فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 4

سید نعمت الله حسینی‏‏‏‏‏‏

سید هندی عقد قیمتی را به دریا انداخت و سپس از شکم ماهی گرفت

غلام مرحوم سید هندی میر شجاعت علی موسوی نجفی گوید من در خدمت سید بودم که از هند می آمد به نجف اشرف، بعضی از اوقات در میان کشتی عقدی از جیبش بیرون می آورد که در آن انواع جواهرات بود و ساعتی در آنها نظر می کرد و دو مرتبه به جیبش می گذاشت و کسی از مسافرها ملتفت نمی شدند لکن ناخدای کشتی از بالا ملتفت شد و نقشه کشید که آن را از چنگ سید درآورد لذا در میان کشتی فریاد کشید و گفت: از من عقدی به این نشانیها به سرقت رفته است باید همه لباسها و اثاثیه های مسافرین را تفتیش کنم آن وقت مشغول تفتیش شد جناب سید دانست که اگر این عقد از جیب او بیرون شود متهم به دزدی خواهد شد و مردم حرف ناخدا را تصدیق خواهند کرد و خواهند گفت سید دزدی کرده است برای رفع تهمت از خود عقد را به دریا انداخت و گفت: یا امیرالمؤمنین این امانت من است به تو می سپارم و کسی ملتفت نشد پس ناخدا همه را تفتیش کرد و آمد سید را نیز هر چه تفتیش کرد چیزی گیرش نیامد و چون کشتی به جزیره رسید و مسافرین پیاده شدند سید به من گفت: برو یک دانه ماهی بخر من رفتم یک ماهی در بازار بود که کسی آن را نمی خرید چون گندیده بود، پس از اجازه از سید آن را خریدم وقتی شکمش را پاره کردم آن عقد را با همان نشانیها از شکم ماهی بیرون آوردم و نزد سید بردم سید شکر الهی را بجا آورد.(804)
- امانت

سید هندی عقد قیمتی را به دریا انداخت و سپس از شکم ماهی گرفت

غلام مرحوم سید هندی میر شجاعت علی موسوی نجفی گوید من در خدمت سید بودم که از هند می آمد به نجف اشرف، بعضی از اوقات در میان کشتی عقدی از جیبش بیرون می آورد که در آن انواع جواهرات بود و ساعتی در آنها نظر می کرد و دو مرتبه به جیبش می گذاشت و کسی از مسافرها ملتفت نمی شدند لکن ناخدای کشتی از بالا ملتفت شد و نقشه کشید که آن را از چنگ سید درآورد لذا در میان کشتی فریاد کشید و گفت: از من عقدی به این نشانیها به سرقت رفته است باید همه لباسها و اثاثیه های مسافرین را تفتیش کنم آن وقت مشغول تفتیش شد جناب سید دانست که اگر این عقد از جیب او بیرون شود متهم به دزدی خواهد شد و مردم حرف ناخدا را تصدیق خواهند کرد و خواهند گفت سید دزدی کرده است برای رفع تهمت از خود عقد را به دریا انداخت و گفت: یا امیرالمؤمنین این امانت من است به تو می سپارم و کسی ملتفت نشد پس ناخدا همه را تفتیش کرد و آمد سید را نیز هر چه تفتیش کرد چیزی گیرش نیامد و چون کشتی به جزیره رسید و مسافرین پیاده شدند سید به من گفت: برو یک دانه ماهی بخر من رفتم یک ماهی در بازار بود که کسی آن را نمی خرید چون گندیده بود، پس از اجازه از سید آن را خریدم وقتی شکمش را پاره کردم آن عقد را با همان نشانیها از شکم ماهی بیرون آوردم و نزد سید بردم سید شکر الهی را بجا آورد.(805)
- علی ع: کرامات

سید هندی عقد قیمتی را به دریا انداخت و سپس از شکم ماهی گرفت

غلام مرحوم سید هندی میر شجاعت علی موسوی نجفی گوید من در خدمت سید بودم که از هند می آمد به نجف اشرف، بعضی از اوقات در میان کشتی عقدی از جیبش بیرون می آورد که در آن انواع جواهرات بود و ساعتی در آنها نظر می کرد و دو مرتبه به جیبش می گذاشت و کسی از مسافرها ملتفت نمی شدند لکن ناخدای کشتی از بالا ملتفت شد و نقشه کشید که آن را از چنگ سید درآورد لذا در میان کشتی فریاد کشید و گفت: از من عقدی به این نشانیها به سرقت رفته است باید همه لباسها و اثاثیه های مسافرین را تفتیش کنم آن وقت مشغول تفتیش شد جناب سید دانست که اگر این عقد از جیب او بیرون شود متهم به دزدی خواهد شد و مردم حرف ناخدا را تصدیق خواهند کرد و خواهند گفت سید دزدی کرده است برای رفع تهمت از خود عقد را به دریا انداخت و گفت: یا امیرالمؤمنین این امانت من است به تو می سپارم و کسی ملتفت نشد پس ناخدا همه را تفتیش کرد و آمد سید را نیز هر چه تفتیش کرد چیزی گیرش نیامد و چون کشتی به جزیره رسید و مسافرین پیاده شدند سید به من گفت: برو یک دانه ماهی بخر من رفتم یک ماهی در بازار بود که کسی آن را نمی خرید چون گندیده بود، پس از اجازه از سید آن را خریدم وقتی شکمش را پاره کردم آن عقد را با همان نشانیها از شکم ماهی بیرون آوردم و نزد سید بردم سید شکر الهی را بجا آورد.(806)
- نجات