فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 4

سید نعمت الله حسینی‏‏‏‏‏‏

هادی بن محمد صالح و خواب دیدن او مصحف علی(ع) را

هادی بن محمد صالح مازندرانی عالم فاضل مقدس جلیل صاحب ترجمه قرآن و شرح کافیه و غیرها والده مکرمه اش آمنه بگم دختر مجلسی اول در بعضی از مجامیع ترجمه او بر قرآن نقل کرده که در ذیل آیه انما ولیکم الله نوشته به این عبارت، مترجم گوید که هر که مرا شناسد، شناسد و هر که مرا نمی شناسد بگویم تا بشناسد، منم هادی بن محمد صالح مازندرانی که هر دو چشمم کور و هر دو گوشم کر باد اگر دروغ بگویم، شبی از شبهای گذشته ایام جوانی در خواب دیدم که به عمارت رفیعی که در آن قبر و صندوقی بود و مرد پیری نشسته بود و برادر اعز و ارجمندم مولانا عبدالباقی کتاب بزرگی در دست داشت و می خواند با فصاحت و بلاغت قرآنی اما قرآن نبود گفتم این چه کتابی است؟ آن مرد پیر گفت: این مصحف علی بن ابیطالب است پس من مصحف را گشودم اتفاقاً در صفحه دست راست آیه کریمه انما ولیکم الله و رسوله بود و سطرهای طولانی داشت دو سطر از آن در وصف خاندان رسالت بود بیدار شدم از آن کلمات هیچ در خاطرم نماند باز همان لحظه خوابیدم دوباره همان کتاب را دیدم با خود گفتم مکرر بخوانم تا از خاطرم نرود پس از تکرار بیدار شدم همه از خاطرم محو شده بود به جز کلمه (زوج البتول) در وصف حضرت امیر - علیه السلام - و غریب تر اینکه بعد از چندی با آن برادرم اظهار نمودم که مصحف امیرالمؤمنین - علیه السلام - را در خواب دیدم پیش از ذکر تفصیلی از خواب گفت که پیش از این من این مصحف را در خواب دیدم و در آن اسم مبارک حسنین - علیهماالسلام - را مشاهده کردم.(774)
- فضائل

رد الشمس برای ذکر فضائل علی علیه السلام

ابن حجر عسقلانی که از متعصبین علمای عامه است بعد از تصحیح نمودن و قبول کردن روایات رد الشمس را (برای حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام) نقل نموده است حکایت واعظ را و می گوید مشایخ ما گفته اند که ما حاضر بودیم در مجمع وعظ ابومنصور مظفر بن اردشیر عبادی رحمه الله که بعد از عصری آن واعظ بر بالای منبر رفته مشغول وعظ شد تا آنکه در مدح آن حضرت حدیث رد الشمس را به گوش هوش سامعان می رسانید و سخن در مدح علی و اهل بیت او می راند تا اینکه آفتاب به حوالی مغرب رسید و افق تاریک گردید و چون سخن واعظ ناتمام ماند آن واعظ در بالای منبر ایستاد و به آفتاب اشاره نمود و این سه بیت را ایستاده بالبداهة خواند و گفت:
لاتغربی یا شمس حتی ینتهی - مدحی لال المصطفی ولنجله
و اثنی عنانک اذ غرمت ثنائهم - انسیت یومک اذ رددت لاجله
ان کان للمولا وقوفک فلیکن - هذا لوقوف لخیله و لرجله
پس مدتی آفتاب در آسمان توقف کرد تا آن واعظ به حظ خود وعظ را تمام نمود.(775)
- عجائب

رد الشمس برای ذکر فضائل علی علیه السلام

ابن حجر عسقلانی که از متعصبین علمای عامه است بعد از تصحیح نمودن و قبول کردن روایات رد الشمس را (برای حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام) نقل نموده است حکایت واعظ را و می گوید مشایخ ما گفته اند که ما حاضر بودیم در مجمع وعظ ابومنصور مظفر بن اردشیر عبادی رحمه الله که بعد از عصری آن واعظ بر بالای منبر رفته مشغول وعظ شد تا آنکه در مدح آن حضرت حدیث رد الشمس را به گوش هوش سامعان می رسانید و سخن در مدح علی و اهل بیت او می راند تا اینکه آفتاب به حوالی مغرب رسید و افق تاریک گردید و چون سخن واعظ ناتمام ماند آن واعظ در بالای منبر ایستاد و به آفتاب اشاره نمود و این سه بیت را ایستاده بالبداهة خواند و گفت:
لاتغربی یا شمس حتی ینتهی - مدحی لال المصطفی ولنجله
و اثنی عنانک اذ غرمت ثنائهم - انسیت یومک اذ رددت لاجله
ان کان للمولا وقوفک فلیکن - هذا لوقوف لخیله و لرجله
پس مدتی آفتاب در آسمان توقف کرد تا آن واعظ به حظ خود وعظ را تمام نمود.(776)
- مکاشفه