فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 4

سید نعمت الله حسینی‏‏‏‏‏‏

از سخنان امام خمینی درباره مقامات و کرامات اهل الله

حضرت امام خمینی اعلی الله مقامه در خصوص مقامات مخلصین می فرمایند: اکنون که مراتب اخلاص و مقامات و عبادات را تا اندازه ای دانستی، خود را مهیا کن برای تحصیل آن علم بدون عمل را ارزشی نیست و بر عالم حجت تمامتر و مناقشه بیشتر است، افسوس که ما از معارف الهیه و از مقامات معنویه اهل الله و مدارج عالیه اصحاب قلوب به کلی محرومیم، یک طایفه از ما به کلی مقامات را منکر و اهل آن را به خطا و باطل و عاطل دانند.
و کسی که ذکری از آنها کند یا دعوتی به مقامات آنها نماید او را بافنده و دعوت او را شطح محسوب دارند، این دسته از مردم را امید نیست که بتوان متنبه به نقص و عیب خویش کرد و از خواب گران بیدار نمود: انک لاتهدی من احبب (همانا تو هرگز هر که را دوست داری هدایت نتوانی کرد)(752).
و ما انت بمسمع من فی القبور و تو به کسانی که در کورهایند نمی توانی بشنوانی.(753)
آری آنهائی که چون نویسنده بیچاره از همه جا بی خبر دلشان زنده به حیات معرفت و محبت الهیه نیست مردگانی هستند که غلاف بدن قبور پوسیده آنهاست و این غبار تن و تنگنای بدن مظلم آنها را از همه عوالم نور و نور علی نور محجوب نموده و من لم یجعل الله له نورا فماله من نور کسی که خدا برای او نور قرار ندهد وی را نوری نخواهد بود.(754)
این طایفه هر چه حدیث و قرآن از محبت عشق و محبت الهی و حب لقاء و انقطاع به حق بر آنها فرو خوانند به تأویل و توجیه آن پردازند و مطابق آراء خود تفسیر کنند - آن همه آیات لقاء و حب الله را به لقاء درختهای بهشتی و زنهای خوشگل توجیه نمایند، نمی دانم این گروه با فقرات مناجات شعبانیه چه می کنند که عرض می کند:
الهی هب لی کمال الانقطاع الیک و انر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک حتی تطرق ابصار القلوب حجب النور فتصل الی معدن العظمة و تصیر ارواحنا متعلقة بعز قدسک، الهی و اجعلنی ممن نادیته فاجابک و لاحظته فصعق لجلالک.
بارالها کمال بریدگی (از متعلقات دنیوی) برای توجه به خودت ارزانیم فرما و چشم دلهایمان را به نور نظر کردن به خودت روشن گردان تا دیدگان دل پرده های نور را دریده به کان عظمت و جلال برسد و جانهایمان به عزت قدس تو آویخته گردد (تعلق یابد).(755)
آیا این (حجب نور) چیست؟ آیا این (نظر به حق) مقصود گلابیهای بهشت است؟ آیا (معدن عظمت) قصرهای بهشتی است؟ آیا (تعلق ارواح به عز قدس) یعنی تعلق به دامن حور العین برای قضای شهوت؟ آیا این (صعق و محو از جلال) یعنی محو در جمال زنهای بهشتی است؟ و...
خاک بر فرق من که عنان قلم از دستم رها شد و به شطحیات مشغول شد
ولی لعمروالجیب که مقصودی از این کلام نیست جز آنکه برای برادران ایمانی خصوصاً اهل علم تنبهی حاصل آید و لااقل منکر مقامات اهل الله نباشد که این انکار سر منشأ تمام بدبختیها و شقاوتها است، مقصود ما آن نیست که اهل الله کیانند بلکه مقصود این است که مقامات انکار نشود، اما صاحب این مقامات کیست خدا می داند و این امری است که کسی را بر آن اطلاعی نیست: آن را که خبر شد خبری باز بیامد(756)
- اولیاء خدا

از سخنان امام خمینی درباره مقامات و کرامات اهل الله

حضرت امام خمینی اعلی الله مقامه در خصوص مقامات مخلصین می فرمایند: اکنون که مراتب اخلاص و مقامات و عبادات را تا اندازه ای دانستی، خود را مهیا کن برای تحصیل آن علم بدون عمل را ارزشی نیست و بر عالم حجت تمامتر و مناقشه بیشتر است، افسوس که ما از معارف الهیه و از مقامات معنویه اهل الله و مدارج عالیه اصحاب قلوب به کلی محرومیم، یک طایفه از ما به کلی مقامات را منکر و اهل آن را به خطا و باطل و عاطل دانند.
و کسی که ذکری از آنها کند یا دعوتی به مقامات آنها نماید او را بافنده و دعوت او را شطح محسوب دارند، این دسته از مردم را امید نیست که بتوان متنبه به نقص و عیب خویش کرد و از خواب گران بیدار نمود: انک لاتهدی من احبب (همانا تو هرگز هر که را دوست داری هدایت نتوانی کرد)(757).
و ما انت بمسمع من فی القبور و تو به کسانی که در کورهایند نمی توانی بشنوانی.(758)
آری آنهائی که چون نویسنده بیچاره از همه جا بی خبر دلشان زنده به حیات معرفت و محبت الهیه نیست مردگانی هستند که غلاف بدن قبور پوسیده آنهاست و این غبار تن و تنگنای بدن مظلم آنها را از همه عوالم نور و نور علی نور محجوب نموده و من لم یجعل الله له نورا فماله من نور کسی که خدا برای او نور قرار ندهد وی را نوری نخواهد بود.(759)
این طایفه هر چه حدیث و قرآن از محبت عشق و محبت الهی و حب لقاء و انقطاع به حق بر آنها فرو خوانند به تأویل و توجیه آن پردازند و مطابق آراء خود تفسیر کنند - آن همه آیات لقاء و حب الله را به لقاء درختهای بهشتی و زنهای خوشگل توجیه نمایند، نمی دانم این گروه با فقرات مناجات شعبانیه چه می کنند که عرض می کند:
الهی هب لی کمال الانقطاع الیک و انر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک حتی تطرق ابصار القلوب حجب النور فتصل الی معدن العظمة و تصیر ارواحنا متعلقة بعز قدسک، الهی و اجعلنی ممن نادیته فاجابک و لاحظته فصعق لجلالک.
بارالها کمال بریدگی (از متعلقات دنیوی) برای توجه به خودت ارزانیم فرما و چشم دلهایمان را به نور نظر کردن به خودت روشن گردان تا دیدگان دل پرده های نور را دریده به کان عظمت و جلال برسد و جانهایمان به عزت قدس تو آویخته گردد (تعلق یابد).(760)
آیا این (حجب نور) چیست؟ آیا این (نظر به حق) مقصود گلابیهای بهشت است؟ آیا (معدن عظمت) قصرهای بهشتی است؟ آیا (تعلق ارواح به عز قدس) یعنی تعلق به دامن حور العین برای قضای شهوت؟ آیا این (صعق و محو از جلال) یعنی محو در جمال زنهای بهشتی است؟ و...
خاک بر فرق من که عنان قلم از دستم رها شد و به شطحیات مشغول شد
ولی لعمروالجیب که مقصودی از این کلام نیست جز آنکه برای برادران ایمانی خصوصاً اهل علم تنبهی حاصل آید و لااقل منکر مقامات اهل الله نباشد که این انکار سر منشأ تمام بدبختیها و شقاوتها است، مقصود ما آن نیست که اهل الله کیانند بلکه مقصود این است که مقامات انکار نشود، اما صاحب این مقامات کیست خدا می داند و این امری است که کسی را بر آن اطلاعی نیست: آن را که خبر شد خبری باز بیامد(761)
- رؤیا

خوابها و رؤیای صادقه از علماء و مؤمنین

خوابهائی که پرده از روی اسراری برداشته و حقایقی مربوط به آینده و یا حقایقی پنهانی مربوط به حال را کشف کرده بیش از آن است که حتی افراد دیر باور بتوانند انگشت انکار روی همه آنها بگذارند، و یا آنها را حمل بر تصادف کنند، با تحقیق از دوستان نزدیک خود غالباً می توانید به نمونه هائی از این خوابها دست یابید.
اینگونه خوابها از طریق (تفسیر مادی رؤیا) هرگز قابل تعبیر نیستند و تنها با تفسیر فلاسفه روحی و اعتقاد به استقلال روح می توان آنها را تفسیرکرد بنابراین از مجموع آنها به عنوان شاهدی برای استقلال روح می توان استفاده نمود.(762)
- تعبیر