فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 4

سید نعمت الله حسینی‏‏‏‏‏‏

داستان معین شدن مدفن آن بزرگوار در جوار امام رضا علیه السلام

سالها پیش پدرم فرموده بودند وقتی مصمم شدم که به نجف اشرف رحل اقامت افکنم لیکن در آن ایام که در یکی از اطاقهای صحن عتیق رضوی در مشهد به ریاضتی سرگرم بودم در حال ذکر و مراقبه دیدم که درهای صحن مطهر عتیق بسته شد و ندا برآمد که حضرت رضا سلام الله علیه اراده فرمودند که از زوار خویش سان ببینند پس از آن در محلی جنب ایوان عباسی در همین نقطه که اکنون مدفن پدرم می باشد کرسی نهادند و حضرت بر آن استقرار یافتند و به فرمان آن حضرت در شرقی و غربی صحن گشوده شد تا زوار از در شرقی وارد و از در غربی خارج گردند، در آن زمان دیدم که تمام صحن مالامال از گروهی شد که برخی به صورت حیوانات مختلف بودند و از پیشاپیش حضرتش می گذشتند و امام - علیه السلام - دست ولایت و نوازش بر سر همه آن زوار حتی آنها که به صورت حیوانات بودند می کشیدند و اظهار مرحمت می کردند پس از آن سیر و شهود معنوی و مشاهده آن رأفت عام از امام - علیه السلام - بر آن شدم که در مشهد سکونت کنم و چشم امید به الطاف و عنایات آن حضرت بدوزم.
پدرم پس از ذکر این واقعه محل استقرار کرسی امام - علیه السلام - را برای مدفن خود پیش بینی و وصیت فرمودند بالاخره به خواست خدا، قبل از اذان صبح دوشنبه در همان نقطه مبارک مدفون شدند.(735)
- امام رضا(ع)

داستان معین شدن مدفن آن بزرگوار در جوار امام رضا علیه السلام

سالها پیش پدرم فرموده بودند وقتی مصمم شدم که به نجف اشرف رحل اقامت افکنم لیکن در آن ایام که در یکی از اطاقهای صحن عتیق رضوی در مشهد به ریاضتی سرگرم بودم در حال ذکر و مراقبه دیدم که درهای صحن مطهر عتیق بسته شد و ندا برآمد که حضرت رضا سلام الله علیه اراده فرمودند که از زوار خویش سان ببینند پس از آن در محلی جنب ایوان عباسی در همین نقطه که اکنون مدفن پدرم می باشد کرسی نهادند و حضرت بر آن استقرار یافتند و به فرمان آن حضرت در شرقی و غربی صحن گشوده شد تا زوار از در شرقی وارد و از در غربی خارج گردند، در آن زمان دیدم که تمام صحن مالامال از گروهی شد که برخی به صورت حیوانات مختلف بودند و از پیشاپیش حضرتش می گذشتند و امام - علیه السلام - دست ولایت و نوازش بر سر همه آن زوار حتی آنها که به صورت حیوانات بودند می کشیدند و اظهار مرحمت می کردند پس از آن سیر و شهود معنوی و مشاهده آن رأفت عام از امام - علیه السلام - بر آن شدم که در مشهد سکونت کنم و چشم امید به الطاف و عنایات آن حضرت بدوزم.
پدرم پس از ذکر این واقعه محل استقرار کرسی امام - علیه السلام - را برای مدفن خود پیش بینی و وصیت فرمودند بالاخره به خواست خدا، قبل از اذان صبح دوشنبه در همان نقطه مبارک مدفون شدند.(736)
- زیارت

داستان معین شدن مدفن آن بزرگوار در جوار امام رضا علیه السلام

سالها پیش پدرم فرموده بودند وقتی مصمم شدم که به نجف اشرف رحل اقامت افکنم لیکن در آن ایام که در یکی از اطاقهای صحن عتیق رضوی در مشهد به ریاضتی سرگرم بودم در حال ذکر و مراقبه دیدم که درهای صحن مطهر عتیق بسته شد و ندا برآمد که حضرت رضا سلام الله علیه اراده فرمودند که از زوار خویش سان ببینند پس از آن در محلی جنب ایوان عباسی در همین نقطه که اکنون مدفن پدرم می باشد کرسی نهادند و حضرت بر آن استقرار یافتند و به فرمان آن حضرت در شرقی و غربی صحن گشوده شد تا زوار از در شرقی وارد و از در غربی خارج گردند، در آن زمان دیدم که تمام صحن مالامال از گروهی شد که برخی به صورت حیوانات مختلف بودند و از پیشاپیش حضرتش می گذشتند و امام - علیه السلام - دست ولایت و نوازش بر سر همه آن زوار حتی آنها که به صورت حیوانات بودند می کشیدند و اظهار مرحمت می کردند پس از آن سیر و شهود معنوی و مشاهده آن رأفت عام از امام - علیه السلام - بر آن شدم که در مشهد سکونت کنم و چشم امید به الطاف و عنایات آن حضرت بدوزم.
پدرم پس از ذکر این واقعه محل استقرار کرسی امام - علیه السلام - را برای مدفن خود پیش بینی و وصیت فرمودند بالاخره به خواست خدا، قبل از اذان صبح دوشنبه در همان نقطه مبارک مدفون شدند.(737)
- رؤیا