فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 4

سید نعمت الله حسینی‏‏‏‏‏‏

نامه مرحوم شیخ فضل الله نوری و یارانش به مجلس شورا و اهالی تهران

در تاریخ نگارستان شماره حادثه 806 ص 503 درباره مشروطیت نوشته است چون شیخ فضل الل و یارانش تاب مقاومت با مشروطه طلبان نداشتند به حضرت عبدالعظیم پناه بردند و از آنجا با یارانش نامه ای برای مجلس و مردم به تهران فرستادند و چنین نوشتند: شرح مقاصد حضرت حجة الاسلام و المسلمین آقای حاج شیخ فضل الله نوری سلمه الله و سایر مجتهدین زاویه مقدسه از علماء عظام و غیرهم آنست که سال گذشته از سمت فرهنگستان سخنی به کشور ما سرایت کرد و آن سخن این بود: که هر دولتی که پادشاه و وزرا و حکامش به دلخواه خود با رعیت رفتار می کند آن دولت سرچشمه ظلم و تعدی و تطاول است و مملکتی که ابواب ظلم و تعدی و تطاول در آن مفتوح باشد آبادانی برنمی دارد و لایزال بر پیشانی رعیت و بی سامانی اهالی می افزاید تا آنجا که بالمرة آن مملکت از استقلال می افتد و در هاضمه جانورهای جهانخوار تحلیل می رود و گفتند: معالجه این مرض مهلک منفی آنست که مردم جمع بشوند و از پادشاه بخواهند که سلطنت دلخواهانه را تغییر بدهد و در تکالیف دولتی و خدمات دیوانی و وظایف درباری قراری بگذارند که منبعد رفتار و کردار پادشاه، طبقات خدم و حشم او هیچوقت از آن قرار تخطی نکند و این قرارداد را هم مردمان عال و امین و صحیح از خود رعایا به تصویب یکدیگر بنویسند و به صحه پادشاه برسانند و در مملکت منتشر نمایند، و گفته اند نام آن حکمرانی به دلخواه زبان این زمان سلطنت استبدادیه است و نام حکمرانی قراردادی سلطنت مشروطه است و نام قرارداد دهندگان، وکلا یا مبعوثین است و نام مرکز مذاکرات آنها مجلس شورای ملی است و نام قراردادهای آنها قانون است و نام کتابچه که آن قراردادها را در آن می نویسند نظامنامه است.
سلسله علماء عظام و حجج اسلام چون از این ترتیب استحضار تام بهمرسانیدند مکرر با یکدیگر ملاقات نمودند و مقالات سرودند و همه تصدیق فرمودند که این خرابی در مملکت ایران از بی قانونی و ناحسابی دولت است و باید از دولت تحصیل مجلس شورای ملی کرد که تکالیف دوایر دولتی را معین و تصرفاتشان را محدود نماید تا آنکه بحمدالله تعالی پادشاه مرحوم مظفرالدین شاه موفق و مساعی علماء عظام مشکور و مجلس دارالشورای کبرای اسلامی مفتوح شد و اعلیحضرت اقدس شاهنشاه عصر خلد الله سلطانه مقصود محمد علی شاه هم به این مساعدت که مبذول می فرمایند حائز گردید پس عنوان سخن و مبدأ مذاکرات بی قانونی دوایر دولت بود و حاجت ما مردم ایران هم به وضع اصول و قوانین در وظایف دربار و معاملات دیوانی انحصار داشت و بعد همین که مذاکرات مجلس شروع شد و عناوین دائر با مشروطه و حدود آن در میان آمد از اثناء نطقها و لوائح و جرائد اموری به ظهور رسید که هیچکس منتظر نبود و زائدالوصف مایه وحشت و حیرت رؤساء روحانی و ائمه جماعت و قاطبه مقدسین و متدینین شد. از آن جمله در منشور سلطانی که نوشته بود مجلس شورای ملی اسلامی دیدیم لفظ اسلامی گم شد و رفت که رفت این فقره سند صحیح دارد عندالحاجة مذکور و مشهود می شود و دیگر در موقع اصدار دستخط مشروطه در اعلیحضرت اقدس شاهنشاه عصر دام ظله الممدود در مجلس در حضور هزار نفر بلکه بیشتر صریحاً گفتند ما مشروطه نمی خواهیم و دیگر به رأی العین دیدیم و می بینیم که از بدو افتتاح این مجلس جماعت لاقید و لاابالی، لامذهب، از کسانی که سابقاً معروف به بابی بودن بوده اند و کسانی که منکر شریعت و معتقد به طبیعت هستند همه در حرکت آمده و به چرخ افتاده اند، سنگها است که به سینه می زنند و جنگها است که با خلق خدا می کنند و دیگر روزنامه ها و شب نامه ها که پیدا شده اکثراً مشتمل بر سب علماء اعلام و طعن بر احکام اسلام و آنکه باید در این شریعت تصرفات کرد و فروعی را از آن تغییر داده تبدیل به احسن و انسب نمود و آن قوانین که به مقتضای یکهزار و سیصد سال پیش قرار داده شده است باید همه با اوضاع و احوال و مقتضیات روز مطابق ساخت از قبیل اباحه مسکرات و اشاعه فاحشه خانه ها و افتتاح مدارس تربیت نسوان و دبستان دوشیزه گان و صرف وجوه روضه خوانی و وجوه زیارات مشاهد مقدسه در ایجاد کارخانجات و در تسویه طرق و شوارع و در احداث راههای آهن و در استجلاب صنایع فرنگ و از قبیل استهزاء مسلمانان و در حواله دادن به شمشیر اباالفضل العباس یا به سر پل صراط و آنکه افکار و گفتار رسول مختار - صلی الله علیه و آله - العیاذ بالله از روی بخار خوراکهای اعراب بوده است مثل شیر شتر و گوشت سوسمار و آنکه امروز در فرنگستان فیلسوفها هستند که خیلی از انبیاء و مرسلین آگاه تر و داناتر و بزرگتر و نستجیر بالله حضرت حجة ابن الحسن - علیه السلام - را امام موهوم خواندن اوراق قرآن مجید را در مقواهای ادوات قمار بکار بردن و صفحات مشتمل بر اسم جلاله و آیات سماویه را در صحن مجلس شورا دریدن و پاشیدن و نگارش اینکه مردم بی تربیت ایران سالی بیست کرور تومان می برند و قدری آب زمزم می آورند و قدری خاک که تربت است و اینکه اگر این مردم وحشی و بربری نبودند این همه گوسفند و گاو و شتر در عید قربان نمی کشتند و قیمت آن را صرف پل سازی و راه پردازی می کردند و آنکه تمام مال روی زمین باید در حقوق مساوی بوده ذمی و مسلم خونشان متکافؤ باشد و با همدیگر درآمیزند و به یکدیگر زن بدهند وزن بگیرند (زنده باد مساوات).
دیگر ظهور هرج و مرج در اطراف ممالک محروسه و سلب امنیت و خلاف نظم و شیوع خون ریزی و تاخت و تاز و اثاره فتن و مفاسد در هر ناحیه و رواج رقابت و خصومت و معادات در میان اهالی شهرهای بزرگ خصوصاً حوادث و سوانحی که در صفحه آذربایجان و سرحدات آن اتفاق افتاده و کشتارها که در کرمانشاه و فارس و حدود نهاوند و غیرها واقع شده است.
و دیگر تجری طبقات مردم در فسق و فجور و منکرات، می فرمائید چون ما و شما در تهران هستیم، فقط تهران را از شما می پرسیم آیا از وقتی که آزادی در این شهر شایع شده است سستی عقاید اهالی و درجه هرزگیها و بی باکیها از کجا به کجا رسیده است هیچ وقت شنیده بودید که بی دینان با بچه مسلمان لواط کرده باشند، از گذر لوطی صالح بپرسید، و هیچوقت دیده بودید که لامذهبی علی الرئوس دختر مسلمان را کشیده باشند؟ امسال همگی دیدید یا مستحضر شدید ذاکرین و وعاظ می گویند: امسال مجالس روضه خوانی و تکایای عزاداری و اهتمام مردم در این عبارت که از شعائر بزرگ شیعه خانه است نزدیک به نصف تعطیل بوده است، آیا انتظار چنین نتیجه را داشتید که الوهیت خدا مشروطه است، ولقد قالوا کلمة الکفر.
و هیچ شنیده بودید در این یک هزار و سیصد و چند سالی که از عمر اسلام ایده الله انصاره گذشته است صورت یکی از مجدین دین را که در اعداد کلینی و علم الهدی و محقق و شهید شمرده می شود به شکل حیوانی بارکش کشیده و انتشار داده باشند.
و دیگر افتتاح رسوم و سیر معموله بلاد کفر در قبة الاسلام تاریخ هجری هیچ خبر نمی دهد که در ممالک اسلامیه مجلس ترحیم و ختم قرآن را به دستور فرنگستان تشکیل داده باشند مسجد جامع پایتخت اسلام فاتحه ذراره صدیقه طاهره سلام الله علیها را به سیره خاصه فرنگیان گلریزی کردن و دستمالهای مشکی بر بازوی و دستهای اطفال مسلمین بستن و جماعت زردشت را در خانه خدا وارد کردن و در مجلس فاتحه مخصوصاً آلات فرهنگیها و پاریس پرستها را مستخدم قرار دادن و ارباب عمایم و بزرگان شریعت را طوعاً و یا کرهاً به آن محضر مطهر کشیدن (مقصود ختم سرسال سید عبدالحمید و حاج سید حسن را می گویند) ای پیروان دین اسلام هیچ ختمی به این شکل دیده اید و یا شنیده اید؟ و هیچ دیده و شنیده بودید که رؤسای روحانیها را عنفاً در مجلس در قطار مادامهای فرنگیان کشیده و در ازدحامی که سراپا علی رغم اسلام و اسلامیان است حاضر و مستبشر داشته باشند، آیا بازار شام آن شیپور سلام آن آتشبازیها، آن ورود سفرا، آن عادیات خارجه، آن هورا کشیدنها و آن همه کتبهای زنده باد، زنده باد، (زنده باد مساوات) و (برادری و برابری) مقصود جشن سر سال مشروطه را می گوید می خواستید یکی را هم بنویسید (زنده باد شریعت) (زنده باد قرآن) (زنده باد اسلام) حقیقت چشم خاتم الانبیاء روشن و خاطر خاتم اوصیاء خرسند، قرة الاعین و سرت الانفس.
شما را ای مسلمانها! ای اهل تهران! به قرآن مجید به امیرالمؤمنین، به سیدالشهداء، به امام زمان قسم می دهم که اگر پیغمبر شما حاضر بود و آن هنگامه جلوخان نگارستان را می دید چه می فرمود؟ و آیا نفرین می کرد یا تبریک می گفت و آیا می فرمود خوب جشنی برای مجلس گرفته اید یا می فرمود خوب ختمی برای اسلام گذاشته اید؟ آیا می فرمود زنده باد مشروطه یا می فرمود اهکذا تخلفون محمدا فی امته. الها که نعمت مجلس شورای ملی اسلامی خصم لامذهبان باد.
از طرف مهاجرین الی الله به جماعت آزادیخواه اعلان می شود که اگر هزار از این حقه ها بزنید و ساعتی صد سحر بابلی بکنید به هیچ نتیجه نائل نخواهید شد و سحر با معجزه پهلو نخواهد زد و ما تن به تضعیف اسلام و تحریف احکام نخواهیم داد. مادام منی الروح فی الجثمانی.
و دیگرهای دیگر هم هست بلکه بسیار است زیرا این طفل یک ساله ره صد ساله پیموده است لیک از تذکار و تعداد آنها می ترسم برخی از صنادید سلسله و عظماء علمای مصر وفقهم الله لما یحب و یرضی آزرده شوند ورنه سخن بسیار است.
قومی هم قتلوا امیم اخی - فاذا رمیت یصیبنی سهمی
حالا از برادران پاکیزه نهاد و همکیشان ایرانی نژاد سؤال می کنیم که آیا این فتنه های عجیب و این مفسده های عظیم در این مملکت واقع شده است یا نه؟ و آیا این حوادث فوق العاده ای بعد از تأسیس این وضع جدید تولید گریده است یا نه؟ احترام می کنیم و نمی گوئیم این شرور و مفاسد از مجلس متولد شده و اینها اولاد اوست می گوئیم همزاد اوست.
آیا مجلس دارالشورای کبری اسلامی به چه جهت و به کدام دلیل باید از آنجا که همه کس از حقیقت حال مطلع نیست و از اوضاع عصر و اخبار عالم استحضار ندارد جهت و دلیل را هم حسب التکلیف ما خود شرح می دهیم زیرا فرمودند چون بدعتها ظاهر بشود بر عالم است که اطلاع خود را اظهار کند (برادران دینی) در این عصر ما فرقه ها پیدا شده اند که بالمره منکر ادیان و حقوق و حدود هستند این فرق مستحدثه را بر حسب تفاوت اغراض اسمهای مختلف است آنارشیست، نهلیست، سوسیالیست، ناطورالیست، بابیست و اینها یک نحو چالاکی و تردستی در اثاره فتنه و فساد دارند و به واسطه ورزشی که در این کارها کرده اند هر جا که هستند آنجا را آشفته و پریشان می کنند سالها است که دو دسته اخیر از اینها در ایران پیدا شده و مثل شیطان مشغول وسوسه و راهزنی و فریبندگی عوام اضل من الانعام هستند یکی از این فرقه ها بابیه است و دیگری فرقه طبیعیه، این دو فرقه لفظاً مختلف و لباً متفق هستند و مقصد صمیمی آنها نسبت به مملکت ایران دو امر عظیم است یکی تغییر مذهب و دیگری تبدیل سلطنت این اوقات این دو فرقه از سوء القضاء هر دو جهات مجلس شورای ملی ما مسلمانها وارد و متصرف شده اند و جداً جلوگیری از اسلامی بودن دارالشورای ایران می کنند و می خواهند مجلس شورای اسلامی ایران را پارلنت پاریس بسازند و آنکه حضرت حجة الاسلام و المسلمین آقای حاج شیخ فضل الله ایده الله طرف بی ارادتی این جماعت واقع شده و مستوجب چندین ناسزا و سب و تهمت در روزنامه ها و شب نامه ها و منابر گردیده اند و سگهای جهنم بر او بانگ می زنند و بابیهای مسلم از او سخت می رمند برای همین است که ایشان کما هو حقه بیدار و این دو دسته دزد شده اند و در تنزیه مجلس شورا در مقابل این دو فرقه پلید جداً ایستاده است و به توفیق الهی تقصیر نخواهند فرمود و از جان و مال دریغ نخواهند داشت تا به جمیع علماء مذهب جعفری از عرب و عجم جمیع این مطالب را محقق و مسلم بکنند و تمام تکالیف حتمیه الهیه این مقام را بر وجه اکمل، و اولا بپردازند. تهدید آن حضرت به غوغای سفله و اراذل از این جهت است و ارجاف گرفتن مبلغ گزاف از سفارت یا دولت یا دیگری از این باب است والا همه کس می داند که خراسان بزرگتر از قاین است و وزارت جنگ مهمتر از حکومت سیستان است و وکلای مجلس هم امناء ملت هستند و آن تلگرافی که یک لخت کذب صریح و جعل قبیح است از امناء ملت شایسته نبود و چنین خلاف یا قسم و خیانت بر موکلین موجب انعزال از وکالت است مگر کسانی که هیچ مستحضر نبوده اند و هم الاکثرون بالجمله تمام مفاسد ملکی و مخاطرات دینی از اینجا ظهور کرد که قرار بود مجلس شورا فقط برای کارهای دولتی و دیوانی و درباری که به دلخواه اداره می شد قوانینی قرار بدهد که پادشاه و هیئت سلطنت را محدود کند و راه ظلم و تعدی و تطاول را مسدود نماید امروز می بینیم در مجلس شورا کتب قانونی پارلنت فرنگ را آورده و در دایره احتیاج به قانون توسعه قائل شده اند غافل از اینکه ملل اروپا شریعت مرضیه نداشته اند لهذا برای هر عنوان نظامنامه نگاهداشته اند و در موقع اجرا گذارده اند و ما اهل اسلام شریعتی داریم آسمانی و جاودانی که از بس متین و صحیح و کامل و مستحکم است نسخ برنمی دارد و صادع آن شریعت در هر موضوع حکمی و برای هر موقع تکلیفی مقرر فرموده است، پس حاجت مردم ایران به وضع قانون منحصر است در کارهای سلطنتی که بر حسب اتفاقات عالم از رشته شریعتی موضوع شده و در اصطلاح فقها دولت جائره و در عرف سیاسیون دولت مستبده گردیده است.
باری بعد از بیدار شدن حضرات مؤسسین مجلس از حجج اسلام و سایر مسلمین به ظهور این فتن و بروز این مفاسد و اینکه تولد این نتائج سوء دخالت دو دسته دشمنان دین و دولت که بابیه و طبیعیه هستند شده است قرار قاطع بر جلوگیری ابدی از تصرفات لامذهبان در این اساس متین داده شده جلوگیری از تصرفات این فرقه های فاسده مفسده به نگاشتن و ملحوظ داشتن چند فقره است در نظامنامه اساسی، یکی آنکه در نظامنامه اساسی مجلس بعد از لفظ مشروطه لفظ مشروعه نوشته شود و دیگر آنکه فصل دائر به مراعات موافقت قوانین مجلس با شرع مقدس و مراقبت هیأتی از عدول مجتهدین در هر عصر با مجلس شورا به همان عبارت که همگی نوشته ایم بر فصول نظامنامه افزوده شود و هم مجلس شورا را به هیچوجه حق دخالت در تعیین آن هیئت از عدول مجتهدین نخواهد بود و اختیار انتخاب و سایر جهات راجعه به آن هیئت کلیه با علماء مقلدین هر عصر است لاغیر.
دیگر آنکه محض جلوگیری از فرق لامذهب خاصه مرتدین از دین که فرقه بابیه و نحو آن که حضرت حجة الاسلام و المسلمین آقای آخوند ملا محمد کاظم مد ظلاله افزودن فصلی را فرموده اند حکم ایشان هم معلوم است باید اطاعت شود و مخصوصاً فصلی راجع به اجرای احکام شرعیه درباره فرقه بابیه و سایر ذنادقه و ملاحده در نظامنامه اساسیه منظور و مندرج گردد.
و دیگر آنکه چون نظامنامه اساسی مجلس را از روی قانونهای خارج مذهب ما نوشته اند محض ملاحظه مشروعیت و حفظ اسلام آن پاره تصرفات در بعضی فصول با حضور همگی حجج اسلام شده است باید آن فصول نیز به همان اصلاحات و تصحیحاتی که همگی فرموده اند، مندرج شود و هیچ تغییر و ترک بعمل نیاید برای نمونه آن تصرفات و تصحیحات مثلی بیاوریم تا همه برادرهای دینی بدانند که بدواً چه بوده است و بعداً چه شده، از جمله یک فصل از قانون های خارجه را ترجمه کرده اند، این است که مطبوعات مطلقاً آزاد است (یعنی هر چه را هر کس چاپ کرد احدی را حق چون و چرا نیست) این قانون با شریعت ما نمی سازد ولهذا علماء عظام تغییر دادند و تصحیح فرمودند زیرا نشر کتب ضلاله و اشاعه فحشاء در دین اسلام ممنوع است و کسی شرعاً نمی تواند که کتابهای گمراه کننده مردم را نشر کند، یا بدگوئی و هرزه گی را در حق مسلمانی بنویسد و به مردم برساند پس چاپ کردن کتابهای ولتر فرانسوی که همه اش ناسزا به انبیاء (ص) است و کتاب بیان سید علی محمد باب شیرازی و نوشته های میرزا حسین علی تاکری و برادر و پسرهایش که خدا یا پیغمبر یا امام بابیها هستند، و روزنامه ها و لوایح مشتمل بر کفر و رده و سب علماء اسلام تماماً در قانون قرآنی ممنوع و حرام است و لامذهبها می خواهند که این در باز باشد تا این کارها را انجام دهند.
باری مهاجرین زاویه مقدسه را مقصودی جز تمشیت این فقرات مسطوره که والله القاهر الغالب المدرک المهلک محض حراست اسلام و حفظ شریعت خیرالانام و دینداری و خداشناسی می زنند مضایقه و ممانعت و مزاحمت خود را به این چهار فقره ترک گفتند و اینها را پذیرفتند احدی از علماء اسلام و طبقات مسلمین را با ایشان سخنی نخواهد بود و مجلس دارالشوری کبری ملی اسلامی هم حقیقتاً به لقب (مقدس) دعای شید الله ارکانه شایسته و سزاوار خواهد گردید ان فی ذلک لذکری لمن له قلب او القی السمع و هو شهید. انتهی.
این نامه ای بود که شیخ فضل الله نوری - اعلی الله مقامه - نوشته و به وکلای مجلس و حامیان آن فرستاد گویا جواب قانع کننده به او ندادند و سرانجام سر خود را در این مخالفت و نامه نگاری به باد داد یعنی او را مشروطه خواهان به سال 1327 در تهران به دار کشیدند و در قم در صحن اتابکی دفن شد.(614)

بخش پنجم

شهادت و رحلت با عزت

- قصص قرآنی