فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 4

سید نعمت الله حسینی‏‏‏‏‏‏

آیت الله حکیم و سید مهدی شیرازی با ملاقات با عبدالکریم قاسم حاضر نشدند

آیت الله سید محمد شیرازی نوشته است: عبدالکریم قاسم رئیس جمهور عراق یک روز قصد نمود به کربلا و نجف برود و با مرحوم پدرم آیت الله سید مهدی شیرازی و آیت الله سید محسن حکیم ملاقات کند، آن دو بزرگوار ملاقات با او را نپذیرفتند و فرمودند: ما در صورتی حاضریم ملاقات کنیم که بعضی از قوانین خلاف اسلام از آن جمله حزب کمونیست را منحل و قانون احوالات شخصی را لغو کند.
چون عبدالکریم این شرایط را قبول نکرد ملاقات حاصل نشد و شش ماه پس از این جریان بر علیه عبدالکریم کودتا شد.(587)
- شعر

گوشه ای از ظلمهای رضاشاه پهلوی

ای نوجوان و نو ثمر و نو بهار ما - آینده ساز کشور پر افتخار ما
بشنو از ظلم های رضاشاه پهلوی - آنگه ببین چگونه خدا گشت یار ما
او بود نوکر از طرف انگلیسها - گردید ناگهان پدر تاجدار ما
آن چکمه پوش قلدر و قداره بند را - کردند با هزار سیاست سوار ما
اشرار را نمود رئیس اداره ها - با زور گشت چیره به ملک و دیار ما
با دین و مذهب و علما سخت درفتاد - در دست خود گرفت همه اختیار ما
هرکس نفس کشید بگفتا بیاورید - تا سر نهد برای ادب پای دار ما
عمامه را گرفت علما را شکنجه داد - گفت این عمامه سر نرود زیر بار ما
در گوشه ای نشسته و خوردند خوندل - دانشوران با هنر و هوشیار ما
برداشت چادر از سر زنهای با حجاب - بگرفت غیرت و شرف و افتخار ما
او بر خلاف حکم خدا و رسول و عقل - گفتا که هست فرق زن و مرد عار ما
گر مرد و زن شوند مساوی و متحد - در شکل و در لباس بود ابتکار ما
ممنوع شد مجالس دینی به امر او - از دست رفت شوکت و عز و وقار ما
تعطیل گشت روضه مظلوم کربلا - بر باد شد حماسه و شعر و شعار ما
می گفت ما دگر به تمدن رسیده ایم - رقاصه ها نشسته کنون در کنار ما
نسبت به آن کسی که چنین ظلم ها نمود - انداخت زیر چکمه چو خرد و کبار ما
دیدیم گوشه ای و شنیدیم شمه ای - از ظلم و جور و فتنه آن نابکار ما
این بود وضع زندگی و حال و روز ما - بگذشت با هزار بلا روزگار ما
تا دست انتقام درآمد ز آستین - افتاد زیر پنجه پروردگار ما
شد خوار از آن چنانکه از ایران فرار کرد - شد در بدر ز آه دل داغدار ما
آنقدر در جزیره موریس ماند مرد - مسرور گشت امت امیدوار ما
او می فروخت فخر به شاهان روزگار - می گفت بی نظیر بود اقتدار ما
ناگه چو پنبه ای شد و آتش گرفت سوخت - شد عبرت زمانه و هم اعتبار ما
فرعون گونه شد جسدش خار در زمین - روحش به دوزخ است گرفتار نار ما
این یک نمونه ای ز مجازات دنیویست - در آتش اوفتاده کشد انتظار ما
ایران به دست اجنبی افتاده چند بار - کردند حمله سخت به ملک و دیار ما
اما نگاهداشت خداوند مهربان - چون ثامن الائمه بود در جوار ما
آری حسینی عاقبت ظلم این بود - دیدی چگونه معجزه آشکار ما
مؤلف
- رضاخان

گوشه ای از ظلمهای رضاشاه پهلوی

ای نوجوان و نو ثمر و نو بهار ما - آینده ساز کشور پر افتخار ما
بشنو از ظلم های رضاشاه پهلوی - آنگه ببین چگونه خدا گشت یار ما
او بود نوکر از طرف انگلیسها - گردید ناگهان پدر تاجدار ما
آن چکمه پوش قلدر و قداره بند را - کردند با هزار سیاست سوار ما
اشرار را نمود رئیس اداره ها - با زور گشت چیره به ملک و دیار ما
با دین و مذهب و علما سخت درفتاد - در دست خود گرفت همه اختیار ما
هرکس نفس کشید بگفتا بیاورید - تا سر نهد برای ادب پای دار ما
عمامه را گرفت علما را شکنجه داد - گفت این عمامه سر نرود زیر بار ما
در گوشه ای نشسته و خوردند خوندل - دانشوران با هنر و هوشیار ما
برداشت چادر از سر زنهای با حجاب - بگرفت غیرت و شرف و افتخار ما
او بر خلاف حکم خدا و رسول و عقل - گفتا که هست فرق زن و مرد عار ما
گر مرد و زن شوند مساوی و متحد - در شکل و در لباس بود ابتکار ما
ممنوع شد مجالس دینی به امر او - از دست رفت شوکت و عز و وقار ما
تعطیل گشت روضه مظلوم کربلا - بر باد شد حماسه و شعر و شعار ما
می گفت ما دگر به تمدن رسیده ایم - رقاصه ها نشسته کنون در کنار ما
نسبت به آن کسی که چنین ظلم ها نمود - انداخت زیر چکمه چو خرد و کبار ما
دیدیم گوشه ای و شنیدیم شمه ای - از ظلم و جور و فتنه آن نابکار ما
این بود وضع زندگی و حال و روز ما - بگذشت با هزار بلا روزگار ما
تا دست انتقام درآمد ز آستین - افتاد زیر پنجه پروردگار ما
شد خوار از آن چنانکه از ایران فرار کرد - شد در بدر ز آه دل داغدار ما
آنقدر در جزیره موریس ماند مرد - مسرور گشت امت امیدوار ما
او می فروخت فخر به شاهان روزگار - می گفت بی نظیر بود اقتدار ما
ناگه چو پنبه ای شد و آتش گرفت سوخت - شد عبرت زمانه و هم اعتبار ما
فرعون گونه شد جسدش خار در زمین - روحش به دوزخ است گرفتار نار ما
این یک نمونه ای ز مجازات دنیویست - در آتش اوفتاده کشد انتظار ما
ایران به دست اجنبی افتاده چند بار - کردند حمله سخت به ملک و دیار ما
اما نگاهداشت خداوند مهربان - چون ثامن الائمه بود در جوار ما
آری حسینی عاقبت ظلم این بود - دیدی چگونه معجزه آشکار ما
مؤلف
- آیت الله کاشانی