فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 4

سید نعمت الله حسینی‏‏‏‏‏‏

هوشمندی و آگاهی از مسائل لازمه عالم است

پیامبر خدا فرمود: من تقدم علی المسلمین و هو یری ان فیهم من هو افضل منه فقد خان الله و رسوله و المسلمین.(892)
پیامبر اکرم با کلمه خیانت تعبیر فرموده است. و موضوع کاملاً روشن است. و آیا غیر از این خواهد بود؟ و آن ترک هوای نفسی که گفته اند نخستین آن این است که کسانی که در خود همه آن مواهب را ندارند دست به این کار نزنند.
یا اگر کسی در رأس هست، یا ممکن است باشد، که حصول (وحدت کلمه) بر او آسانتر و مترقب تر است، آنان کنار روند، و برخلاف مصالح اسلام گام بر ندارند، و برای چهل روز ریاست دنیای فانی اقدام به تکثیر رساله و تشتیت جبهه مذهبی نکنند، در بالا دیدیم که این عمل از طرف شارع صریحاً خیانت دانسته شده است خیانت به اسلام و نوامیس اسلام و حفظ اسلام، و پیشرفت اسلام و خیانت به قرآن و قبله و خیانت به امت و مصالح امت.
و آنکه افضل تعبیر فرموده است نه - مثلاً - (افقه) فی الدین یا اعلم... شاید مشعر به این نکته باشد که در زعیم افضلیت شرط است یعنی جامعیت عامه نسبت به خصوصیات لازمه، نه تنها جهت خاص و صرفاً داشتن یک تخصص ولو در حد نهائی.(893)
- مرجعیت

شور در انتخاب مرجع شایسته

استاد محمد واعظ زاده خراسانی می گوید: پس از وحید بهبهانی، رسم شده بود که پس از فوت یک مرجع بزرگ، شاگردان مبرز وی و یا معاصران او از میان خود کسی را نامزد مرجعیت کرده و زمام امر را به او واگذار می کردند، این شیوه پسندیده، که در زمان ما شاید عمل به آن ضرورت داشته باشد، تا زمان میرزای شیرازی مرسوم بود. هر چند کم و بیش در نجف و شهرهای مهم ایران، مراجع تقلید دیگر هم وجود داشتند، ولی ریاست مذهب، به عهده یک نفر بود.
معروف است پس از فوت شیخ انصاری، شاگردان برجسته او، که از لحاظ علمی شاید صلاحیت مرجعیت داشتند، به شور نشستند و مرحوم میرزای شیرازی را به عنوان رئیس و مرجع کل برگزیدند. گفته می شود در آن جلسه، مرحوم شیخ حبیب الله رشتی، که ظاهراً از لحاظ رتبه و سن بر دیگر شاگردان شیخ مقدم بوده است اظهار داشته است: (ما همه از لحاظ علمی صلاحیت داریم، ولی عقل و تدبیر میرزا منحصر به خود او است و او شایسته این مقام است) نتیجه این شورا آن شد که مرحوم میرزای شیرازی، پس از فوت شیخ انصاری از سال 1381 ق تا سال 1412، حدود سی و یک سال، با نهایت قدرت و عظمت در حساسترین شرایط زندگی منطقه، زعامت روحانیت شیعه را به عهده گرفتند، پدر من که دوران ریاست او را درک کرده و به فاصله چند سال، مکرراً او را دیده بود، داستانها از او نقل می کرد و از دیگران هم چیزهائی شنیده ام.
حال باید این شیوه مرضیه مرجعیت که با شور علما تعیین می گردید و ظاهراً پس از میرزای شیرازی از بین رفت، تحقق کافی صورت گیرد تا راهگشای تشکیلات روحانیت آینده شیعه باشد.
بحث در شیوه برگزیدن مرجع تقلید بخصوص پس از انقلاب اسلامی، از اهمیت خاصی برخوردار است، و با اوضاع و احوال ایران و انقلاب اسلامی کاملاً سازگار است و برای سر و سامان دادن به وضع حوزه ها ضرورت دارد.
دخالت مستقیم روحانیت در سیاست، در قرن 13 هجری بارها به چشم می خورد، از جمله در جنگ ایران و روس و در ماجرای بابیت و جز آن و شاید رویداد تنباکو از مهمترین و مؤثرترین آنها باشد، این در حالی است که ظاهراً در دوران مرجعیت شیخ انصاری و چند سال پیش از آن، دخالت روحانیت، در امور سیاسی افت کرده بود و چیز مهمی به چشم نمی خورد، یا کاملاً ثبت نشده است.
اما پس از میرزای شیرازی، به فاصله تقریباً 12 سال هنگامه عظیم و گسترده مشروطیت، روحانیت را با تمام وجود درگیر با مسائل سیاسی کرد که بعداً هم با نوساناتی ادامه داشت و به قیام فراگیر امام خمینی(ره) متصل شد.
با توجه به این امر، باید گفت: حرکت میرزای شیرازی، آغازگر جنبش سیاسی روحانی قرن 14 هجری و قیام امام خمینی آغازگر جنبشهای قرن 15 است که ان شاء الله جهان اسلام را در بر خواهد گرفت و از هم اکنون نشانه های آن در جهان اسلام به چشم می خورد
- شورا

شور در انتخاب مرجع شایسته

استاد محمد واعظ زاده خراسانی می گوید: پس از وحید بهبهانی، رسم شده بود که پس از فوت یک مرجع بزرگ، شاگردان مبرز وی و یا معاصران او از میان خود کسی را نامزد مرجعیت کرده و زمام امر را به او واگذار می کردند، این شیوه پسندیده، که در زمان ما شاید عمل به آن ضرورت داشته باشد، تا زمان میرزای شیرازی مرسوم بود. هر چند کم و بیش در نجف و شهرهای مهم ایران، مراجع تقلید دیگر هم وجود داشتند، ولی ریاست مذهب، به عهده یک نفر بود.
معروف است پس از فوت شیخ انصاری، شاگردان برجسته او، که از لحاظ علمی شاید صلاحیت مرجعیت داشتند، به شور نشستند و مرحوم میرزای شیرازی را به عنوان رئیس و مرجع کل برگزیدند. گفته می شود در آن جلسه، مرحوم شیخ حبیب الله رشتی، که ظاهراً از لحاظ رتبه و سن بر دیگر شاگردان شیخ مقدم بوده است اظهار داشته است: (ما همه از لحاظ علمی صلاحیت داریم، ولی عقل و تدبیر میرزا منحصر به خود او است و او شایسته این مقام است) نتیجه این شورا آن شد که مرحوم میرزای شیرازی، پس از فوت شیخ انصاری از سال 1381 ق تا سال 1412، حدود سی و یک سال، با نهایت قدرت و عظمت در حساسترین شرایط زندگی منطقه، زعامت روحانیت شیعه را به عهده گرفتند، پدر من که دوران ریاست او را درک کرده و به فاصله چند سال، مکرراً او را دیده بود، داستانها از او نقل می کرد و از دیگران هم چیزهائی شنیده ام.
حال باید این شیوه مرضیه مرجعیت که با شور علما تعیین می گردید و ظاهراً پس از میرزای شیرازی از بین رفت، تحقق کافی صورت گیرد تا راهگشای تشکیلات روحانیت آینده شیعه باشد.
بحث در شیوه برگزیدن مرجع تقلید بخصوص پس از انقلاب اسلامی، از اهمیت خاصی برخوردار است، و با اوضاع و احوال ایران و انقلاب اسلامی کاملاً سازگار است و برای سر و سامان دادن به وضع حوزه ها ضرورت دارد.
دخالت مستقیم روحانیت در سیاست، در قرن 13 هجری بارها به چشم می خورد، از جمله در جنگ ایران و روس و در ماجرای بابیت و جز آن و شاید رویداد تنباکو از مهمترین و مؤثرترین آنها باشد، این در حالی است که ظاهراً در دوران مرجعیت شیخ انصاری و چند سال پیش از آن، دخالت روحانیت، در امور سیاسی افت کرده بود و چیز مهمی به چشم نمی خورد، یا کاملاً ثبت نشده است.
اما پس از میرزای شیرازی، به فاصله تقریباً 12 سال هنگامه عظیم و گسترده مشروطیت، روحانیت را با تمام وجود درگیر با مسائل سیاسی کرد که بعداً هم با نوساناتی ادامه داشت و به قیام فراگیر امام خمینی(ره) متصل شد.
با توجه به این امر، باید گفت: حرکت میرزای شیرازی، آغازگر جنبش سیاسی روحانی قرن 14 هجری و قیام امام خمینی آغازگر جنبشهای قرن 15 است که ان شاء الله جهان اسلام را در بر خواهد گرفت و از هم اکنون نشانه های آن در جهان اسلام به چشم می خورد
- مراجع تقلید