فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 4

سید نعمت الله حسینی‏‏‏‏‏‏

شهادت مولا محمد صالح ترشیزی در اثر شکنجه

مرحوم مولا محمد صالح ترشیزی از اکابر علمای آن دیار است و در معقول و منقول و اصول و فقه مقامی بلند داشته است.
حکایت کنند که در اواخر سلطنت نادرشاه مبلغی زیاد به نام ملا صالح نامی از اهل ترشیز حواله دادن که از او به اجبار بگیرند مأمور آن حواله را به اشتباه به مولا محمد صالح مذکور داده و آن وجه را از او مطالبه کرد. آن جناب هم از راه زهادت و تقوا نخواست که شخص دیگری را که این حواله بنام وی بود معرفی کند حواله را قبول کرده تمامی دارائی خود را داد باز هم کفاف نکرد، آن جناب را شکنجه زیادی دادند که در اثر آن صدمات و شکنجه ها مریض شده و به همین مریضی از دنیا رفت و نادرشاه پس از این ظلم چندان عمری نکرده و در همان ایام او هم مرد.
چو آتش مشو تند و سرکش مبادا - که دود از دل مبتلائی برآید(679)
- ظلم

شهادت مولا محمد صالح ترشیزی در اثر شکنجه

مرحوم مولا محمد صالح ترشیزی از اکابر علمای آن دیار است و در معقول و منقول و اصول و فقه مقامی بلند داشته است.
حکایت کنند که در اواخر سلطنت نادرشاه مبلغی زیاد به نام ملا صالح نامی از اهل ترشیز حواله دادن که از او به اجبار بگیرند مأمور آن حواله را به اشتباه به مولا محمد صالح مذکور داده و آن وجه را از او مطالبه کرد. آن جناب هم از راه زهادت و تقوا نخواست که شخص دیگری را که این حواله بنام وی بود معرفی کند حواله را قبول کرده تمامی دارائی خود را داد باز هم کفاف نکرد، آن جناب را شکنجه زیادی دادند که در اثر آن صدمات و شکنجه ها مریض شده و به همین مریضی از دنیا رفت و نادرشاه پس از این ظلم چندان عمری نکرده و در همان ایام او هم مرد.
چو آتش مشو تند و سرکش مبادا - که دود از دل مبتلائی برآید(680) - صاحب جواهر

شهادت شیخ محمد حسین برادر صاحب جواهر

برادر بزرگتر صاحب جواهر (شیخ محمد حسین) نیز از فضلای مشهور حوزه نجف بود که در عنفوان جوانی در راه مسجد سهله اشتباهاً به قتل رسید. علت این واقعه را چنین نوشته اند:
به دنبال حمله و هجوم وهابیها به نجف اشرف و کربلا در اوایل قرن 13 ه. ق سالهای قبل از 1220 ه. ق به دستور آیت الله العظمی شیخ جعفر کاشف الغطاء عده ای تجهیز شده و سلاح بر دست گرفته و به پاسداری از شهر نجف و نگهبانی در اطراف شهر پرداختند. شبی شیخ محمد حسین به قصد زیارت مسجد سهله از شهر خارج شده و اشتباهاً به وسیله تیراندازی یکی از طلاب به سوی وی گشته شد.
مادر صاحب جواهر - که علویه ای از سادات آل حجاب بود از اینکه فرزند بزرگش - با آن علم و فضل - را از دست داده و فرزند کوچکترش برایش مانده بسیار اندوهگین شد، اما دست تقدیر برای فرزند کوچکش سرنوشت عجیبی رقم زده بود: زعامت کبری و ریاست تامه تشیع. مادرش ماند و دید که آوازه فرزندش کران تا کران گیتی را درنوردیده، وصیت رهبری اش همه جا را فرا گرفته است.(681)
- وهابیت