فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 4

سید نعمت الله حسینی‏‏‏‏‏‏

پیغمبر(ص) ادای قرضها را به شیخ حواله داد

سید اسد الله عالمشاه دزفولی فرزند سید محمد از مادر خود نقل کرده که گفت شبی پدرت (سید محمد) مطالعه می کرد ولی چنان بود که در فکری فرو رفته بود من علت را پرسیدم، گفت: حساب نموده ام به پول ایران هشتاد تومان مقروض گشته ام لذا در فکر اداء آنها هستم.
وی پس از قدری مطالعه خوابید. نزدیک صبح مرا بیدار کرده گفت: اینک در خواب خدمت پیغمبر(ص) رسیدم آن حضرت فرمود: در فکر قرضهایت مباش زیرا سفارش تو را به شیخ مرتضی انصاری نموده ام، از خواب بیدار شدم.
صبح دق الباب شد ملا رحمت الله خادم شیخ بود او را نزد شیخ برد و بعد پدرت با خوشحالی بازگشت و گفت شیخ فرمود: اسامی طلبکارها را به من بگو و دیگر در فکر قرض نباش آنها را من ادا می کنم، من هم اسامی آنها را به شیخ دادم.(782)
- شیخ انصاری

پیغمبر(ص) ادای قرضها را به شیخ حواله داد

سید اسد الله عالمشاه دزفولی فرزند سید محمد از مادر خود نقل کرده که گفت شبی پدرت (سید محمد) مطالعه می کرد ولی چنان بود که در فکری فرو رفته بود من علت را پرسیدم، گفت: حساب نموده ام به پول ایران هشتاد تومان مقروض گشته ام لذا در فکر اداء آنها هستم.
وی پس از قدری مطالعه خوابید. نزدیک صبح مرا بیدار کرده گفت: اینک در خواب خدمت پیغمبر(ص) رسیدم آن حضرت فرمود: در فکر قرضهایت مباش زیرا سفارش تو را به شیخ مرتضی انصاری نموده ام، از خواب بیدار شدم.
صبح دق الباب شد ملا رحمت الله خادم شیخ بود او را نزد شیخ برد و بعد پدرت با خوشحالی بازگشت و گفت شیخ فرمود: اسامی طلبکارها را به من بگو و دیگر در فکر قرض نباش آنها را من ادا می کنم، من هم اسامی آنها را به شیخ دادم.(783)
- رؤیا

پیغمبر(ص) ادای قرضها را به شیخ حواله داد

سید اسد الله عالمشاه دزفولی فرزند سید محمد از مادر خود نقل کرده که گفت شبی پدرت (سید محمد) مطالعه می کرد ولی چنان بود که در فکری فرو رفته بود من علت را پرسیدم، گفت: حساب نموده ام به پول ایران هشتاد تومان مقروض گشته ام لذا در فکر اداء آنها هستم.
وی پس از قدری مطالعه خوابید. نزدیک صبح مرا بیدار کرده گفت: اینک در خواب خدمت پیغمبر(ص) رسیدم آن حضرت فرمود: در فکر قرضهایت مباش زیرا سفارش تو را به شیخ مرتضی انصاری نموده ام، از خواب بیدار شدم.
صبح دق الباب شد ملا رحمت الله خادم شیخ بود او را نزد شیخ برد و بعد پدرت با خوشحالی بازگشت و گفت شیخ فرمود: اسامی طلبکارها را به من بگو و دیگر در فکر قرض نباش آنها را من ادا می کنم، من هم اسامی آنها را به شیخ دادم.(784)
- شیخ انصاری