فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 4

سید نعمت الله حسینی‏‏‏‏‏‏

بخش پنجم

شهادت و رحلت با عزت

- قصص قرآنی

داستان حبیب نجار مؤمن آل یاسین

حضرت عیسی علیه السلام دو نفر را به شهر انطاکیه که شهر پرجمعیتی بود فرستاد تا مردم آن شهر را از بت پرستی به سوی خدای یکتا دعوت کنند، مردم آن شهر آن دو نفر را زدند و بعد زندانی کردند، حضرت عیسی - علیه السلام - شخص دیگری را به نام شمعون فرستاد و آنان را از زندان بیرون آورد آنگاه با هم در مجامع و کوچه و بازار مردم را به توحید دعوت می کردند، بنابر آنچه بعضی گفته اند تا چهل نفر ایمان آوردند ولیکن باقی مردم شروع به مجادله و مخاصمه نمودند و سپس به جنگ منجر گردید و آن چهل نفر را گرفتند و به دار آویختند، بدین ترتیب که گردنهایشان را سوراخ می کردند و بند در آن سوراخ می کردند و آویزان می ساختند تا به سخت ترین وجهی از انواع شکنجه ها بمیرند.
در این موقع از دورترین نقاط شهر مؤمن آل یاسین یعنی حبیب نجار شتابان برای دفاع از فرستادگان حضرت عیسی آمد و سخنانی در دفاع از آنها گفت و مردم او را گرفتند و با شدیدترین وضع به شهادت رساندند و خداوند متعال داستان او را در سوره یاسین چنین می فرماید:
جاء من اقصی المدینة رجل یسعی قال یا قوم اتبعوا المرسلین اتبعوا من لایسئلکم اجراوهم مهتدون و مالی لا اعبد الذی فطرنی و الیه یرجعون الخ.
یعنی مردی شتابان از دورترین نقاط شهر آمد و گفت: ای مردم فرستادگان خدا را پیروی کنید و از اینان که هیچ اجر و مزدی نمی خواهند و خودشان هدایت شده هستند پیروی کنید. و چرا باید خدای آفریننده خود را نپرستیم در صورتی که بازگشت بسوی او است آیا من به جای آن خدای آفریننده خدایانی را معبود خود بگیرم که اگر از طرف خداوند رحمان به من رنجی رسد شفاعت آن خدایان از من دفع رنج نمی توانند کنند و نتوانند نجاتم دهند در این صورت در ضلالت حتمی خواهم بود پس ای رسولان بشنوید که من به خدای شما ایمان آوردم و در حالی که در زیر شکنجه بود و نزدیک بود روحش به ملأ اعلی پرواز کند به او گفته شد یعنی ملائکه به او گفتند: داخل بهشت (برزخی) شو، گوید ای کاش قوم من از این نعمت آگاه بودند که خدا چگونه در حق من مغفرت فرمود و مرا مورد کرم خود قرار داد.(615)
- پیامبران الهی