فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 4

سید نعمت الله حسینی‏‏‏‏‏‏

داستان آمدن کوکس کمیسر عالی بریتانیا به منزل مرحوم شیرازی

این داستان را رئیس شهرداری منتخب انگلیسیها در شهر کربلا نقل کرده است، او یک فرد مسلمان بود ولی به خاطر جهل سیاسی و مذهبی اش انگلیسیها او را گمراه کرده بودند و در نتیجه پست رئیس شهرداری را که از جانب آنان برای وی در نظر گرفته شده بود پذیرفت، او می گوید:
کوکس کمیسر عالی بریتانیای کبیر در عراق اظهار تمایل کرده بود که به محضر آیت الله شیرازی رهبر انقلاب عراق برسد، اما ایشان به شدت درخواست او را رد کرده و گفته بودند تا زمانی که بریتانیا کشور عراق را به استعمار خود درآورده است به وی اجازه ملاقات نمی دهم.
و علی رغم فشارهای شدیدی که در این رابطه بر آیت الله شیرازی وارد گردید ولی ایشان همچنان بر عقیده خود استوار بوده و اجازه ملاقات به وی ندادند.
و بالاخره پس از آنکه کوکس از ملاقات با آیت الله شیرازی مأیوس گردید از من (رئیس شهرداری کربلا) خواست که به خانه امام (آیت الله شیرازی) بروم و در آنجا بمانم تا او سرزده وارد خانه شیرازی شود، چون اگر ایشان از نیت او بی خبر می شدند در را بر روی او می بستند، و اجازه ورود به وی نمی دادند.
رئیس شهرداری کربلا به دنبال سخنان خود می افزاید به خانه امام رفتم، ایشان به من خوش آمد گفتند و پیشخدمت ایشان چای برایم آورد، و پس از مدت کوتاهی کوکس کمیسر عالی بریتانیا وارد خانه شد و من با عجله و دستپاچگی خدمت امام شیرازی عرض کردم کوکس کمیسر عالی آمده است، انتظار داشتم امام از او احترام کنند و برای او بایستند، لیکن ایشان در جای خود مانده و تکان هم نخوردند و سر خود را بالا نبرده و نگاهی به او نکردند.
کوکس بر روی فرش به زمین نشست، و چند کلمه ای با امام سخن گفت، اما ایشان هیچ پاسخی به او نداده و نگاهی هم به او نینداختند.
کوکس مدتی مکث کرد و چون پاسخی نشنید و حتی پیشخدمت امام برای او چای نیاورد، از جای خود برخاست و در حالی که صورتش از خجلت و عصبانیت سرخ شده بود خانه امام را ترک نمود.
در اینجا به امام عرض کردم: شیخ بزرگ ما، من کارمند ساده ای نزد انگلیسی ها در اداره شهرداری هستم، ولی با این حال وقتی که نزد شما آمدم مورد احترام قرار گرفتم و به سلام من پاسخ فرموده و دستور دادید چای برایم بیاورند، ولی وقتی که کوکس که نمایندگی عالی دولت بریتانیای کبیر را دارا است وارد شد هیچ توجه و اهمیتی برای وی قائل نشدید؟
رئیس شهرداری می گوید: در اینجا امام شیرازی سر خود را بالا کرده و گفتند فلانی تو مرد مسلمانی هستی، و شهادتین را بر زبان جاری کرده ای و لذا به تو احترام می گذارم هر چند که روش اشتباه آمیز تو را در قبول این منصب (ریاست شهرداری کربلا) که از طرف کفار و بیگانه به تو واگذار شده است نمی پذیرم، ولی کوکس مرد کافر و بیگانه و استعمارگر است و من اگر می دانستم می خواهد به منزل من بیاید اجازه ورود و نشستن بر فرش خود را به او نمی دادم، چه برسد که به او خوش آمد بگویم.
بله، این فرهنگ متعهدانه و استوار را رهبر انقلاب عراق در کالبد ملت این کشور دمید و با پشتوانه این فرهنگ، ملت عراق توانست دشمنان خود را شکست داده و صفحه درخشانی از قهرمانی و جهاد و مبارزه ها در راه خدا و در راه آزادی و استقلال بر صفحات تاریخ بیفزاید.(605)
- علمای دین

ملاقات مرحوم میریونس اردبیلی با شاه

مرحوم آیت الله میریونس اردبیلی از شاگردان ممتاز آخوند ملا کاظم خراسانی و سید محمد کاظم یزدی پس از اینکه به مقام اجتهاد رسید از اساتید بزرگ حوزه گردید و پس از چندی عازم مشهد مقدس شد و زعیم علمی آن منطقه گردید و تعصب و ایستادگی او در واقعه مسجد گوهرشاد و اعتراض بر کشته شدن جمعی در آن مسجد بوسیله مأمورین رضاشاه باعث شد که آن بزرگوار را به اردبیل تبعید کردند و پس از واقعه شهریور 1320 مراجعت وی به مشهد بلامانع گشت و سید بار دیگر در سال 1364 قمری بدانجا بازگشت.
مرحوم اردبیلی در امر به معروف و نهی از منکر از هیچکس و از هیچ مقامی رودرباسی نداشت، در یکی از سفرهای محمد رضا شاه پهلوی به مشهد ملاقاتی بین آن دو در حرم حضرت رضا - علیه السلام - صورت گرفت و آقای اردبیلی پس از آنکه از شاه خواست که روی زمین بنشیند و به حرفهای او گوش دهد از او پرسید که: چرا نماز نمی خوانی؟ شاه گفت: نماز می خوانم ولی تظاهر نمی کنم. سید گفت: تظاهر تو به نماز خواندن به حال اسلام مفید است و من به نام مفتی مذهبی به شما توصیه می کنم که در نماز کوتاهی نکن و حتی بدان تظاهر هم بنما تا مردم بدانند که شاه آنها مسلمان است و واجبات دینی را انجام می دهد.(606)
- امر به معروف و نهی از منکر

ملاقات مرحوم میریونس اردبیلی با شاه

مرحوم آیت الله میریونس اردبیلی از شاگردان ممتاز آخوند ملا کاظم خراسانی و سید محمد کاظم یزدی پس از اینکه به مقام اجتهاد رسید از اساتید بزرگ حوزه گردید و پس از چندی عازم مشهد مقدس شد و زعیم علمی آن منطقه گردید و تعصب و ایستادگی او در واقعه مسجد گوهرشاد و اعتراض بر کشته شدن جمعی در آن مسجد بوسیله مأمورین رضاشاه باعث شد که آن بزرگوار را به اردبیل تبعید کردند و پس از واقعه شهریور 1320 مراجعت وی به مشهد بلامانع گشت و سید بار دیگر در سال 1364 قمری بدانجا بازگشت.
مرحوم اردبیلی در امر به معروف و نهی از منکر از هیچکس و از هیچ مقامی رودرباسی نداشت، در یکی از سفرهای محمد رضا شاه پهلوی به مشهد ملاقاتی بین آن دو در حرم حضرت رضا - علیه السلام - صورت گرفت و آقای اردبیلی پس از آنکه از شاه خواست که روی زمین بنشیند و به حرفهای او گوش دهد از او پرسید که: چرا نماز نمی خوانی؟ شاه گفت: نماز می خوانم ولی تظاهر نمی کنم. سید گفت: تظاهر تو به نماز خواندن به حال اسلام مفید است و من به نام مفتی مذهبی به شما توصیه می کنم که در نماز کوتاهی نکن و حتی بدان تظاهر هم بنما تا مردم بدانند که شاه آنها مسلمان است و واجبات دینی را انجام می دهد.(607)
- شهامت