فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 4

سید نعمت الله حسینی‏‏‏‏‏‏

علامه طباطبائی در خواب از حضرت علی(ع) روایت خواستگاری از دختر ابوجهل را سؤال کرد

شنیدم از عالم متقی آقای حاج شیخ محمد متقی همدانی که فرمود در تهران در منزل آقای حاج آقا مهدی طهرانی مرحوم علامه طباطبائی صاحب تفسیر المیزان فرمود: شبی در خواب دیدم در مجلسی هستم که امیرالمؤمنین و حضرت فاطمه زهراء - علیهماالسلام - آنجا هستند ناگهان این روایت به نظر من آمد که از حضرت امیر - علیه السلام - سؤال کردم که: آیا صحیح است که می گویند حضرت علی - علیه السلام - از دختر ابوجهل خواستگاری کرد و حضرت فاطمه - علیهاالسلام - چون آگاه شد ناراحت شده و رفت نزد حضرت رسول شکوه کرد الی آخر.
با آنکه به این روایت من در بیداری تا آن موقع بر نخورده و ندیده بودم و فقط آن شب در خواب متوجه شده و این سؤال را کردم حضرت فرمود: این قضیه را به من تهمت زده اند.
من این مطلب را پس از تقریباً بیست سال دیگر در منزل مرحوم حاج سید حسن فرید اراکی از علامه طباطبائی سؤال کردم ایشان عین این مطلب را بیان فرمودند.
- رؤیا

علامه طباطبائی در خواب از حضرت علی(ع) روایت خواستگاری از دختر ابوجهل را سؤال کرد

شنیدم از عالم متقی آقای حاج شیخ محمد متقی همدانی که فرمود در تهران در منزل آقای حاج آقا مهدی طهرانی مرحوم علامه طباطبائی صاحب تفسیر المیزان فرمود: شبی در خواب دیدم در مجلسی هستم که امیرالمؤمنین و حضرت فاطمه زهراء - علیهماالسلام - آنجا هستند ناگهان این روایت به نظر من آمد که از حضرت امیر - علیه السلام - سؤال کردم که: آیا صحیح است که می گویند حضرت علی - علیه السلام - از دختر ابوجهل خواستگاری کرد و حضرت فاطمه - علیهاالسلام - چون آگاه شد ناراحت شده و رفت نزد حضرت رسول شکوه کرد الی آخر.
با آنکه به این روایت من در بیداری تا آن موقع بر نخورده و ندیده بودم و فقط آن شب در خواب متوجه شده و این سؤال را کردم حضرت فرمود: این قضیه را به من تهمت زده اند.
من این مطلب را پس از تقریباً بیست سال دیگر در منزل مرحوم حاج سید حسن فرید اراکی از علامه طباطبائی سؤال کردم ایشان عین این مطلب را بیان فرمودند.
- رؤیا

هادی بن محمد صالح و خواب دیدن او مصحف علی(ع) را

هادی بن محمد صالح مازندرانی عالم فاضل مقدس جلیل صاحب ترجمه قرآن و شرح کافیه و غیرها والده مکرمه اش آمنه بگم دختر مجلسی اول در بعضی از مجامیع ترجمه او بر قرآن نقل کرده که در ذیل آیه انما ولیکم الله نوشته به این عبارت، مترجم گوید که هر که مرا شناسد، شناسد و هر که مرا نمی شناسد بگویم تا بشناسد، منم هادی بن محمد صالح مازندرانی که هر دو چشمم کور و هر دو گوشم کر باد اگر دروغ بگویم، شبی از شبهای گذشته ایام جوانی در خواب دیدم که به عمارت رفیعی که در آن قبر و صندوقی بود و مرد پیری نشسته بود و برادر اعز و ارجمندم مولانا عبدالباقی کتاب بزرگی در دست داشت و می خواند با فصاحت و بلاغت قرآنی اما قرآن نبود گفتم این چه کتابی است؟ آن مرد پیر گفت: این مصحف علی بن ابیطالب است پس من مصحف را گشودم اتفاقاً در صفحه دست راست آیه کریمه انما ولیکم الله و رسوله بود و سطرهای طولانی داشت دو سطر از آن در وصف خاندان رسالت بود بیدار شدم از آن کلمات هیچ در خاطرم نماند باز همان لحظه خوابیدم دوباره همان کتاب را دیدم با خود گفتم مکرر بخوانم تا از خاطرم نرود پس از تکرار بیدار شدم همه از خاطرم محو شده بود به جز کلمه (زوج البتول) در وصف حضرت امیر - علیه السلام - و غریب تر اینکه بعد از چندی با آن برادرم اظهار نمودم که مصحف امیرالمؤمنین - علیه السلام - را در خواب دیدم پیش از ذکر تفصیلی از خواب گفت که پیش از این من این مصحف را در خواب دیدم و در آن اسم مبارک حسنین - علیهماالسلام - را مشاهده کردم.(774)
- فضائل