فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 4

سید نعمت الله حسینی‏‏‏‏‏‏

داستان رحلت مرحوم سید هاشم حداد و حنابندان او هنگام رحلت

درباره وفات عارف کبیر مرحوم سید هاشم حداد صبیه اش مخدره فاطمه و نوادگانشان آقا سید عباس و آقا سید موسی بالاتفاق نقل می کنند که ایشان را در آستانه فوت در بیمارستان کربلا بستری نموده بودند و طبیب خاص ایشان دکتر سید محمد شروقی بوده است روز دوازدهم شهر رمضان قریب سه ساعت به غروب مانده ایشان می فرمایند: مرا مرخص کنید به منزل بروم سادات در آنجا تشریف آورده اند و منتظر من می باشند.
دکتر می گوید: ابداً امکان ندارد که شما به خانه بروید ایشان به دکتر می گوید: تو را به جده ام فاطمه زهرا قسم می دهم که بگذار بروم من یکساعت دیگر از دنیا می روم، دکتر ناچار اجازه می دهد و به اطرافیان می گوید: فعلاً حالشان خوب است و به این زودیها رحلت نمی کنند ایشان در همان لحظه به منزل می آیند و اتفاقاً پسران حاج صمد دلال که خاله زاده های فرزندانشان هستند در منزل بوده اند و از ایشان در معنی آیه مبارکه: انا سنلقی علیک قولا ثقیلا را می پرسند که معنی ثقیل در آیه چیست؟ ایشان در جواب می فرمایند: مراد از قول ثقیل اوست. لا هو الا هو. در این حال حنای خمیر کرده می طلبند و به رسم دامادی جوانان عرب که هنگام دامادی دست و پایشان را حنا می بندند و مراسم حنابندان دارند ایشان نیز ناخنها و انگشتان پاهای خود را حنا می بندند و می فرمایند اطاق را خلوت کنید در این حال رو به قبله می خوابند لحظاتی که می گذرد و در اطاق وارد می شوند می بینند ایشان جان تسلیم نموده اند
دکتر سید محمد شروقی می گوید: من بر اساس کلام سید که گفت: یکساعت دیگر از دنیا می روم در همان دقایق به منزلشان رفتم تا ببینم مطلب از چه منوال است، دیدم سید رو به قبله خوابیده است چون گوشی را بر قلب او نهادم دیدم از کار افتاده است، آقازادگان ایشان می گویند: در این حال دکتر برخاست و گوشی خود را محکم به زمین کوفت و های های گریه کرد.
بدن مطهر ایشان را پس از غسل و کفن، با شکوهی خاص تشییع داده در وادی الصفای کربلا در مقبره شخصی که آقا سید حسن برای ایشان تهیه می کند به خاک سپردند رحمة الله علیه و حشره الله و اجداده الطاهرین.(738)
- عارف

داستان رحلت مرحوم سید هاشم حداد و حنابندان او هنگام رحلت

درباره وفات عارف کبیر مرحوم سید هاشم حداد صبیه اش مخدره فاطمه و نوادگانشان آقا سید عباس و آقا سید موسی بالاتفاق نقل می کنند که ایشان را در آستانه فوت در بیمارستان کربلا بستری نموده بودند و طبیب خاص ایشان دکتر سید محمد شروقی بوده است روز دوازدهم شهر رمضان قریب سه ساعت به غروب مانده ایشان می فرمایند: مرا مرخص کنید به منزل بروم سادات در آنجا تشریف آورده اند و منتظر من می باشند.
دکتر می گوید: ابداً امکان ندارد که شما به خانه بروید ایشان به دکتر می گوید: تو را به جده ام فاطمه زهرا قسم می دهم که بگذار بروم من یکساعت دیگر از دنیا می روم، دکتر ناچار اجازه می دهد و به اطرافیان می گوید: فعلاً حالشان خوب است و به این زودیها رحلت نمی کنند ایشان در همان لحظه به منزل می آیند و اتفاقاً پسران حاج صمد دلال که خاله زاده های فرزندانشان هستند در منزل بوده اند و از ایشان در معنی آیه مبارکه: انا سنلقی علیک قولا ثقیلا را می پرسند که معنی ثقیل در آیه چیست؟ ایشان در جواب می فرمایند: مراد از قول ثقیل اوست. لا هو الا هو. در این حال حنای خمیر کرده می طلبند و به رسم دامادی جوانان عرب که هنگام دامادی دست و پایشان را حنا می بندند و مراسم حنابندان دارند ایشان نیز ناخنها و انگشتان پاهای خود را حنا می بندند و می فرمایند اطاق را خلوت کنید در این حال رو به قبله می خوابند لحظاتی که می گذرد و در اطاق وارد می شوند می بینند ایشان جان تسلیم نموده اند
دکتر سید محمد شروقی می گوید: من بر اساس کلام سید که گفت: یکساعت دیگر از دنیا می روم در همان دقایق به منزلشان رفتم تا ببینم مطلب از چه منوال است، دیدم سید رو به قبله خوابیده است چون گوشی را بر قلب او نهادم دیدم از کار افتاده است، آقازادگان ایشان می گویند: در این حال دکتر برخاست و گوشی خود را محکم به زمین کوفت و های های گریه کرد.
بدن مطهر ایشان را پس از غسل و کفن، با شکوهی خاص تشییع داده در وادی الصفای کربلا در مقبره شخصی که آقا سید حسن برای ایشان تهیه می کند به خاک سپردند رحمة الله علیه و حشره الله و اجداده الطاهرین.(739)
- امام خمینی

صبر و شکیبائی امام در شهادت فرزندش آیت الله مجاهد مصطفی خمینی

مدت ده روز از شهادت غمبار و فقدان نابهنگام آیت الله مجاهد آقای حاج سید مصطفی خمینی طاب ثراه گذشت و حوزه علمیه نجف اشرف در حال تعطیل و عزاداری و برگزاری مجالس بزرگداشت بود، و بعضی تصمیم داشتند این برنامه را تا اربعین آن فقید سعید ادامه دهند، که مرجع عالیقدر، امام خمینی مد ظله این مجسمه صبر و تقوا فرمود: درسها را نباید تعطیل کرد آقایان شروع کنند.
و به شاگردان و علاقه مندان نزدیک استاد علامه که بسیار متأثر و بی تاب بودند به عنوان تسلیت و دلداری پیغام داد: شما باید زنده ساز باشید و در این گونه امور بی تابی نکنید و به درس و بحث و تکمیل نفس و خودسازی بپردازید و(740)....
امام خمینی دو ساعت پس از فوت فرزندش، مطلع گردید ولی برنامه روزانه خود را تغییر نداد همان روز که جسد مجاهد شهید را به کربلای حسینی بردند برنامه روزانه خود را ادامه داد.
امام خمینی پس از انجام فریضه ظهر به خانه فرزند شهیدش رفت به خانواده و فرزندانش را تسلیت دادند و امر به صبر نمودند و به مادر داغدارش فرمودند: امانتی خداوند متعال به ما داده بود اینک از ما گرفت من صبر می کنم شما هم صبر کنید و صبرتان هم برای خدا باشد...
امام وقتی برای اولین بار بر مزار فرزندش نشست در حالیکه گروه کثیری او را احاطه کرده بودند و نظاره می کردند که قائدی پدر، و پدری قائد بر مزار فرزندی مجاهد چه خواهد کرد؟ همه دیدند با سادگی بر زمین نشست و با کمال اطمینان سوره فاتحه را قرائت نمود و آنگاه به حاضران فرمود: برای مرحوم شیخ محمد حسین اصفهانی هم فاتحه بخوانید و سپس برای مرحوم بنی صدر فاتحه خواندند و طلب مغفرت کردند، و فرمودند برای فرزند شهیدش از خدای متعال طلب مغفرت نمایند.(741)
در شام غریبان آن شهید جمعیت برای عرض تسلیت به منزل حضرت امام مدظله رفتند و با اشکهای ریزان ابراز احساسات و همدردی کردند، یکی از خطبا و شعرای برجسته عراق خطابه ای جذاب ایراد کرد و ضمن تلاوت آیه کریمه،
و اذا ابتلی ابراهیم ربه کلمات فاتمهن قال انی جائلک للناس اماما.
گفت: در این آیه شریفه وجهه سخن مربوط به گزینش حضرت ابراهیم خلیل الرحمن برای مقام امامت و رهبری امت است لیکن قبل از گزینش، مهمترین شرط امامت و رهبری ابتلاء و شکیبائی در برابر آنست.
ولذا می بینیم حضرت ابراهیم پس از آنکه ابتلائات سنگینی را متحمل می شود و صبر می کند و همچنین سایر انبیاء و ائمه اطهار علیهم السلام به این مقام گزیده می شوند... در زمان غیبت کبرا، فقهای عظام و مراجع عالیقدر، جانشینان و وارثان انبیاء و ائمه اطهارند، و چنانچه آنان ابتلاء دیدند اینان نیز مبتلا می شوند، مرحوم صاحب جواهر فرزندش را از دست داد و در کنار جنازه اش به نوشتن کتاب جواهر ادامه داد.
مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی فرزند جوانش را کشتند و صبر کرد...
این زعیم بزرگ اسلام آیة الله العظمی خمینی مدظله است که به فقدان نابهنگام فرزند فداکار و مجاهدش آیت الله سید مصطفی خمینی مبتلا می گردد و در برابر این مصیبت بزرگ صبر می کند(742)...
حضرت امام خمینی در ضمن سخنانش فرمودند: این پیشامدها برای همه مردم پیش می آید و خیلی مهم نیست خداوند تبارک و تعالی الطافی ظاهر دارد و الطافی دارد خفی، الطاف خفیه ای که ما به آن علم نداریم و چون از حیث علم و عمل ناقص هستیم در این پیشامدها جزع و فزع کرده صبر نمی کنیم، اگر از الطاف خفیه ای که خداوند تبارک و تعالی برای بندگانش دارد و انه لطیف بعباده اطلاع داشتیم در این گونه امور جزئی اینقدر بی طاقت نبودیم(743)...
- شهید مصطفی خمینی