد جارچی تمام مخارج او را متحمل شده و او را پیش کسری حاضر ساخت، کسری اطاق را خلوت کرده و تعبیر خوابش را از او خواست.
بوذرجمهر گفت: این خواب تو دلالت می کند بر اینکه یک نفر از اهل حرمسرای تو به مردی علاقه پیدا کرده، و آن مرد همیشه در نزدیک او می باشد و اگر خواستی حقیقت گفتار مرا بدانی تمام کنیزان خود را حاضر کن آن وقت می بینی که یکی از آنها مرد است و چون کسری تحقیق کرد مردی را دید که لباس زن پوشیده و با یک نفر از دختران پادشاه که سابقاً عاشق او بوده آمده است، پس هر دو را کشته و بوذرجمهر را از خواص خود قرار داد تا به مقام وزارت رسید.(934)
- وزارت

بوذرجمهر بواسطه یک تعبیر خواب به وزارت نائل شد

در صدف نقل می کند که: سبب وزارت بوذرجمهر این بود که شبی کسری در خواب دید درخت زیبائی در مقابل تخت او روئیده و در دست او کاسه شرابی بود ناگهان خوکی ظاهر شده و رفت در بالای آن درخت نشست و آن شرابی را که در دست او بود خورد.
کسری از این خواب غمگین شده و در صدد تعبیر این خواب برآمد ولی کسی از اطرافیان او نتوانست این خواب را تعبیر کند ناچار کسری امر نمود که در تمام شهرستانها جار بزنند تا شاید کسی پیدا بشود و این خواب را تعبیر کند.
مردی از آن جارچیها به معلمی رسید و درباره تعبیر خواب کسری از فکر او استمداد نمود ولی آن معلم نیز مثل همه در جواب آن عاجز ماند، بوذرجمهر که از شاگردان آن معلم بود گفت: من می توانم این خواب را تعبیر کنم ولی به شرط اینکه مرا به نزد پادشاه ببرید، آن مرد جارچی تمام مخارج او را متحمل شده و او را پیش کسری حاضر ساخت، کسری اطاق را خلوت کرده و تعبیر خوابش را از او خواست.
بوذرجمهر گفت: این خواب تو دلالت می کند بر اینکه یک نفر از اهل حرمسرای تو به مردی علاقه پیدا کرده، و آن مرد همیشه در نزدیک او می باشد و اگر خواستی حقیقت گفتار مرا بدانی تمام کنیزان خود را حاضر کن آن وقت می بینی که یکی از آنها مرد است و چون کسری تحقیق کرد مردی را دید که لباس زن پوشیده و با یک نفر از دختران پادشاه که سابقاً عاشق او بوده آمده است، پس هر دو را کشته و بوذرجمهر را از خواص خود قرار داد تا به مقام وزارت رسید.(935)
- پاسخ

پاسخ میرفندرسکی به پادشاه هند درباره معاویه

نقل است که میرابوالقاسم فندرسکی در اثناء سیاحت خود به هندوستان رسید پادشاه آنجا خواهش ملاقات با سید را نمود و سید به جهت سنی بودن پادشاه قرار ملاقات نداد تا بعد از اصرار پادشاه سید به این شرط قرار ملاقات داد که گفتگوی مذهب نشود پس از ملاقات شاه گفت: هر چند قرار بر این شده که گفتگو از مذهب نشود لکن یک سؤال می کنم در خصوص معاویه که شما به چه علت او را سب می کنید؟ سید گفت: جواب این بعد از سؤالی است که از پادشاه می کنم. پادشاه گفت: بیان نمائید.
سید گفت: چنانچه فرض کنیم که علی و معاویه در وقتی که اراده قتال داشتند تو می بودی و هر یک تو را می طلبیدند به جهت قتال آیا امر کدام یک را اطاعت می کردی؟
شاه گفت: نظر به اینکه علی بالاجماع خلیفه است و مخالفت او کفر است البته از علی اطاعت می کردم.
سید فرمود بعد از حضور و تهیه صفوف هرگاه معاویه خود به قتال می آمد و مبارز می طلبید و علی تو را امر می فرمود که به جنگ او روی مخالفت می کردی یا اطاعت؟
شاه گفت چون مخالفت او کفر است اطاعت می کردم.
سید گفت: بعد از مقاتله با معاویه هرگاه او تیغ حواله تو می کرد آیا تن به کشتن می دادی یا از جهاد فرار می کردی یا تو نیز تیغ بر او می کشیدی و سعی در کشتن او می کردی؟
شاه گفت: البته سعی در کشتن او می کردم.
سید گفت: این امر را اطاعت می دانستی یا معصیت؟
شاه گفت: نظر به اینکه به امر علی - علیه السلام - بود طاعت بود.
سید گفت: شخصی که تو سعی در کشتن او را طاعت دانی از من چه سؤال می کنی در سب مذمت آن، آن شاه ساکت شد.(936)
- معاویه