فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 4

سید نعمت الله حسینی‏‏‏‏‏‏

میر سید شریف و تدبیر و هوشیاری او

در روضة الصفا مسطور است که در سنه 779 که شاه شجاع بن مظفر در قصر زر منزل داشت امیر سید شریف به آن اردو رسیده خواست با پادشاه ملاقات نماید و او را بی واسطه به حال خویش مطلع گرداند، در آن اثناء دید مولا سعدالدین انسی صدر می خواهد به خدمت شاه برسد، خود را در لباس لشکریان نموده گفت: مردی غریب و تیراندازم از ولایت مازندران، به این منظور آمده ام که در حضور پادشاه سه چوبه تیر اندازم، از شما می خواهم که در وقت فرصت عرض مرا به شاه برسانید.
مولانا سعدالدین میر را همراه خود به دربار شاه آورد و پس از گرفتن اذن ورود و گفتن سخن تیراندازی مرد غریب به ملاقات شاه نائل شد. چون از کیفیت تیراندازی او سؤال شد سید جزوه ای که مشتمل بر اعتراضات به ارباب تصانیف نوشته بود از بغل بیرون آورده به دست شاه داد. شاه از مطالعه آن صحیفه به حال میر سید شریف آگاه شد و مراسم تعظیم و تکریم بجا آورده و از نقد و جنس بسیار به او انعام کرده و آن جناب را همراه خود به شیراز برده و منصب تدریس دارالشفای خود را به او تفویض کرد، سید شریف ده سال در شیراز به افاده فضل و کمال پرداخته و چون امیر تیمور گورکان شیراز را فتح کرد دستور داد که آن جناب به سمرقند برود جناب میر به موجب فرمان تا زمان فوت امیر تیمور به صحبت اشرار آن دیار گرفتار بود و در آن ایام میان آن جناب و مولانا سعدالدین تفتازانی مباحثاتی روی نمود و در هر مرتبه میر شریف به سبب حدت طبع وجودت ذهن به تفتازانی غلبه می کرد و فوق کل ذی علم علیم.
خدائی که بالا و پست آفرید - به بالای هر دست دست آفرید
و چون امیر تیمور از دنیا رفت دوباره آن بزرگوار به شیراز آمد و در تاریخی که از این قطعه استفاده می شود وفات یافته است.
استاد بشر حیات عالم - سلطان جهان شریف ملت
اندر ششم ربیع ثانی - در هشتصد و شانزده ز هجرت
زین دار فنا به چارشنبه - فرمود به دار خلد رحلت(930)
- فضل

میر سید شریف و تدبیر و هوشیاری او

در روضة الصفا مسطور است که در سنه 779 که شاه شجاع بن مظفر در قصر زر منزل داشت امیر سید شریف به آن اردو رسیده خواست با پادشاه ملاقات نماید و او را بی واسطه به حال خویش مطلع گرداند، در آن اثناء دید مولا سعدالدین انسی صدر می خواهد به خدمت شاه برسد، خود را در لباس لشکریان نموده گفت: مردی غریب و تیراندازم از ولایت مازندران، به این منظور آمده ام که در حضور پادشاه سه چوبه تیر اندازم، از شما می خواهم که در وقت فرصت عرض مرا به شاه برسانید.
مولانا سعدالدین میر را همراه خود به دربار شاه آورد و پس از گرفتن اذن ورود و گفتن سخن تیراندازی مرد غریب به ملاقات شاه نائل شد. چون از کیفیت تیراندازی او سؤال شد سید جزوه ای که مشتمل بر اعتراضات به ارباب تصانیف نوشته بود از بغل بیرون آورده به دست شاه داد. شاه از مطالعه آن صحیفه به حال میر سید شریف آگاه شد و مراسم تعظیم و تکریم بجا آورده و از نقد و جنس بسیار به او انعام کرده و آن جناب را همراه خود به شیراز برده و منصب تدریس دارالشفای خود را به او تفویض کرد، سید شریف ده سال در شیراز به افاده فضل و کمال پرداخته و چون امیر تیمور گورکان شیراز را فتح کرد دستور داد که آن جناب به سمرقند برود جناب میر به موجب فرمان تا زمان فوت امیر تیمور به صحبت اشرار آن دیار گرفتار بود و در آن ایام میان آن جناب و مولانا سعدالدین تفتازانی مباحثاتی روی نمود و در هر مرتبه میر شریف به سبب حدت طبع وجودت ذهن به تفتازانی غلبه می کرد و فوق کل ذی علم علیم.
خدائی که بالا و پست آفرید - به بالای هر دست دست آفرید
و چون امیر تیمور از دنیا رفت دوباره آن بزرگوار به شیراز آمد و در تاریخی که از این قطعه استفاده می شود وفات یافته است.
استاد بشر حیات عالم - سلطان جهان شریف ملت
اندر ششم ربیع ثانی - در هشتصد و شانزده ز هجرت
زین دار فنا به چارشنبه - فرمود به دار خلد رحلت(931)
- وصیت

وصایائی از ابن فهد برای شاگردش

یکی از شاگردان برجسته مرحوم احمد بن فهد مرحوم سید محمد ابن فلاح بن محمد موسوی بود که از اجداد سید خلف بن عبدالمطلب تستری حویزی مشعشعی بود که ابن فهد مذکور رساله ای را برای او تألیف نموده و وصایائی در آن رساله برای او ذکر کرده است و از آن وصایا یکی این است که نوشته است:
سیظهر السلطان شاه اسماعیل الصفوی، حیث اخبر امیرالمؤمنین - علیه السلام - یوم حرب صفین بعد ما قتل عمار بن یاسر، ببعض الملاحم من خروج چنگیز خان و ظهور شاه اسماعیل الماضی و لذلک قد وصی ابن فهد فی تلک الرسالة بلزوم اطاعة ولاة حویزه ممن ادرک زمان الشاه اسماعیل المذکور لذلک السلطان لظهور حقیة و بهور غلبة.(932)
- پیشگوئی