فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 4

سید نعمت الله حسینی‏‏‏‏‏‏

ملاقات مرحوم میریونس اردبیلی با شاه

مرحوم آیت الله میریونس اردبیلی از شاگردان ممتاز آخوند ملا کاظم خراسانی و سید محمد کاظم یزدی پس از اینکه به مقام اجتهاد رسید از اساتید بزرگ حوزه گردید و پس از چندی عازم مشهد مقدس شد و زعیم علمی آن منطقه گردید و تعصب و ایستادگی او در واقعه مسجد گوهرشاد و اعتراض بر کشته شدن جمعی در آن مسجد بوسیله مأمورین رضاشاه باعث شد که آن بزرگوار را به اردبیل تبعید کردند و پس از واقعه شهریور 1320 مراجعت وی به مشهد بلامانع گشت و سید بار دیگر در سال 1364 قمری بدانجا بازگشت.
مرحوم اردبیلی در امر به معروف و نهی از منکر از هیچکس و از هیچ مقامی رودرباسی نداشت، در یکی از سفرهای محمد رضا شاه پهلوی به مشهد ملاقاتی بین آن دو در حرم حضرت رضا - علیه السلام - صورت گرفت و آقای اردبیلی پس از آنکه از شاه خواست که روی زمین بنشیند و به حرفهای او گوش دهد از او پرسید که: چرا نماز نمی خوانی؟ شاه گفت: نماز می خوانم ولی تظاهر نمی کنم. سید گفت: تظاهر تو به نماز خواندن به حال اسلام مفید است و من به نام مفتی مذهبی به شما توصیه می کنم که در نماز کوتاهی نکن و حتی بدان تظاهر هم بنما تا مردم بدانند که شاه آنها مسلمان است و واجبات دینی را انجام می دهد.(608)
- شجاعت

فراموش کردی یزید را دعا کنی

فردی از نمازگزاران در مسجد اسلامبول ترکیه نقل می کرد یک روز حاج آقای صابری (روحانی خدمتگزار) به منبر رفته بود و سخنرانی جالبی در حضور جمعیت زیادی که جمع شده بودند کرده و مردم را متوجه دین و خدا و حقایق اسلام نموده بود و می خواست سخنش را تمام کند که یکی از ایرانیها، ولی مزدور و معلوم بود که ساواکی بوده و از ایران برای مأمورین آمده از جای برخاست و گفت: در آخر منبر باید برای شاه ایران دعا کنی.
ایشان با آنکه کاملاً در خطر بود نپذیرفت و گفت: من این کار را نمی کنم. خود او برای محمدرضا شاه و پدرش دعا کرد و سپس برای آتاترک و تمام سلاطین عثمانی دعا نمود در اینجا حاج آقا صابری با کمال شجاعت گفت: فراموش کردی برای یزید دعا کنی او را هم دعا کن، بعدها معلوم شد این گفتار و آن دعا نکردن اسباب زحمت معظم له گردید.(609)
- شیخ فضل الله نوری

مخالفت شیخ فضل الله نوری با قانون مشروطه به نقل از تاریخ نگارستان

در تاریخ نگارستان حادثه 805 در خصوص قضیه مشروطه نوشته است ملایان دو دسته شده بودند دسته ای موافق مشروطه مانند آخوند خراسانی و میرزا حسین خلیلی تهرانی و شیخ عبدالله مازندرانی و سید محمد طباطبائی و سید عبدالله بهبهانی، و دسته ای مدعی بودند که مخالفتی ندارند مگر با چند پرده از قانون اساسی که پیشرو و ایشان در تهران شیخ فضل الله نوری (اعلی الله مقامه) بود و در نجف سید کاظم یزدی (اعلی الله مقامه)، و نخستین اشکال آنها درباره اصل هشتم از قانون اساسی که می گوید: اهالی کشور ایران در برابر قانون دولتی متساوی خواهند بود، ایراد گرفته می گفتند: مسلم و کافر در دیه و حدود برابر نمی شوند، اگر مسلمانی یک یهودی و یا یک زردشتی یا یک کافر دیگری را کشت او را یک نفر نتوان کشتن باید دیه گرفت.
دوم درباره اصل نوزدهم که می گوید: تأسیس ملاس به خارج دولتی و ملتی و تحصیل اجباری مخالف شریعت است.
سوم درباره اصل بیستم که می گوید: همه مطبوعات خبر از کتب ضلال و مواد مضره به دین مبین آزاد و مخبری در آنها ممنوع است. مخالفین می گفتند باید مطبوعات زیر نظر علما باشد.
شیخ فضل الله (رحمه الله) می خواست مجلس زیر نظر ملایان (علما) اداره شود و از یک ماه پیش (از تشکیل مجلس) اصلی برای افزوده شدن به قانون اساسی آماده کرد و آن را با خط خود نوشت و نسخه هائی از آن را به دست مردم داده بود و درباره آن پافشاری می کرد و آن اصل این است: این مجلس مقدس شورای ملی که بذل مرحمت اعلیحضرت شاهنشاه اسلام خلد الله سلطانه و مراقبت حجج اسلام و عامه ملت ایران تأسیس شده باید در هیچ عصری از اعصار مواد احکامیه آن مخالفتی با قواعد مقدسه اسلام و قوانین موضوعه حضرت خیرالانام (ص) نداشته باشد و معین است که تشخیص مواد موافقت و مخالفت قوانین موضوعه مجلس شورای ملی با قواعد اسلامیه در عهده علمای اعلام بوده و هست لذا مقرر است که قوانین موضوعه مجلس را قبل از تأسیس در آن انجمن علمی به دقت ملاحظه و مذاکره نمایند اگر آنچه وضع شده مخالف با احکام شرعیه باشد عنوان قانون پیدا نخواهند کرد و امر انجمن علمی در این باب مطاع و متبع است و این ماده ابداً تغییرناپذیر نخواهد بود. حرر فی هفتم شهر ربیع الاول.(610)
- مشروطیت