فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 4

سید نعمت الله حسینی‏‏‏‏‏‏

حمله وهابیها به خانه سید علی صاحب ریاض

در روضات الجنات است که در سنه 1216 در روز عید غدیر طایفه وهابیه به شهر کربلا ریخته و کردند آنچه کردند از قتل و غارت و تخریب از جمله قصد کشتن سید علی صاحب ریاض و اهل و عیال و غارت اموال او کردند، سید وقتی این را فهمید عیال خود را به جای دیگر فرستاد و تنها با یک کودک شیرخوار در خانه ماند و چون وهابیها به خانه او ریختند، سید بچه را در بغل گرفت و در یکی از بالاخانه ها که محل هیزم بود در زیر سبدی پنهان شد آن طفل را به سینه چسبانید متوکلا علی الله تا چه شود، آن ملعونها خانه را گشتند سید را پیدا نکردند آمدند در همان بالاخانه سید را ندیدند به خیال اینکه سید در زیر هیزمها پنهان شده است هیزمها را برداشتند و بر روی آن سبد ریختند و دیگر زیر سبد را ندیدند مأیوس شدند برگشتند و حق تعالی ایشان را کور کرد و هم آن بچه را ساکت کرد که در آن مدت هیچ گریه نکرد.(569)
- نجات

حمله وهابیها به خانه سید علی صاحب ریاض

در روضات الجنات است که در سنه 1216 در روز عید غدیر طایفه وهابیه به شهر کربلا ریخته و کردند آنچه کردند از قتل و غارت و تخریب از جمله قصد کشتن سید علی صاحب ریاض و اهل و عیال و غارت اموال او کردند، سید وقتی این را فهمید عیال خود را به جای دیگر فرستاد و تنها با یک کودک شیرخوار در خانه ماند و چون وهابیها به خانه او ریختند، سید بچه را در بغل گرفت و در یکی از بالاخانه ها که محل هیزم بود در زیر سبدی پنهان شد آن طفل را به سینه چسبانید متوکلا علی الله تا چه شود، آن ملعونها خانه را گشتند سید را پیدا نکردند آمدند در همان بالاخانه سید را ندیدند به خیال اینکه سید در زیر هیزمها پنهان شده است هیزمها را برداشتند و بر روی آن سبد ریختند و دیگر زیر سبد را ندیدند مأیوس شدند برگشتند و حق تعالی ایشان را کور کرد و هم آن بچه را ساکت کرد که در آن مدت هیچ گریه نکرد.(570)
- وهابیت

حمله وهابیها به خانه سید علی صاحب ریاض

در روضات الجنات است که در سنه 1216 در روز عید غدیر طایفه وهابیه به شهر کربلا ریخته و کردند آنچه کردند از قتل و غارت و تخریب از جمله قصد کشتن سید علی صاحب ریاض و اهل و عیال و غارت اموال او کردند، سید وقتی این را فهمید عیال خود را به جای دیگر فرستاد و تنها با یک کودک شیرخوار در خانه ماند و چون وهابیها به خانه او ریختند، سید بچه را در بغل گرفت و در یکی از بالاخانه ها که محل هیزم بود در زیر سبدی پنهان شد آن طفل را به سینه چسبانید متوکلا علی الله تا چه شود، آن ملعونها خانه را گشتند سید را پیدا نکردند آمدند در همان بالاخانه سید را ندیدند به خیال اینکه سید در زیر هیزمها پنهان شده است هیزمها را برداشتند و بر روی آن سبد ریختند و دیگر زیر سبد را ندیدند مأیوس شدند برگشتند و حق تعالی ایشان را کور کرد و هم آن بچه را ساکت کرد که در آن مدت هیچ گریه نکرد.(571)
- مدرس