فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 4

سید نعمت الله حسینی‏‏‏‏‏‏

شهادت شیخ محمد تقی همدانی

شیخ محمد تقی همدانی فرزند آقا باقر همدانی از اعاظم علماء عاملین و از اکابر فقهای متبحرین (از شاگردان مرحوم شیخ مرتضی انصاری) پس از اخذ اجازه اجتهاد به همدان بازگشت و در آنجا بنای تدریس و ترویج و نشر احکام را گذاشت تا آنکه جمعی از شیعیان کردستان از او درخواست نمودند که بدانجا رود. وی بدواً قبول نکرد تا با اصرار زیاد مواجه شد، بالاخره دعوت آنان را اجابت نمود و به سنندج رفت و در آن شهر بیست و هشت سال اقامت گزید و در ترویج مذهب جعفری کوشش زیاد کرد.
وی در انقلابی که به سال 1314 رخ داد شهید شد و خانه اش تاراج شد و مؤلفاتش را سوزاندند.(678)
- زهد

شهادت مولا محمد صالح ترشیزی در اثر شکنجه

مرحوم مولا محمد صالح ترشیزی از اکابر علمای آن دیار است و در معقول و منقول و اصول و فقه مقامی بلند داشته است.
حکایت کنند که در اواخر سلطنت نادرشاه مبلغی زیاد به نام ملا صالح نامی از اهل ترشیز حواله دادن که از او به اجبار بگیرند مأمور آن حواله را به اشتباه به مولا محمد صالح مذکور داده و آن وجه را از او مطالبه کرد. آن جناب هم از راه زهادت و تقوا نخواست که شخص دیگری را که این حواله بنام وی بود معرفی کند حواله را قبول کرده تمامی دارائی خود را داد باز هم کفاف نکرد، آن جناب را شکنجه زیادی دادند که در اثر آن صدمات و شکنجه ها مریض شده و به همین مریضی از دنیا رفت و نادرشاه پس از این ظلم چندان عمری نکرده و در همان ایام او هم مرد.
چو آتش مشو تند و سرکش مبادا - که دود از دل مبتلائی برآید(679)
- ظلم

شهادت مولا محمد صالح ترشیزی در اثر شکنجه

مرحوم مولا محمد صالح ترشیزی از اکابر علمای آن دیار است و در معقول و منقول و اصول و فقه مقامی بلند داشته است.
حکایت کنند که در اواخر سلطنت نادرشاه مبلغی زیاد به نام ملا صالح نامی از اهل ترشیز حواله دادن که از او به اجبار بگیرند مأمور آن حواله را به اشتباه به مولا محمد صالح مذکور داده و آن وجه را از او مطالبه کرد. آن جناب هم از راه زهادت و تقوا نخواست که شخص دیگری را که این حواله بنام وی بود معرفی کند حواله را قبول کرده تمامی دارائی خود را داد باز هم کفاف نکرد، آن جناب را شکنجه زیادی دادند که در اثر آن صدمات و شکنجه ها مریض شده و به همین مریضی از دنیا رفت و نادرشاه پس از این ظلم چندان عمری نکرده و در همان ایام او هم مرد.
چو آتش مشو تند و سرکش مبادا - که دود از دل مبتلائی برآید(680) - صاحب جواهر