فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 4

سید نعمت الله حسینی‏‏‏‏‏‏

شور در انتخاب مرجع شایسته

استاد محمد واعظ زاده خراسانی می گوید: پس از وحید بهبهانی، رسم شده بود که پس از فوت یک مرجع بزرگ، شاگردان مبرز وی و یا معاصران او از میان خود کسی را نامزد مرجعیت کرده و زمام امر را به او واگذار می کردند، این شیوه پسندیده، که در زمان ما شاید عمل به آن ضرورت داشته باشد، تا زمان میرزای شیرازی مرسوم بود. هر چند کم و بیش در نجف و شهرهای مهم ایران، مراجع تقلید دیگر هم وجود داشتند، ولی ریاست مذهب، به عهده یک نفر بود.
معروف است پس از فوت شیخ انصاری، شاگردان برجسته او، که از لحاظ علمی شاید صلاحیت مرجعیت داشتند، به شور نشستند و مرحوم میرزای شیرازی را به عنوان رئیس و مرجع کل برگزیدند. گفته می شود در آن جلسه، مرحوم شیخ حبیب الله رشتی، که ظاهراً از لحاظ رتبه و سن بر دیگر شاگردان شیخ مقدم بوده است اظهار داشته است: (ما همه از لحاظ علمی صلاحیت داریم، ولی عقل و تدبیر میرزا منحصر به خود او است و او شایسته این مقام است) نتیجه این شورا آن شد که مرحوم میرزای شیرازی، پس از فوت شیخ انصاری از سال 1381 ق تا سال 1412، حدود سی و یک سال، با نهایت قدرت و عظمت در حساسترین شرایط زندگی منطقه، زعامت روحانیت شیعه را به عهده گرفتند، پدر من که دوران ریاست او را درک کرده و به فاصله چند سال، مکرراً او را دیده بود، داستانها از او نقل می کرد و از دیگران هم چیزهائی شنیده ام.
حال باید این شیوه مرضیه مرجعیت که با شور علما تعیین می گردید و ظاهراً پس از میرزای شیرازی از بین رفت، تحقق کافی صورت گیرد تا راهگشای تشکیلات روحانیت آینده شیعه باشد.
بحث در شیوه برگزیدن مرجع تقلید بخصوص پس از انقلاب اسلامی، از اهمیت خاصی برخوردار است، و با اوضاع و احوال ایران و انقلاب اسلامی کاملاً سازگار است و برای سر و سامان دادن به وضع حوزه ها ضرورت دارد.
دخالت مستقیم روحانیت در سیاست، در قرن 13 هجری بارها به چشم می خورد، از جمله در جنگ ایران و روس و در ماجرای بابیت و جز آن و شاید رویداد تنباکو از مهمترین و مؤثرترین آنها باشد، این در حالی است که ظاهراً در دوران مرجعیت شیخ انصاری و چند سال پیش از آن، دخالت روحانیت، در امور سیاسی افت کرده بود و چیز مهمی به چشم نمی خورد، یا کاملاً ثبت نشده است.
اما پس از میرزای شیرازی، به فاصله تقریباً 12 سال هنگامه عظیم و گسترده مشروطیت، روحانیت را با تمام وجود درگیر با مسائل سیاسی کرد که بعداً هم با نوساناتی ادامه داشت و به قیام فراگیر امام خمینی(ره) متصل شد.
با توجه به این امر، باید گفت: حرکت میرزای شیرازی، آغازگر جنبش سیاسی روحانی قرن 14 هجری و قیام امام خمینی آغازگر جنبشهای قرن 15 است که ان شاء الله جهان اسلام را در بر خواهد گرفت و از هم اکنون نشانه های آن در جهان اسلام به چشم می خورد.(894)
- امام زمان(عج)

پاسخهای امام زمان علیه السلام به اسحاق بن یعقوب که فواید زیادی دارد

مرحوم کلینی با سند خود از اسحاق بن یعقوب روایت نموده که گفت: از محمد بن عثمان رحمه الله تقاضا نمودم نامه مرا که مشتمل بر پاره ای از مسائل مشکلی که برایم پدید آمده است به ناحیه مقدسه تقدیم دارد (او هم پذیرفت) و جواب آن با خط مولایم صاحب الزمان - علیه السلام - بدین گونه صادر شد:
خداوند تو را هدایت کند و بر اعتقاد حق ثابت و پایدار بدارد. اینکه پرسیده ای بعضی از افراد خاندان ما و عموزادگان ما منکر وجود من هستند، بدان که بین خداوند و هیچکس قرابت و خویشی نیست. هر کس منکر وجود من باشد از من نیست و راهی که او می رود راه پسر نوح است.
و راهی که عمویم جعفر (کذاب که عنصری نامطلوب بود و اولاد او) پیش گرفته اند راه برادران یوسف است (که به یوسف حسد بردند).
اما فقاع (آبجو) نوشیدنش حرام است ولی نوشیدن شلماب مانعی ندارد. اما موالی که شما (به عنوان هدایا) به ما می رسانید، ما آن را برای پاک شدن شما از گناهان قبول می کنیم.
بنابراین هر کس می خواهد به ما برساند، و هر کس نمی خواهد قطع کند، آنچه خدا به ما داده است از آنچه شما می دهید بهتر است.
و اما ظهور من کی خواهد بود؟ بسته به اراده خداست، آنها که وقت آن را تعیین می کنند دروغگو هستند.
و اما حوادثی برای شما پدید می آید (و حکم آنرا نمی دانید) پس رجوع کنید به راویان حدیث ما، زیرا آنها حجت من بر شمایند و من هم حجت خدا بر آنها هستم.
(اما لحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی رواة احادیثنا فانهم حجتی علیکم و انا حجة الله علیهم).
و اما محمد بن عثمان عمری که خداوند از وی و قبل از وی از پدرش خشنود باشد، مورد وثوق من و نوشته او نوشته من است، و اما محمد بن علی بن مهزیار اهوازی، به زودی خداوند دل او را اصلاح می گرداند و شک و تردیدش را (نسبت به ما) از وی برطرف می سازد.
و اما آن مالی را که برای ما فرستاده ای نمی تواند مورد قبول ما واقع شود مگر اینکه از حرام پاک و پاکیزه گردد، پول زن خواننده هم حرام است.
و اما محمد بن شاذان بن نعیم، او مردی از دوستان ما اهلبیت است.
و اما ابوالخطاب محمد بن ابی زینب اجدع، او و پیروانش ملعون هستند، تو با آنها که عقیده اینان را دارند نشست و برخاست مکن، زیرا من از آنها بیزارم، و پدران من هم از آنها بیزار بوده اند.
و اما کسانی که امول ما را نزد خود نگاه می دارند، اگر چیزی از آن را برای خود حلال بدانند و بخورند، مثل این است که آتش خورده اند.
و اما خمس برای شیعیان ما مباح و برای ایشان تا ظهور ما حلال گشته است تا به واسطه آن ولادتشان پاک باشد، و پلید و آلوده نگردند.
و اما مردمی که از فرستادن اموال به نزد ما پشیمان شدند، و در دین خدا شک دارند، هر کس بخواهد آنچه به ما داده است به وی پس می دهیم، ما نیاز به بخشش کسانی که درباره وجود ما تردید دارد، نداریم، و اما علت غیبت که به وقوع پیوسته است، خداوند می فرماید:
یا ایها الذین آمنوا لاتسئلوا عن اشیاء ان تبدلکم تسؤکم.
و اما چگونگی انتفاعی که مردم در غیبتم از من می برند همچون انتفاع از خورشید در هنگامی که ابرها باعث شود از دیدگان غائب شود. من امان مردم در روی زمین هستم، همان طوری که ستارگان امان اهل آسمانها می باشند.
بنابراین این درهای سؤال را از چیزهائی که سودی به حال شما ندارد ببندید و خود را از آنچه نیازی به آن ندارید به مشقت نیندازید، برای تعجیل در فرج و ظهور من زیاد دعا کنید که رهائی شما از قید و بندها در این است.
والسلام علیک یا اسحاق بن یعقوب و علی من اتبع الهدی(895)
فیلسوف شهید آیت الله مطهری نوشته است: بدیهی است که مشکلات جامعه بشری نو می شود، و مشکلات نو راه حل نو می خواهد الحوادث الواقعه چیزی جز پدیده های نوظهور نیست که حل آنها بر عهده حاملان معارف اسلامی است.
سر ضرورت وجود مجتهد در هر دوره و ضرورت تقلید و رجوع به مجتهد زنده همین است و الا در یک سلسله مسائل استاندارد شده، میان تقلید از زنده یا مرده فرقی نیست، اگر مجتهدی به مسائل و مشکلات روز توجه نکند او را باید در صف مردگان شمرد، افراط و تفریط در همین جا پیدا می شود، برخی آن چنان (عوام زده) هستند که تنها معیارشان سلیقه عوام است، و عوام هم گذشته گرا هستند و به حال و آینده کاری ندارند.(896)
- نامه

پاسخهای امام زمان علیه السلام به اسحاق بن یعقوب که فواید زیادی دارد

مرحوم کلینی با سند خود از اسحاق بن یعقوب روایت نموده که گفت: از محمد بن عثمان رحمه الله تقاضا نمودم نامه مرا که مشتمل بر پاره ای از مسائل مشکلی که برایم پدید آمده است به ناحیه مقدسه تقدیم دارد (او هم پذیرفت) و جواب آن با خط مولایم صاحب الزمان - علیه السلام - بدین گونه صادر شد:
خداوند تو را هدایت کند و بر اعتقاد حق ثابت و پایدار بدارد. اینکه پرسیده ای بعضی از افراد خاندان ما و عموزادگان ما منکر وجود من هستند، بدان که بین خداوند و هیچکس قرابت و خویشی نیست. هر کس منکر وجود من باشد از من نیست و راهی که او می رود راه پسر نوح است.
و راهی که عمویم جعفر (کذاب که عنصری نامطلوب بود و اولاد او) پیش گرفته اند راه برادران یوسف است (که به یوسف حسد بردند).
اما فقاع (آبجو) نوشیدنش حرام است ولی نوشیدن شلماب مانعی ندارد. اما موالی که شما (به عنوان هدایا) به ما می رسانید، ما آن را برای پاک شدن شما از گناهان قبول می کنیم.
بنابراین هر کس می خواهد به ما برساند، و هر کس نمی خواهد قطع کند، آنچه خدا به ما داده است از آنچه شما می دهید بهتر است.
و اما ظهور من کی خواهد بود؟ بسته به اراده خداست، آنها که وقت آن را تعیین می کنند دروغگو هستند.
و اما حوادثی برای شما پدید می آید (و حکم آنرا نمی دانید) پس رجوع کنید به راویان حدیث ما، زیرا آنها حجت من بر شمایند و من هم حجت خدا بر آنها هستم.
(اما لحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی رواة احادیثنا فانهم حجتی علیکم و انا حجة الله علیهم).
و اما محمد بن عثمان عمری که خداوند از وی و قبل از وی از پدرش خشنود باشد، مورد وثوق من و نوشته او نوشته من است، و اما محمد بن علی بن مهزیار اهوازی، به زودی خداوند دل او را اصلاح می گرداند و شک و تردیدش را (نسبت به ما) از وی برطرف می سازد.
و اما آن مالی را که برای ما فرستاده ای نمی تواند مورد قبول ما واقع شود مگر اینکه از حرام پاک و پاکیزه گردد، پول زن خواننده هم حرام است.
و اما محمد بن شاذان بن نعیم، او مردی از دوستان ما اهلبیت است.
و اما ابوالخطاب محمد بن ابی زینب اجدع، او و پیروانش ملعون هستند، تو با آنها که عقیده اینان را دارند نشست و برخاست مکن، زیرا من از آنها بیزارم، و پدران من هم از آنها بیزار بوده اند.
و اما کسانی که امول ما را نزد خود نگاه می دارند، اگر چیزی از آن را برای خود حلال بدانند و بخورند، مثل این است که آتش خورده اند.
و اما خمس برای شیعیان ما مباح و برای ایشان تا ظهور ما حلال گشته است تا به واسطه آن ولادتشان پاک باشد، و پلید و آلوده نگردند.
و اما مردمی که از فرستادن اموال به نزد ما پشیمان شدند، و در دین خدا شک دارند، هر کس بخواهد آنچه به ما داده است به وی پس می دهیم، ما نیاز به بخشش کسانی که درباره وجود ما تردید دارد، نداریم، و اما علت غیبت که به وقوع پیوسته است، خداوند می فرماید:
یا ایها الذین آمنوا لاتسئلوا عن اشیاء ان تبدلکم تسؤکم.
و اما چگونگی انتفاعی که مردم در غیبتم از من می برند همچون انتفاع از خورشید در هنگامی که ابرها باعث شود از دیدگان غائب شود. من امان مردم در روی زمین هستم، همان طوری که ستارگان امان اهل آسمانها می باشند.
بنابراین این درهای سؤال را از چیزهائی که سودی به حال شما ندارد ببندید و خود را از آنچه نیازی به آن ندارید به مشقت نیندازید، برای تعجیل در فرج و ظهور من زیاد دعا کنید که رهائی شما از قید و بندها در این است.
والسلام علیک یا اسحاق بن یعقوب و علی من اتبع الهدی(897)
فیلسوف شهید آیت الله مطهری نوشته است: بدیهی است که مشکلات جامعه بشری نو می شود، و مشکلات نو راه حل نو می خواهد الحوادث الواقعه چیزی جز پدیده های نوظهور نیست که حل آنها بر عهده حاملان معارف اسلامی است.
سر ضرورت وجود مجتهد در هر دوره و ضرورت تقلید و رجوع به مجتهد زنده همین است و الا در یک سلسله مسائل استاندارد شده، میان تقلید از زنده یا مرده فرقی نیست، اگر مجتهدی به مسائل و مشکلات روز توجه نکند او را باید در صف مردگان شمرد، افراط و تفریط در همین جا پیدا می شود، برخی آن چنان (عوام زده) هستند که تنها معیارشان سلیقه عوام است، و عوام هم گذشته گرا هستند و به حال و آینده کاری ندارند.(898)
- پاسخ