فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 4

سید نعمت الله حسینی‏‏‏‏‏‏

این نتیجه ده سال خوشرفتاری است

یکی از بزرگان نقل می کند که مرحوم سید محسن امین عاملی را تشییع جنازه یکی از بزرگان علمای سنی در بازار حمیدیه شام دیدم، با سرعت به سویش رفتم چون به مسجد اموی رسیدیم مسجد پر از جمعیت شد سید بر آن جنازه نماز خواند، پس از نماز مردم دست سید را می بوسیدند من تعجب می کردم که این سنی ها دست یک عالم شیعی را می بوسند؟ از سید علت را پرسیدم؟ او فرمود: این نتیجه ده سال خوشرفتاری است، بعد فرمود: وقتی من به شام آمدم بعضی از نادانها سخت ترین دشمنان را بر من شورانیدند، هر وقت به خیابان می رفتم به فرزندان خود دستور می دادند به من سنگ بزنند و بعضی اوقات عمامه ام را از عقب می کشیدند من بر همه آزارها صبر کردم و با آنها خوشرفتاری کردم در تشییع جنازه هایشان شرکت کردم به عیادت مریضهایشان رفتم، جویای احوالشان می شدم تا اینکه دشمنی به دوستی مبدل شد.(926)
- مدارا

این نتیجه ده سال خوشرفتاری است

یکی از بزرگان نقل می کند که مرحوم سید محسن امین عاملی را تشییع جنازه یکی از بزرگان علمای سنی در بازار حمیدیه شام دیدم، با سرعت به سویش رفتم چون به مسجد اموی رسیدیم مسجد پر از جمعیت شد سید بر آن جنازه نماز خواند، پس از نماز مردم دست سید را می بوسیدند من تعجب می کردم که این سنی ها دست یک عالم شیعی را می بوسند؟ از سید علت را پرسیدم؟ او فرمود: این نتیجه ده سال خوشرفتاری است، بعد فرمود: وقتی من به شام آمدم بعضی از نادانها سخت ترین دشمنان را بر من شورانیدند، هر وقت به خیابان می رفتم به فرزندان خود دستور می دادند به من سنگ بزنند و بعضی اوقات عمامه ام را از عقب می کشیدند من بر همه آزارها صبر کردم و با آنها خوشرفتاری کردم در تشییع جنازه هایشان شرکت کردم به عیادت مریضهایشان رفتم، جویای احوالشان می شدم تا اینکه دشمنی به دوستی مبدل شد.(927)
- علمای دین

مولا اسماعیل مازندرانی و جواب او به پیام شاه

مولا اسماعیل مازندرانی به گفته صاحب تکمله امل الامل از علمای فاضلین و از فحول اهل علم بود و گفته که شنیده ام از بعض ثقات که کتاب شفا را به تمامه سی بار ملاحظه فرموده یا به خواندن یا به تدریس یا به مطالعه و شنیده ام که جای چند ورق از کتاب شفا افتاده بود آن را از حفظ نوشت چون به کتاب صحیح مقابله کردند در یک حرف یا دو حرف تفاوت بود تا آنکه می گوید: و از مردمانی که برای دنیا تحصیل علم می کردند نفرت داشت و صاحب شدت عظیم در تسدید عقائد حقه بود و در اجرای امور دین همت عظیم داشت شنیده ام که مردی نزد سلطان آن زمان حاضر بوده و در اثنای سخن آن مرد بیدین سخنی گفت که دلالت بر انکار معاد جسمانی داشت و پادشاه آن حرف را گویا پسندیده بود، پس شخصی از اهل مجلس می گوید که نزد مولا اسماعیل کسی را می فرستیم هر چه او بفرماید حق است.
پس فرستاده به خدمت ایشان آمده و ماجرا را به عرض ایشان رسانید مولانا فرمود آن مرد و پادشاه گه خوردند! بعد از آن امر معاد را برای او مفصل بیان کرد. وفاتش 1177 واقع شد.(928)
- معاد