فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 4

سید نعمت الله حسینی‏‏‏‏‏‏

خواب عجیب در رحلت آیت الله نجفی مرعشی

یکی از طلاب و محصلین حوزه علمیه قم از اهالی آذربایجان به نام آقای عنایت الله جوادی برای نویسنده گفت: من در روستای محل اصلی خودم بودم پس از انجام نماز صبح خوابیده بودم در عالم رؤیا دیدم بهشت را زینت و آرایش می دهند سؤال کردم برای چه بهشت را تزیین می کنید؟ گفتند: یکی از بزرگان تشریف می آورد، در همان لحظه یکی از همسایگان به نام اسمعلی دربندی با صدای بلند مرا صدا کرده می گفت: آقای جوادی، آقای جوادی، من به صدای ایشان بیدار شدم گفتم: چه کار داری؟ گفت: الان رادیو خبر داد که آیت الله نجفی مرعشی رحلت فرمودند من بلند شده رفتم در مسجد ترحیم و سوگواری تشکیل داد و به چند روستای دیگر نیز رفتم و مجلس ترحیم برقرار کردم و پس از مدتی چند یکشب بار دیگر آیت الله نجفی را در خواب دیدم که فرمودند: آقای جوادی آن خواب را که دیدی برو در قم به فرزندم حاج آقا محمود مرعشی نقل کن.
آقای عنایت الله جوادی سپس گفت: وقتی به قم رفتم دخترم که در قم ساکن است گفت: در شب وفات آیت الله نجفی مرعشی در خواب دیدم عمامه از سر شما به زمین افتاد چون بیدار شدم خیلی ناراحت شدم و فکر کردم برای شما پیش آمدی شده ولی صبح رادیو ناگهان خبر داد که آیت الله نجفی مرعشی به رحمت خدا رفت.
یکی از بزرگان نقل کرد که آیت الله نجفی مرعشی (قدس سره) می فرمود: من از خداوند متعال همیشه مسئلت می کنم که پیش از مرگ مرا اسیر بستر نکند و در بستر بیماری زیاد ناراحتی نکشم اتفاقاً این خواسته ایشان عملی شد، چنانچه آن بزرگوار شب آخر عمرش نماز مغرب و عشا را در صحن مطهر حضرت معصومه سلام الله علیها با جماعت خواندند و رفتند و صبح همان شب ساعت هفت بوسیله رادیو ایران خبر رحلت ایشان منتشر شد و پس از یک عمر خدمت به اسلام و تشیع و تدریس در حوزه علمیه قم و تأسیس مدارس و کتابخانه و تربیت طلاب و دستگیری از مستمندان روحش به ملکوت اعلی پیوست نویسنده پس از شنیدن خبر فوت آن بزرگوار بلافاصله شروع به گفتن این اشعار نمود.
به مناسبت رحلت جانگداز حضرت آیت الله العظمی آقای نجفی مرعشی قدس سره:
هزار و سیصد و شصت و نه و به شهریور - به چارشنبه و در روز هفت ماه صفر
ز مرگ مرجع تقلید شیعیان جهان - صدای رادیو ایران به خلق داد خبر
به ناله گفت که ای امت ستمدیده - بزن به سینه که بر او رسیده داغ دگر
دوباره خاک مصیبت به فرق عالم شد - که رفت عالمی از دست و خاک شد بر سر
فقیه شیعه و خدمتگزار اهل البیت - ادیب و عارف و پرهیزکار و اهل نظر
شهاب دین و حسینی و مرعشی نجفی - که یادگار علی بود و نسل پیغمبر
ز عمر با برکت بهره فراوانی - گرفت و رفت بدست پری ز برگ و بر
به پاس حرمت آن مقتدای شد اعلام - سه روز عزای عمومی سراسر کشور
اگرچه رفت و کنون جای او بود خالی - ولیک مانده از او یادگار علم و هنر
کتابخانه ذی قیمت و گرانقدری - که کم نظیر بود در جهان پهناور
در آن بود کتب قیمه که از قرآن - گرفته اند و نوشتند بهر او سر در
حقیقتی که در احقاق حق نموده بیان - نمونه ایست ز افکار بکر آن سرور
به بیست ماه صفر در نجف تولد یافت - به هفتم صفر از قم به عرش کرد سفر
کسی که از سر اخلاص لب به بوسه نهاد - به درگه حرم دخت موسی جعفر
سپس برای نماز جماعت اول وقت - شدی مشرف و می خواند ذکرها از بر
نگشت لحظه ای از درس و کار خود غافل - نه از دعا و مناجاتهای وقت سحر
همیشه بود به فکر فقیر و بیچاره - برای خویش نیندوخت هیچ نقره و زر
خوشا به حال تو ای سید جلیل القدر - که رو سفید روی نزد ساقی کوثر
جهان ز مرگ تو ای عالم بزرگ گریست - عزا گرفت زمین و زمان و جن و بشر
ز مرگ تو نه فقط مرد و زن پریشانند - کنند گریه ز داغ تو مسجد و منبر
گذشت چون نود و شش ز عمر پرثمرش - قفس گشوده به نزد خدا کشیدی پر
پس از اداء نماز عشاء اندر صحن - به درد سکته قلبی اجل رسید به سر
بنابر آنکه وصیت نموده بود از قبل - کتابخانه او گشت جای دفن و مقر
ز خاک بود و دوباره به خاک رفت آری - دوباره سر بدر آرد ز خاک در محشر
شفاعتی ز حسینی نمای روز جزا - ترا به حرمت جدت حسین تشنه جگر
من از گناه خودم هیچ گه ندارم بیم - اگر بدست بیارم براتی از حیدر
8/6/1369 از مؤلف
- رحلت

داستان رحلت مرحوم سید هاشم حداد و حنابندان او هنگام رحلت

درباره وفات عارف کبیر مرحوم سید هاشم حداد صبیه اش مخدره فاطمه و نوادگانشان آقا سید عباس و آقا سید موسی بالاتفاق نقل می کنند که ایشان را در آستانه فوت در بیمارستان کربلا بستری نموده بودند و طبیب خاص ایشان دکتر سید محمد شروقی بوده است روز دوازدهم شهر رمضان قریب سه ساعت به غروب مانده ایشان می فرمایند: مرا مرخص کنید به منزل بروم سادات در آنجا تشریف آورده اند و منتظر من می باشند.
دکتر می گوید: ابداً امکان ندارد که شما به خانه بروید ایشان به دکتر می گوید: تو را به جده ام فاطمه زهرا قسم می دهم که بگذار بروم من یکساعت دیگر از دنیا می روم، دکتر ناچار اجازه می دهد و به اطرافیان می گوید: فعلاً حالشان خوب است و به این زودیها رحلت نمی کنند ایشان در همان لحظه به منزل می آیند و اتفاقاً پسران حاج صمد دلال که خاله زاده های فرزندانشان هستند در منزل بوده اند و از ایشان در معنی آیه مبارکه: انا سنلقی علیک قولا ثقیلا را می پرسند که معنی ثقیل در آیه چیست؟ ایشان در جواب می فرمایند: مراد از قول ثقیل اوست. لا هو الا هو. در این حال حنای خمیر کرده می طلبند و به رسم دامادی جوانان عرب که هنگام دامادی دست و پایشان را حنا می بندند و مراسم حنابندان دارند ایشان نیز ناخنها و انگشتان پاهای خود را حنا می بندند و می فرمایند اطاق را خلوت کنید در این حال رو به قبله می خوابند لحظاتی که می گذرد و در اطاق وارد می شوند می بینند ایشان جان تسلیم نموده اند
دکتر سید محمد شروقی می گوید: من بر اساس کلام سید که گفت: یکساعت دیگر از دنیا می روم در همان دقایق به منزلشان رفتم تا ببینم مطلب از چه منوال است، دیدم سید رو به قبله خوابیده است چون گوشی را بر قلب او نهادم دیدم از کار افتاده است، آقازادگان ایشان می گویند: در این حال دکتر برخاست و گوشی خود را محکم به زمین کوفت و های های گریه کرد.
بدن مطهر ایشان را پس از غسل و کفن، با شکوهی خاص تشییع داده در وادی الصفای کربلا در مقبره شخصی که آقا سید حسن برای ایشان تهیه می کند به خاک سپردند رحمة الله علیه و حشره الله و اجداده الطاهرین.(738)
- عارف

داستان رحلت مرحوم سید هاشم حداد و حنابندان او هنگام رحلت

درباره وفات عارف کبیر مرحوم سید هاشم حداد صبیه اش مخدره فاطمه و نوادگانشان آقا سید عباس و آقا سید موسی بالاتفاق نقل می کنند که ایشان را در آستانه فوت در بیمارستان کربلا بستری نموده بودند و طبیب خاص ایشان دکتر سید محمد شروقی بوده است روز دوازدهم شهر رمضان قریب سه ساعت به غروب مانده ایشان می فرمایند: مرا مرخص کنید به منزل بروم سادات در آنجا تشریف آورده اند و منتظر من می باشند.
دکتر می گوید: ابداً امکان ندارد که شما به خانه بروید ایشان به دکتر می گوید: تو را به جده ام فاطمه زهرا قسم می دهم که بگذار بروم من یکساعت دیگر از دنیا می روم، دکتر ناچار اجازه می دهد و به اطرافیان می گوید: فعلاً حالشان خوب است و به این زودیها رحلت نمی کنند ایشان در همان لحظه به منزل می آیند و اتفاقاً پسران حاج صمد دلال که خاله زاده های فرزندانشان هستند در منزل بوده اند و از ایشان در معنی آیه مبارکه: انا سنلقی علیک قولا ثقیلا را می پرسند که معنی ثقیل در آیه چیست؟ ایشان در جواب می فرمایند: مراد از قول ثقیل اوست. لا هو الا هو. در این حال حنای خمیر کرده می طلبند و به رسم دامادی جوانان عرب که هنگام دامادی دست و پایشان را حنا می بندند و مراسم حنابندان دارند ایشان نیز ناخنها و انگشتان پاهای خود را حنا می بندند و می فرمایند اطاق را خلوت کنید در این حال رو به قبله می خوابند لحظاتی که می گذرد و در اطاق وارد می شوند می بینند ایشان جان تسلیم نموده اند
دکتر سید محمد شروقی می گوید: من بر اساس کلام سید که گفت: یکساعت دیگر از دنیا می روم در همان دقایق به منزلشان رفتم تا ببینم مطلب از چه منوال است، دیدم سید رو به قبله خوابیده است چون گوشی را بر قلب او نهادم دیدم از کار افتاده است، آقازادگان ایشان می گویند: در این حال دکتر برخاست و گوشی خود را محکم به زمین کوفت و های های گریه کرد.
بدن مطهر ایشان را پس از غسل و کفن، با شکوهی خاص تشییع داده در وادی الصفای کربلا در مقبره شخصی که آقا سید حسن برای ایشان تهیه می کند به خاک سپردند رحمة الله علیه و حشره الله و اجداده الطاهرین.(739)
- امام خمینی