فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 4

سید نعمت الله حسینی‏‏‏‏‏‏

به مناسبت بازگشت عده ای از اسرای ایران از عراق

دوش مرا با سروش این خبر آمد - خیز و نظر کن که یار از سفر آمد
مژده بده بر همه چشم به راهان - یوسف گم گشته با تاج سر آمد
چشم دلت روشن ای مادر محزون - میوه قلبت ز زندان بدر آمد
ای پدر از بهر قربانی فرزند - قوچ بکش کز سفر بی خطر آمد
پای بکوبید و سر بلند نمائید - شمع فروزان ما چون قمر آمد
رفت و بزد ریشه دشمن دین را - رو به وطن کرده با بال و پر آمد
کف بزنید ای عزیزان که عزیزی - از سفر کربلا با ظفر آمد
خوش خبری آمد و گفت به شادی - منتظران عاقبت منتظر آمد
رفت دگر دوره تلخ تر از زهر - بار دگر دوره ای چون شکر آمد
کوردلان را بگو فرار نمایند - چونکه به میدانشان شیر نر آمد
بهر نگهداری کشور ایران - بی هنران گم شوید باهنر آمد
ریشه صدامیان کنده شد از بیخ - چونکه به دست خمینیان تبر آمد
جان به کفان چون شدند از قفس آزاد - هموطنان غصه و غم به سر آمد
روح شهیدان شده شاد دوباره - چون شجر خونشان بارور آمد
- شعر

تشویق بر جهاد و مرگ با عزت

شکر خداوند را که ملت ایران - رفت اسیری ولی مفتخر آمد
مرگ به صدام را زیر شکنجه - گفت که تا دشمنش ز پای درآمد
شاه چه شد سرنگون به جای نشینی - احمق بغداد صدام خر آمد
خورد چنان مشتی از دست خمینی - تا که به سر بر زمین کور و کر آمد
شعر به شکرانه رهائی شیران - گفت حسینی که شب تا سحر آمد
هدیه به ارواح پاک شهدا کرد - گرچه بسی کوچک و مختصر آمد
- شعر

تشویق بر جهاد و مرگ با عزت

ایدل مخور غم تلخی دوران به پایان می رسد - دنبال هر سختی گشایشهای شایان می رسد
در جنگ با بیگانگان باید گذشت از مال و جان - آن گاه با یاری حق فتح فراوان می رسد
بگذر ز مال از بهر جان، جان را مده از بهر نان - جان را عوض نبود ولی دائم ترا نان می رسد
در راه ایمان جان بده قربانی قرآن بده - در روز ناچاری به فریاد تو قرآن می رسد
با راهیان کربلا در جنگ همراهی نما - از سوی رهبر چون ترا دستور و فرمان می رسد
این جا که آخر رفتنیست این تن که خود پوسید نیست - گر با شهادت جان دهی آن جان به جانان می رسد
رو خویشتن را خوب کن هم خانه را جاروب کن - چون بی خبر گاهی ز در ناگاه مهمان می رسد
اندر حدیث آمد سفر یک قطعه باشد از سقر - بی توشه و بی راهبر آخر به لب جان می رسد
دل را حسینی زنده کن با اشک چشم نیمه شب - مانند خاک مرده کاو را آب باران می رسد
اشعار از مؤلف
- شیخ جعفر شوشتری