فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 4

سید نعمت الله حسینی‏‏‏‏‏‏

داستان منصور حلاج با ابوسهل نوبختی

گویند منصور حلاج ابوسهل نوبختی را به خود دعوت کرد و نوبختی به فرستاده حلاج گفت: من سر سلسله مذهبی می باشم و دنبال من هزار نفرند که اگر من دعوت حلاج را بپذیرم آنان نیز از من پیروی کنند، اگر موی سر مرا که از جلو ریخته است دوباره برویاند من چیز دیگری از وی نخواهم خواست، و آن فرستاده رفت و دیگر برنگشت.
روزی در مجمعی حلاج دست را تکان داد که بر گروهی مشک بارید و بار دیگر تکان داده و از آن سکه های درهم فرو ریخت، یکی از حاضران که فهمیده و باهوش بود (همان ابوسهل نوبختی است که ابن ندیم دانسته یا ندانسته از آن به صورت مجهول نام می برد) گفت: این که همان درهم معروف است، من به تو ایمان می آورم اگر درهمی بدهی که در آن نام تو و پدرت باشد.
حلاج گفت: این شدنی نیست زیرا چنین درهمی ساخته نشده آن مرد گفت: کسی که حاضر می کند چیزی را که حاضر نیست باید بتواند چیزی را بسازد که ساخته نشده است.(903)
- کرامات

داستان منصور حلاج با ابوسهل نوبختی

گویند منصور حلاج ابوسهل نوبختی را به خود دعوت کرد و نوبختی به فرستاده حلاج گفت: من سر سلسله مذهبی می باشم و دنبال من هزار نفرند که اگر من دعوت حلاج را بپذیرم آنان نیز از من پیروی کنند، اگر موی سر مرا که از جلو ریخته است دوباره برویاند من چیز دیگری از وی نخواهم خواست، و آن فرستاده رفت و دیگر برنگشت.
روزی در مجمعی حلاج دست را تکان داد که بر گروهی مشک بارید و بار دیگر تکان داده و از آن سکه های درهم فرو ریخت، یکی از حاضران که فهمیده و باهوش بود (همان ابوسهل نوبختی است که ابن ندیم دانسته یا ندانسته از آن به صورت مجهول نام می برد) گفت: این که همان درهم معروف است، من به تو ایمان می آورم اگر درهمی بدهی که در آن نام تو و پدرت باشد.
حلاج گفت: این شدنی نیست زیرا چنین درهمی ساخته نشده آن مرد گفت: کسی که حاضر می کند چیزی را که حاضر نیست باید بتواند چیزی را بسازد که ساخته نشده است.(904)
- امام زمان عج

ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی نائب سوم امام زمان عجل الله تعالی فرجه

ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی، از مردان نامی و دانا و توانای خاندان بزرگ شیعه ایرانی نوبختی است که مقیم بغداد بودند. حسین بن روح سومین نائب از نواب اربعه و سفرای چهارگانه حضرت امام زمان عجل الله تعالی فرجه است که از سال 304 یا 305 پس از رحلت نائب دوم امام محمد بن عثمان عمری تا سال 326 ه رابط میان شیعیان و امام غائب بود.
شیخ طوسی در کتاب غیبت، می نویسد: هارون بن موسی تلعکبری، از ابوعلی محمد بن همام برای من روایت کرد که: محمد ابن عثمان پیش از رحلتش ما را که از رؤسای شیعه بودیم جمع کرد و گفت: اگر حادثه وفات من به وقوع پیوست جانشین من حسین به روح نوبختی است. زیرا مأمورم او را به جای خود قرار دهم، شما هم به او مراجعه کنید و به او اعتماد کنید.
- نواب اربعه