فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 4

سید نعمت الله حسینی‏‏‏‏‏‏

ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی نائب سوم امام زمان عجل الله تعالی فرجه

ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی، از مردان نامی و دانا و توانای خاندان بزرگ شیعه ایرانی نوبختی است که مقیم بغداد بودند. حسین بن روح سومین نائب از نواب اربعه و سفرای چهارگانه حضرت امام زمان عجل الله تعالی فرجه است که از سال 304 یا 305 پس از رحلت نائب دوم امام محمد بن عثمان عمری تا سال 326 ه رابط میان شیعیان و امام غائب بود.
شیخ طوسی در کتاب غیبت، می نویسد: هارون بن موسی تلعکبری، از ابوعلی محمد بن همام برای من روایت کرد که: محمد ابن عثمان پیش از رحلتش ما را که از رؤسای شیعه بودیم جمع کرد و گفت: اگر حادثه وفات من به وقوع پیوست جانشین من حسین به روح نوبختی است. زیرا مأمورم او را به جای خود قرار دهم، شما هم به او مراجعه کنید و به او اعتماد کنید.
- تدبیر

خردمندتر از حسین بن روح ندیدم

شیخ طوسی پس از نقل این توقیع و توقیعات عبدالله بن جعفر حمیری می نویسد: ابوالقاسم حسین بن روح نزد دوست و دشمن داناترین مردم بود، و از مخالفین تقیه می کرد، ابونصر هبة الله بن محمد روایت کرده که ابوعبدالله بن غالب، و ابوالحسن بن ابی الطیب برای من نقل کردند که خردمندتر از شیخ ابوالقاسم حسین بن روح ندیدم.
روزی او را در خانه ابن یسار وزیر دیدیم. او در نزد بزرگان مملکت و شخص المقتدر بالله خلیفه عباسی دارای جایگاهی بزرگ بود. اهل تسنن هم او را بزرگ می داشتند، وی از روی تقیه و ترس در خانه ابن یسار حاضر می شد.
روزی در آنجا دو نفر از دانشمندان عامه به گفتگو پرداختند و حسین بن روح هم حاضر بود، یکی از آن دو نفر معتقد بود که بعد از پیغمبر - صلی الله علیه و آله - ابوبکر از همه مردم برتر است، و بعد از او عمر و پس از وی علی - علیه السلام - قرار دارند، دومی گفت: علی از عمر افضل بود و در این باره میان ایشان گفتگو بالا گرفت. در این میان حسین بن روح رضی الله عنه گفت: آنچه مورد اتفاق صاحب است این است که صدیق را مقدم می دارند و پس از وی فاروق و پس از او عثمان ذوالنورین آنگاه علی وصی.
اهل حدیث هم بر این عقیده اند و در نزد شیعه نزد صحیح همین است.
آنها که در مجلس حضور داشتند از این سخن در شگفت ماندند و او را به روی سر خود برداشتند و برای او دعا کردند و به کسانی که او را رافضی می دانستند بد گفتند.
من از این منظره خنده ام گرفت ولی خودداری کردم و آستین خود را در دهان فرو بردم مبادا به خاطر بیفتم، سپس برخاسته رفتم، حسین بن روح نگاهی به من فرمود و متوجه وضع من گردید چون به خانه برگشتم دیدم کسی در می زند وقتی در را باز کردم دیدم ابوالقاسم حسین بن روح است پیش از آنکه به خانه خود برود به نزد من آمده است. او مرا مخاطب قرار داده گفت: ای بنده خدا چرا در مجلس خندیدی و می خواستی مرا به خطر بیندازی؟ آیا آنچه گفتم به نظر تو مناسب آنجا نبود؟
گفتم: چرا مناسب بود، گفت: پس از خدا بترس. اگر این سخن را در چنین شرایط و مجلسی از من بزرگ شماری تو را حلال نمی کنم.
گفتم: ای آقای من، مردی که خود را نائب امام می داند اگر چنین سخنی بگوید نباید از وی تعجب نمود و به گفته او خندید؟
حسین بن روح گفت: به جان خودت اگر بار دیگر این سخن را تکرار کنی با تو قطع علاقه خواهم کرد سپس خداحافظی کرد و رفت.
همچنین ابونصر هبة الله بن محمد نقل کرد: ابوالحسن بن کبریاء نوبختی گفت که: به حسین بن روح خبر رسید که یکی از خادمان او معاویه را لعن می کند و به وی ناسزا می گوید، حسین بن روح دستور داد او را راندند و از خدمت معزولش کردند پس از مدتی یکی از بستگان وی (حسین بن روح) او را استخدام کرد.
حسین بن روح همه این کارها را به خاطر تقیه انجام می داد.(906)
- نواب اربعه

چطور شد که حسین بن روح نائب امام زمان شد

ابوالعباس بن نوح می گوید: در مصر از جماعتی از علمای شیعه شنیدم که می گفتند: از ابوسهل نوبختی پرسیدند: چطور شد که ابوالقاسم حسین بن روح نائب امام زمان - علیه السلام - شد و تو نشدی؟ ابوسهل در جواب گفت: ائمه طاهرین - علیهم السلام - بهتر می دانند چه کسی را برای این منصب برگزینند، من مردی هستم که با دشمنان شیعه ملاقات نموده و با آنها در امور اعتقادی مناظره می کنم. اگر من مانند ابوالقاسم حسین بن روح مکان امام زمان - علیه السلام - را می شناختم، شاید هنگام مناظره و گفتگو که در آوردن دلیل معطل می ماندم، برای اثبات مدعای خود، جای حضرت را به آنها نشان می دادم (تا بدانند که واقعاً امام زمان زنده است) ولی ابوالقاسم چنان است که فی المثل اگر امام در دامنش پنهان باشد و او را با قیچی پاره پاره کنند دامنش را نمی گشاید که دشمنان او را ببینند.(907)
- لیاقت