فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 4

سید نعمت الله حسینی‏‏‏‏‏‏

سؤال خواجه نصیر از اعلم علماء شهر و پاسخ هوشیارانه

مرحوم علامه گفته است: خواجه نصیرالدین وزیر هلاکو بود وقتی که به عراق آمد وارد حله شد، فقها و دانشمندان در نزد او جمع شدند پس خواجه در آن مجلس از فقیه نجم الدین ابوالقاسم جعفر بن سعید سؤال کرد: از این جماعت علماء کدامیک اعلم می باشند؟
نجم الدین جواب داد همه شان اعلمند چون اگر یکی در علمی مبرز و فاضل باشد دیگری نیز در فنی دیگر فاضل و مبرز است.
خواجه پرسید کدام در اصول دین و اصول فقه اعلم است؟
پاسخ داد: علامه حلی و شیخ مفیدالدین محمد بن جهم که این دو نفر اعلمند به علم کلام و اصول فقه.
شیخ یحیی بن سعید از پسر گله کرد که چرا مرا اسم نبردی؟ او در جواب گفت: من ترسیدم خواجه مسئله ای را از تو سؤال کند و تو نتوانی پاسخ بدهی و من خجالت بکشم.
- مقدس اردبیلی

مقدس اردبیلی خود را مغلوب نشان داد که شکوه شیخ بها نشکند

مرحوم شیخ بها(ره) همراه یکی از پادشاهان صفوی به نجف اشرف آمدند و با مرحوم مقدس اردبیلی ملاقاتی به عمل آوردند، سخن در میان شیخ و مقدس زیاد رد و بدل شد تا اینکه شیخ ظاهراً بر مقدس غالب گردید ولی همین که مجلس باعث بحث تمام شد، مرحوم مقدس دست شیخ را گرفت و به گوشه ای خلوت برد و بر سخنان شیخ اشکال کرد به طوری که شیخ بها به اشتباهش پی برد و به صحیح بودن کلام مقدس اردبیلی اعتراف کرد، شیخ رو به مقدس کرده گفت: چرا در مجلس شاه این ایرادها را نگفتی؟
مقدس فرمود: چون تو شیخ الاسلام در ایران هستی و شاه تو را به عظمت و بزرگی نگاه می کند، اگر من در مقابل شاه بر تو غالب می شدم، از عظمت و مقام تو در نزد شاه کاسته می شد و آن شکوه و احترامی که نزد شاه داری از بین می رفت و اگر تو در نزد شاه بر من غالب شوی در نزد شاه بیشتر عزیز و محترم می شدی و من به جهت رعایت این جهات اگر مغلوب شدم اهمیتی ندارد چون من طلبه ای از طلاب نجف هستم و درجه و مقام علمی من کاری را از پیش نمی برد، لذا من در حضور شاه جواب نگفتم اما موضوع را الان به شما گفتم چون خواستم حق را اظهار کنم.(919)
- شیخ بهائی

مقدس اردبیلی خود را مغلوب نشان داد که شکوه شیخ بها نشکند

مرحوم شیخ بها(ره) همراه یکی از پادشاهان صفوی به نجف اشرف آمدند و با مرحوم مقدس اردبیلی ملاقاتی به عمل آوردند، سخن در میان شیخ و مقدس زیاد رد و بدل شد تا اینکه شیخ ظاهراً بر مقدس غالب گردید ولی همین که مجلس باعث بحث تمام شد، مرحوم مقدس دست شیخ را گرفت و به گوشه ای خلوت برد و بر سخنان شیخ اشکال کرد به طوری که شیخ بها به اشتباهش پی برد و به صحیح بودن کلام مقدس اردبیلی اعتراف کرد، شیخ رو به مقدس کرده گفت: چرا در مجلس شاه این ایرادها را نگفتی؟
مقدس فرمود: چون تو شیخ الاسلام در ایران هستی و شاه تو را به عظمت و بزرگی نگاه می کند، اگر من در مقابل شاه بر تو غالب می شدم، از عظمت و مقام تو در نزد شاه کاسته می شد و آن شکوه و احترامی که نزد شاه داری از بین می رفت و اگر تو در نزد شاه بر من غالب شوی در نزد شاه بیشتر عزیز و محترم می شدی و من به جهت رعایت این جهات اگر مغلوب شدم اهمیتی ندارد چون من طلبه ای از طلاب نجف هستم و درجه و مقام علمی من کاری را از پیش نمی برد، لذا من در حضور شاه جواب نگفتم اما موضوع را الان به شما گفتم چون خواستم حق را اظهار کنم.(920)
- تدبیر