فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 4

سید نعمت الله حسینی‏‏‏‏‏‏

دوراندیشی و آینده نگری در رهبری جامعه

چرخ زمان یک لحظه نمی ایستد، پیوسته جهان در حال دگرگونی است و این تغییر که جوهر عالم طبیعت است چهره زندگی را دگرگون می سازد و نیازهای جدیدی را پدید آورده و از چیزهائی بی نیاز می سازد، مدیر موفق نمی تواند در چاچوبه خاصی به کار خود ادامه دهد مگر اینکه پیوسته از شرایط زمان و دگرگونیهائی که در جهان رخ می دهد آگاه باشد خصوصاً در آنچه که مربوط به کار مدریریت اوست، جهان صنعت و علم پیوسته ابزار و ادواتی را عرضه می کند و از روی مجهولاتی پرده برمی دارد که ناآگاهی مدیر از آنها مایه رکود کار او می گردد و در نتیجه درجا زدن نشانه عقب گرد است در این مورد کافی است سخنی از امام صادق - علیه السلام - بشنویم که فرمود: العالم بزمانه لاتهجم علیه اللوابس.(883)
انسان آگاه از زمانه خویش هرگز غافلگیر نمی شود.
نه تنها مدیر باید از وضع جاری زمان آگاه باشد بلکه باید دوراندیش و آینده نگر نیز باشد.
در روایات پیشوایان ما از این مطلب به حزم و احتیاط تعبیر شده است تا آنجا که احتیاط را در کنار علم و دانش آورده اند که مایه حسن عاقبت است.
امیر مؤمنان - علیه السلام - می فرماید:
خذ بالحزم و الزم العلم تحمد عواقبک.(884)
احتیاط را پیشه خود ساز و از علم و دانش جدا مشو که سرانجام کار تو ستوده خواهد بود.
و امام صادق - علیه السلام - در حدیثی می فرماید:
وقف عند کل امر حتی تعرف مدخله من مخرجه قبل ان تقع فیه فتندم. (885)
هر کاری که بر تو عرضه می شود درباره آن بیندیش تا آغاز و پایان آن را به دست بیاوری پیش از آنکه در پشیمانی فرو روی.(886)
علی - علیه السلام - در مقام نصیحت عثمان که به سبب سوء سیاست و فساد تدبیر و اعمال هوی، نظام جامعه نوپای اسلامی را دچار اضطراب و فتنه ساخته بود فرمود:
فاعلم ان افضل عباد الله عند الله امام عادل هدی و هدی فاقام سنة معلومة وامات بدعة مجهولة. (887)
بدان بافضیلت ترین بندگان خدا نزد او پیشوای دادگستری است که خود بر مسیر هدایت و رستگاری گام سپارد و مردم را نیز به راه صحیح زندگانی رهنمون باشد، روش های خوب و شناخته شده را حفظ کند و شیوه های باطل و بدعت های نامطلوب را بمیراند و از بین برد.
از نظر علی - علیه السلام - آن پیشوای صالحان امام و رهبر و زمامدار حقیقی کسی است که گسترش دهنده عدل، دانش، مهر و محبت و برای همه مردم زندگی پرداز باشد فرق میان حکومت محمدی(ص) و حکومت قیصری و کسروی و همه سلطنتهای شاهنشاهی همین است.
- رهبری

هوشمندی و آگاهی از مسائل لازمه عالم است

پیامبر خدا فرمود: من تقدم علی المسلمین و هو یری ان فیهم من هو افضل منه فقد خان الله و رسوله و المسلمین.(888)
پیامبر اکرم با کلمه خیانت تعبیر فرموده است. و موضوع کاملاً روشن است. و آیا غیر از این خواهد بود؟ و آن ترک هوای نفسی که گفته اند نخستین آن این است که کسانی که در خود همه آن مواهب را ندارند دست به این کار نزنند.
یا اگر کسی در رأس هست، یا ممکن است باشد، که حصول (وحدت کلمه) بر او آسانتر و مترقب تر است، آنان کنار روند، و برخلاف مصالح اسلام گام بر ندارند، و برای چهل روز ریاست دنیای فانی اقدام به تکثیر رساله و تشتیت جبهه مذهبی نکنند، در بالا دیدیم که این عمل از طرف شارع صریحاً خیانت دانسته شده است خیانت به اسلام و نوامیس اسلام و حفظ اسلام، و پیشرفت اسلام و خیانت به قرآن و قبله و خیانت به امت و مصالح امت.
و آنکه افضل تعبیر فرموده است نه - مثلاً - (افقه) فی الدین یا اعلم... شاید مشعر به این نکته باشد که در زعیم افضلیت شرط است یعنی جامعیت عامه نسبت به خصوصیات لازمه، نه تنها جهت خاص و صرفاً داشتن یک تخصص ولو در حد نهائی.(889)
- فضل

هوشمندی و آگاهی از مسائل لازمه عالم است

پیامبر خدا فرمود: من تقدم علی المسلمین و هو یری ان فیهم من هو افضل منه فقد خان الله و رسوله و المسلمین.(890)
پیامبر اکرم با کلمه خیانت تعبیر فرموده است. و موضوع کاملاً روشن است. و آیا غیر از این خواهد بود؟ و آن ترک هوای نفسی که گفته اند نخستین آن این است که کسانی که در خود همه آن مواهب را ندارند دست به این کار نزنند.
یا اگر کسی در رأس هست، یا ممکن است باشد، که حصول (وحدت کلمه) بر او آسانتر و مترقب تر است، آنان کنار روند، و برخلاف مصالح اسلام گام بر ندارند، و برای چهل روز ریاست دنیای فانی اقدام به تکثیر رساله و تشتیت جبهه مذهبی نکنند، در بالا دیدیم که این عمل از طرف شارع صریحاً خیانت دانسته شده است خیانت به اسلام و نوامیس اسلام و حفظ اسلام، و پیشرفت اسلام و خیانت به قرآن و قبله و خیانت به امت و مصالح امت.
و آنکه افضل تعبیر فرموده است نه - مثلاً - (افقه) فی الدین یا اعلم... شاید مشعر به این نکته باشد که در زعیم افضلیت شرط است یعنی جامعیت عامه نسبت به خصوصیات لازمه، نه تنها جهت خاص و صرفاً داشتن یک تخصص ولو در حد نهائی.(891)
- مرجعیت