فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 4

سید نعمت الله حسینی‏‏‏‏‏‏

بدنبال اعلامیه شدیداللحن، آیت الله کاشانی به لبنان تبعید شد

در 27 خرداد 1327 یکی دیگر از ایادی دربار بنام هژیر به نخست وزیری انتخاب شد. همزمان عده زیادی از مردم در منزل آیت الله کاشانی اجتماع کردند. آیت الله پس از سخنرانی از مردم خواست که از ورود هژیر به مجلس جلوگیری کنند. سیل جمعیت در حالی که طلاب پیشاپیش آنها حرکت می کردند و قرآن بزرگی در دست داشتند به طرف مجلس حرکت کردند که این تظاهرات مورد هجوم قوای دولتی قرار گرفت و عده کثیری زخمی شدند و یکی از جوانان شجاع بر اثر جراحت به شهادت رسید با این حال حکومت هژیر بیش از صد روز دوام نیاورد، این امر پیروزی جدیدی برای مبارزات ملت ما محسوب می شد. روز 27 خرداد به عنوان روز تأسیس یک گروه مهم سیاسی بنام مجمع مسلمانان مجاهد انتخاب شد که این گروه نقش بسیار مهمی در حوادث بعدی که منجر به پیروزی نهضت ملی ایران گردید ایفا کرد.
استعمار انگلیس و حکومتهای دست نشانده برای تمدید امتیاز نفت جنوب و شاه برای تغییر قانون اساسی تصمیم به برقراری یک حکومت استبدادی خشن گرفتند و بدین دلیل این مأموریت به سپهبد رزم آرا واگذار شد.
آیت الله کاشانی با شناخت نقشه دشمن بر شدت مبارزه خود افزود و در بهمن 1327 اعلامیه شدید اللحنی علیه دولت انگلیس و دولت دست نشانده او صادر کرد و در پانزده بهمن همین سال حادثه تیراندازی به شاه در دانشگاه پیش آمد کرد، این حادثه که به احتمال زیاد از طرف حزب توده رهبری شده بود به نتیجه نرسید و شاه جان سالم بدر برد. پس از وقوع این حادثه و با برقراری حکومت نظامی و سانسور شدید روزنامه ها ساعت یک بعد از نیمه شب منزل آیت الله را محاصره کردند و یکی از عمال سرسپرده رژیم بنام سرتیپ دفتری آیت الله را به طرز فجیعی دستگیر کردند و در همان شب او را با یک جیپ ارتشی به طرف خرم آباد و قلعه فلک الافلاک اعزام و پس از چند روز به لبنان تبعید نمودند.
نمایندگان مجلس پانزدهم که تا این هنگام در حال سکوت بودند پس از تبعید آیت الله کاشانی چند نفری از آنها دست به یک اعتراض شدیدی علیه حکومت وقت زدند که این اعتراضات را باید اولین مبارزه جدی در مجلس در جهت نهضت ملی ایران پس از شهریور 1320 محسوب نمود.
- علمای مبارز

اعلامیه آیت الله کاشانی از تبعیدگاه بیروت

آیت الله کاشانی پیامی از تبعیدگاه بیروت به ایران می فرستد و متن آن در مجلس به وسیله یکی از نمایندگان قرائت شد. ما برای رعایت اختصار چند جمله از آن را نقل می کنیم:.... همه مزه دیکتاتوری بیست ساله را چشیده در این طرز حکومت کسی مالک مال و جان و ناموس و حیثیت خود نیست همانطور که نبودند و فعلاً هم عدالت اجتماعی نیست و امور مملکت به دلخواه خودخواهان به زور سرنیزه اداره می شود. هر ظلم و جنایتی را بدون هراس با کمال بی شرمی آن بی خبران از خدا بی خبر نمی نمایند مال ملت را می برند صرف عیاشی می نمایند چنانچه قصد دارند قانون اساسی را تغییر دهند و دزدان و شیادان طرفدار دیکتاتوری را به کرسی وکالت بنشانند و مجلس سنا را از اشخاص فاسد تشکیل بدهند آن وقت است که هیچکس قدرت اندک تنفسی و تکلمی بر خلاف مظالم و خودخواهیهای دیکتاتوریها نداشته باشد و هر کس بر خلاف میل آنها حرفی بزند گرفتار حبس تاریک یا به دیار عدمش می فرستند.
آقایان اهل علم فراموش کرده اید که برای عمامه و لباس چه توهین ها و چه فشارهائی به این نوع محترم وارد نمودند و گیس خانمها را با روسری کندند و جنایت و اسائه ادبی به دین و آئین و متدینین نمودند و بیش از سه هزار نفر مردمان بی تقصیر را در مسجد گوهرشاد، در صحن مطهر حضرت رضا - علیه السلام - کشتند و جمعی از آنان را زنده به گور کردند، در هیچ جای دنیا دیده و شنیده نشده رقص و ساز و آواز و قمار و کارنوال و انواع فحشا و فسق و فجور آزاد باشد و از رسوم مذهبی یک قوم و ملتی جلوگیری و مجازات نمایند...
در مملکتی که ملتش اغلب گرسنه است و لخت و پابرهنه و فاقد همه وسائل زندگی است و پایتخت مملکت نان و آب که اهم ضروریات است ندارد، عوض نان شن و عوض آب لجن باید بخورد با آنکه روزنامه ها آن همه قلمفرسائی می کنند در بهبود اوضاع و ترمز خودسری دیکتاتوریها اثر نمی کند بلکه روز بروز بدتر می شود. با این حال تبعید این خادم اسلام و ملت با آن وضع فجیع برای تغییر قانون اساسی انتخابات فرمایشی و سوار کردن خیانتکاران و نورچشمان به گرده این ملت فلک زده و مسئله نفت و تجدید امتیاز بانک شاهی است.
این ضعیف از جدم حضرت امام حسین - علیه السلام - بالاتر نیستم بلکه نسبت به آن بزرگوار هیچم و آنها از یزید و ابن زیاد کمتری ندارند و در راه حق و حقیقت این صدمات و لطمات و آزارها را به جان و دل می خرم و افتخار دارم که جرمی و خیانتی ندارم و در نزد احدی سرافکنده نیستم.
آقایان نمایندگان به طمع انتخاب خود برای دوره بعد غضب الهی را برای خود ذخیره نکنید و این جرم و خیانت را که باعث لعنت و نفرین ابدی است یادگار نگذارید، قد مردانگی علم کنید و از جنایات خائنین خودخواه بیدین جلوگیری نمائید...
هموطنان عزیز در جلوگیری از تغییر قانون اساسی و مظالم خانمانسوز فداکاری لازم است، نمی توانند همه را بکشند حرف حساب ملت با جدیت در دنیای امروز پیش می رود والا پشیمان می شوید در حالی که پشیمانی سود ندارد.
در خاتمه لازم است چند کلمه به عرض اعلیحضرت برساند. شاها تغییر قانون اساسی به نفع شاه نیست و به ضرر ملت و مملکت تمام می شود مملکت حاجت شدید به عدالت اجتماعی دارد... شاها به سرنیزه مغرور نشوید، سرنیزه ای را که ملت به دست شما سپرده امانتی است که نباید بر خلاف صلاح ملت و مملکت بکار برید به خدائی که رفع خطر فرموده اتکا و اعتماد بنمائید. هر چند این عرایض در پیشگاه همایونی تلخ است، چون حق تلخ است ولی ثمره شیرین دارد. سید ابوالقاسم کاشانی(594) سرانجام پس از یکسال و چهار ماه تبعید در بیستم خرداد ماه 1329 آیت الله کاشانی به علت اعتراض شدید مردم به وطن بازگشت.
حسنین هیکل روزنامه نگار مصری که در آن روزها به عنوان خبرنگار در ایران بوده است در توصیف این استقبال با شکوه چنین می گوید: مراسم استقبال از آیت الله کاشانی چنان بود که تهران نظیر آن را به خود ندیده بود بیش از نیم میلیون زن و مرد و کودک فرودگاه مهرآباد را احاطه کرده بودند. در محوطه فرودگاه رجال مملکت و وزراء کابینه در صف واحد ایستاده بودند وقتی که آیت الله با اتومبیل از فرودگاه خارج شد منظره عجیبی بود مردم اتومبیل او را با سرنشینانش به دوش گرفته و تا داخل شهر بردند. آیت الله کاشانی بدون اتلاف وقت مشغول تنظیم صرف خود را برای مبارزات ملی شد چیزی نگذشت تا به نهایت استعداد و آمادگی رسید و نفوذ فراگیر خود را در تمامی نواحی گسترش داد.
برای نشان دادن مراتب تجلیل ملت مسلمان از رهبران مذهبی و خدمتگزار بد نیست که به ذکر قسمتهائی از شرح مراسم استقبال که در روزنامه اطلاعات مورخ 10/1/1329 چاپ شده توجه گردد.
به طوری که در شماره دیروز اطلاع داریم آیت الله حاج سید ابوالقاسم کاشانی پس از شانزده ماه دوری از وطن مقارن ساعت 5 بعد از ظهر وارد تهران شد.
استقبال کم سابقه ای که هنگام ورود ایشان به فرودگاه از طرف عموم طبقات تهران بعمل آمد بسیار جالب و باشکوه بود.
از ظهر دیروز مردم پیاده دسته دسته با دوچرخه با موتور سیکلت با اتوبوس و بوسیله تاکسی، به سمت فرودگاه مهرآباد در حرکت بودند.
بر طبق برنامه قبلی آقایان علمای اعلام و هیئت علمیه تهران و نمایندگی هیئت علمیه قم، بوسیله اتومبیل سواری و اتوبوس ساعت سه و نیم بعد از ظهر به فرودگاه آمدند.
کلیه آقایان اعضای جبهه ملی نیز سه ساعت بعد از ظهر دیروز در منزل آقای دکتر مصدق گرد آمده و ساعت چهار بعد از ظهر به فرودگاه وارد شدند.
کمیته جوانان بازرگانان بازار با کلیه اتوبوسهای خط 28 و بازرگانان و اصناف قبل از ورود آیت الله کاشانی تمام محوطه فرودگاه را گرفته بودند و بلندگوی هیئت علمیه با صدای صلوات و الله اکبر هر دقیقه ساعت ورود آیت الله را اعلام می داشت و جمعیت را به حفظ نظم و انضباط دعوت می نمود.
سالن فرودگاه به آقایان علما و حجج اسلام اختصاص داده شده بود و اندک اندک جمعیت به قدری رو به افزونی می رفت که خیابان فرودگاه گنجایش مستقبلین را نداشت.
مقارن ساعت پنج بعد از ظهر بود که هواپیماهای سبز رنگ دو موتوره شرکت هواپیمائی مصری که حامل آیت الله بود در فرودگاه بر زمین نشست و فریاد زنده باد و صلوات سیل جمعیت به آسمان رسید.
آیت الله کاشانی در حالی که تبسم بر لب داشتند از هواپیما خارج شدند و به شادباش مردم با دست جواب دادند.
در این موقع آقای فلسفی واعظ خواستند بیاناتی ایراد کنند ولی چون جمعیت برای دیدار آیت الله به طرف میدان سرازیر شد، بیانات ایشان قطع گردید...
...اتومبیل هائی که در جلو و عقب اتومبیل حامل آیت الله کاشانی حرکت می کرد، دارای شعارهای مخصوصی مانند خدا - استقلال - آزادی بودند و شعارهای دیگری که حاکی از خیر مقدم و تهنیت اصناف مختلف تهران به آیت الله کاشانی بود جلب نظر می نمود.
یک دسته دوچرخه سوار که عده آنها بالغ بر سیصد نفر بود در پیشاپیش اتومبیل ها و سپس عده ای موتورسیکلت سوار و جیب سوار در دنبال آن در حرکت بودند.
در خیابانهای تهران جمعیت زیادی از زن و مرد انتظار ورود آیت الله کاشانی را داشتند و تعداد مردم از میدان سپه به بعد به قدری زیاد بود که عبور افراد پیاده هم مشکل می نمود.
اتومبیل ها از خیابان شاهرضا و پهلوی و سپه و برق گذشته و هرچه به پامنار نزدیک تر می شدند صف مردم فشرده تر می گردید.
در بازار پامنار، که از عصر مردم اجتماع نموده بودند راه عبور و مرور بکلی قطع شده بود و طاق نصرت هائی که با قالی و قالیچه و چراغهای رنگارنگ الکتریکی تزئین یافته بود جلب نظر می کرد، آیت الله کاشانی بلافاصله پس از بازگشت از تبعید لبنان رهبری مبارزه را ادامه داد.
آیت الله کاشانی سپس پیامی به مجلس فرستاد که توسط دکتر مصدق در مجلس قرائت شد. در قسمتی از این پیام تاریخی چنین می گویند:
اولاً نفت ایران متعلق به ملت ایران است و به هر ترتیبی که بخواهد نسبت به آن رفتار می کند و قرارداد قانونی که با اکراه و اجبار تحمیل شود هیچ نوع ارزش قضائی ندارند و نمی تواند ملت ایران را از حقوق مسلمه خود محروم کند.
ثانیاً ملت ایران مشروطیت را با خون خود گرفته و زیر بار استبداد و دیکتاتوری نمی رود و با خون خود هم از آن دفاع خواهد کرد...
- آیت الله کاشانی

اعلامیه آیت الله کاشانی از تبعیدگاه بیروت

آیت الله کاشانی پیامی از تبعیدگاه بیروت به ایران می فرستد و متن آن در مجلس به وسیله یکی از نمایندگان قرائت شد. ما برای رعایت اختصار چند جمله از آن را نقل می کنیم:.... همه مزه دیکتاتوری بیست ساله را چشیده در این طرز حکومت کسی مالک مال و جان و ناموس و حیثیت خود نیست همانطور که نبودند و فعلاً هم عدالت اجتماعی نیست و امور مملکت به دلخواه خودخواهان به زور سرنیزه اداره می شود. هر ظلم و جنایتی را بدون هراس با کمال بی شرمی آن بی خبران از خدا بی خبر نمی نمایند مال ملت را می برند صرف عیاشی می نمایند چنانچه قصد دارند قانون اساسی را تغییر دهند و دزدان و شیادان طرفدار دیکتاتوری را به کرسی وکالت بنشانند و مجلس سنا را از اشخاص فاسد تشکیل بدهند آن وقت است که هیچکس قدرت اندک تنفسی و تکلمی بر خلاف مظالم و خودخواهیهای دیکتاتوریها نداشته باشد و هر کس بر خلاف میل آنها حرفی بزند گرفتار حبس تاریک یا به دیار عدمش می فرستند.
آقایان اهل علم فراموش کرده اید که برای عمامه و لباس چه توهین ها و چه فشارهائی به این نوع محترم وارد نمودند و گیس خانمها را با روسری کندند و جنایت و اسائه ادبی به دین و آئین و متدینین نمودند و بیش از سه هزار نفر مردمان بی تقصیر را در مسجد گوهرشاد، در صحن مطهر حضرت رضا - علیه السلام - کشتند و جمعی از آنان را زنده به گور کردند، در هیچ جای دنیا دیده و شنیده نشده رقص و ساز و آواز و قمار و کارنوال و انواع فحشا و فسق و فجور آزاد باشد و از رسوم مذهبی یک قوم و ملتی جلوگیری و مجازات نمایند...
در مملکتی که ملتش اغلب گرسنه است و لخت و پابرهنه و فاقد همه وسائل زندگی است و پایتخت مملکت نان و آب که اهم ضروریات است ندارد، عوض نان شن و عوض آب لجن باید بخورد با آنکه روزنامه ها آن همه قلمفرسائی می کنند در بهبود اوضاع و ترمز خودسری دیکتاتوریها اثر نمی کند بلکه روز بروز بدتر می شود. با این حال تبعید این خادم اسلام و ملت با آن وضع فجیع برای تغییر قانون اساسی انتخابات فرمایشی و سوار کردن خیانتکاران و نورچشمان به گرده این ملت فلک زده و مسئله نفت و تجدید امتیاز بانک شاهی است.
این ضعیف از جدم حضرت امام حسین - علیه السلام - بالاتر نیستم بلکه نسبت به آن بزرگوار هیچم و آنها از یزید و ابن زیاد کمتری ندارند و در راه حق و حقیقت این صدمات و لطمات و آزارها را به جان و دل می خرم و افتخار دارم که جرمی و خیانتی ندارم و در نزد احدی سرافکنده نیستم.
آقایان نمایندگان به طمع انتخاب خود برای دوره بعد غضب الهی را برای خود ذخیره نکنید و این جرم و خیانت را که باعث لعنت و نفرین ابدی است یادگار نگذارید، قد مردانگی علم کنید و از جنایات خائنین خودخواه بیدین جلوگیری نمائید...
هموطنان عزیز در جلوگیری از تغییر قانون اساسی و مظالم خانمانسوز فداکاری لازم است، نمی توانند همه را بکشند حرف حساب ملت با جدیت در دنیای امروز پیش می رود والا پشیمان می شوید در حالی که پشیمانی سود ندارد.
در خاتمه لازم است چند کلمه به عرض اعلیحضرت برساند. شاها تغییر قانون اساسی به نفع شاه نیست و به ضرر ملت و مملکت تمام می شود مملکت حاجت شدید به عدالت اجتماعی دارد... شاها به سرنیزه مغرور نشوید، سرنیزه ای را که ملت به دست شما سپرده امانتی است که نباید بر خلاف صلاح ملت و مملکت بکار برید به خدائی که رفع خطر فرموده اتکا و اعتماد بنمائید. هر چند این عرایض در پیشگاه همایونی تلخ است، چون حق تلخ است ولی ثمره شیرین دارد. سید ابوالقاسم کاشانی(595) سرانجام پس از یکسال و چهار ماه تبعید در بیستم خرداد ماه 1329 آیت الله کاشانی به علت اعتراض شدید مردم به وطن بازگشت.
حسنین هیکل روزنامه نگار مصری که در آن روزها به عنوان خبرنگار در ایران بوده است در توصیف این استقبال با شکوه چنین می گوید: مراسم استقبال از آیت الله کاشانی چنان بود که تهران نظیر آن را به خود ندیده بود بیش از نیم میلیون زن و مرد و کودک فرودگاه مهرآباد را احاطه کرده بودند. در محوطه فرودگاه رجال مملکت و وزراء کابینه در صف واحد ایستاده بودند وقتی که آیت الله با اتومبیل از فرودگاه خارج شد منظره عجیبی بود مردم اتومبیل او را با سرنشینانش به دوش گرفته و تا داخل شهر بردند. آیت الله کاشانی بدون اتلاف وقت مشغول تنظیم صرف خود را برای مبارزات ملی شد چیزی نگذشت تا به نهایت استعداد و آمادگی رسید و نفوذ فراگیر خود را در تمامی نواحی گسترش داد.
برای نشان دادن مراتب تجلیل ملت مسلمان از رهبران مذهبی و خدمتگزار بد نیست که به ذکر قسمتهائی از شرح مراسم استقبال که در روزنامه اطلاعات مورخ 10/1/1329 چاپ شده توجه گردد.
به طوری که در شماره دیروز اطلاع داریم آیت الله حاج سید ابوالقاسم کاشانی پس از شانزده ماه دوری از وطن مقارن ساعت 5 بعد از ظهر وارد تهران شد.
استقبال کم سابقه ای که هنگام ورود ایشان به فرودگاه از طرف عموم طبقات تهران بعمل آمد بسیار جالب و باشکوه بود.
از ظهر دیروز مردم پیاده دسته دسته با دوچرخه با موتور سیکلت با اتوبوس و بوسیله تاکسی، به سمت فرودگاه مهرآباد در حرکت بودند.
بر طبق برنامه قبلی آقایان علمای اعلام و هیئت علمیه تهران و نمایندگی هیئت علمیه قم، بوسیله اتومبیل سواری و اتوبوس ساعت سه و نیم بعد از ظهر به فرودگاه آمدند.
کلیه آقایان اعضای جبهه ملی نیز سه ساعت بعد از ظهر دیروز در منزل آقای دکتر مصدق گرد آمده و ساعت چهار بعد از ظهر به فرودگاه وارد شدند.
کمیته جوانان بازرگانان بازار با کلیه اتوبوسهای خط 28 و بازرگانان و اصناف قبل از ورود آیت الله کاشانی تمام محوطه فرودگاه را گرفته بودند و بلندگوی هیئت علمیه با صدای صلوات و الله اکبر هر دقیقه ساعت ورود آیت الله را اعلام می داشت و جمعیت را به حفظ نظم و انضباط دعوت می نمود.
سالن فرودگاه به آقایان علما و حجج اسلام اختصاص داده شده بود و اندک اندک جمعیت به قدری رو به افزونی می رفت که خیابان فرودگاه گنجایش مستقبلین را نداشت.
مقارن ساعت پنج بعد از ظهر بود که هواپیماهای سبز رنگ دو موتوره شرکت هواپیمائی مصری که حامل آیت الله بود در فرودگاه بر زمین نشست و فریاد زنده باد و صلوات سیل جمعیت به آسمان رسید.
آیت الله کاشانی در حالی که تبسم بر لب داشتند از هواپیما خارج شدند و به شادباش مردم با دست جواب دادند.
در این موقع آقای فلسفی واعظ خواستند بیاناتی ایراد کنند ولی چون جمعیت برای دیدار آیت الله به طرف میدان سرازیر شد، بیانات ایشان قطع گردید...
...اتومبیل هائی که در جلو و عقب اتومبیل حامل آیت الله کاشانی حرکت می کرد، دارای شعارهای مخصوصی مانند خدا - استقلال - آزادی بودند و شعارهای دیگری که حاکی از خیر مقدم و تهنیت اصناف مختلف تهران به آیت الله کاشانی بود جلب نظر می نمود.
یک دسته دوچرخه سوار که عده آنها بالغ بر سیصد نفر بود در پیشاپیش اتومبیل ها و سپس عده ای موتورسیکلت سوار و جیب سوار در دنبال آن در حرکت بودند.
در خیابانهای تهران جمعیت زیادی از زن و مرد انتظار ورود آیت الله کاشانی را داشتند و تعداد مردم از میدان سپه به بعد به قدری زیاد بود که عبور افراد پیاده هم مشکل می نمود.
اتومبیل ها از خیابان شاهرضا و پهلوی و سپه و برق گذشته و هرچه به پامنار نزدیک تر می شدند صف مردم فشرده تر می گردید.
در بازار پامنار، که از عصر مردم اجتماع نموده بودند راه عبور و مرور بکلی قطع شده بود و طاق نصرت هائی که با قالی و قالیچه و چراغهای رنگارنگ الکتریکی تزئین یافته بود جلب نظر می کرد، آیت الله کاشانی بلافاصله پس از بازگشت از تبعید لبنان رهبری مبارزه را ادامه داد.
آیت الله کاشانی سپس پیامی به مجلس فرستاد که توسط دکتر مصدق در مجلس قرائت شد. در قسمتی از این پیام تاریخی چنین می گویند:
اولاً نفت ایران متعلق به ملت ایران است و به هر ترتیبی که بخواهد نسبت به آن رفتار می کند و قرارداد قانونی که با اکراه و اجبار تحمیل شود هیچ نوع ارزش قضائی ندارند و نمی تواند ملت ایران را از حقوق مسلمه خود محروم کند.
ثانیاً ملت ایران مشروطیت را با خون خود گرفته و زیر بار استبداد و دیکتاتوری نمی رود و با خون خود هم از آن دفاع خواهد کرد...
- تاریخ معاصر