فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 4

سید نعمت الله حسینی‏‏‏‏‏‏

سهل به یعقوب گفت: کسی که خدا را دارد همه چیز دارد

نوشته اند: یعقوب صفاری (مؤسس سلسله صفاریان) بیمار شد اطباء برای معالجه اش جمع شدند هیچکس از عهده برنیامد. یعقوب گفت: اگر در گوشه و کنار، مردم خدائی را سراغ دارید که پیش خدا آبرو داشته باشد بیاورید. گفتند: سهل بن عبدالله شوشتری زاهد مشهور چنین است، دنبال سهل رفتند نیامد بالاخره به هر خواهشی و تمنائی بود او را آوردند، سهل کنار بستر یعقوب نشست و گفت: آیا می خواهی خدا ترا شفا دهد؟ در حالی که چقدر آه و ناله مظلومان پشت سرت بلند است.
یعقوب گفت: چه کنم؟ سهل پاسخ داد محبوسین را آزاد کن، یعقوب دستور داد زندانیان را آزاد کنید، سهل گفت: تو به بندگان خدا ظلم می کنی آنوقت امید داری خدا ترا ببخشد و شفایت دهد؟ بیا و از گذشته هایت توبه کن.
بالاخره یعقوب را به توبه و استغفار واداشت آنوقت دست را به دعا بلند کرد و گفت: ای خدائی که یعقوب را از ذلت گناه نجات دادی از این بستر بیماری نیز او را نجات بده.
نوشته اند یعقوب در همان مجلس از بستر بیماری برخاست، امر کرد طبق زر برای سهل بن عبدالله آوردند، سهل گفت: کسی زر می خواهد که خدا را نداشته باشد کسی که خدا را دارد همه چیز دارد.(568)
- لطف الهی

حمله وهابیها به خانه سید علی صاحب ریاض

در روضات الجنات است که در سنه 1216 در روز عید غدیر طایفه وهابیه به شهر کربلا ریخته و کردند آنچه کردند از قتل و غارت و تخریب از جمله قصد کشتن سید علی صاحب ریاض و اهل و عیال و غارت اموال او کردند، سید وقتی این را فهمید عیال خود را به جای دیگر فرستاد و تنها با یک کودک شیرخوار در خانه ماند و چون وهابیها به خانه او ریختند، سید بچه را در بغل گرفت و در یکی از بالاخانه ها که محل هیزم بود در زیر سبدی پنهان شد آن طفل را به سینه چسبانید متوکلا علی الله تا چه شود، آن ملعونها خانه را گشتند سید را پیدا نکردند آمدند در همان بالاخانه سید را ندیدند به خیال اینکه سید در زیر هیزمها پنهان شده است هیزمها را برداشتند و بر روی آن سبد ریختند و دیگر زیر سبد را ندیدند مأیوس شدند برگشتند و حق تعالی ایشان را کور کرد و هم آن بچه را ساکت کرد که در آن مدت هیچ گریه نکرد.(569)
- نجات

حمله وهابیها به خانه سید علی صاحب ریاض

در روضات الجنات است که در سنه 1216 در روز عید غدیر طایفه وهابیه به شهر کربلا ریخته و کردند آنچه کردند از قتل و غارت و تخریب از جمله قصد کشتن سید علی صاحب ریاض و اهل و عیال و غارت اموال او کردند، سید وقتی این را فهمید عیال خود را به جای دیگر فرستاد و تنها با یک کودک شیرخوار در خانه ماند و چون وهابیها به خانه او ریختند، سید بچه را در بغل گرفت و در یکی از بالاخانه ها که محل هیزم بود در زیر سبدی پنهان شد آن طفل را به سینه چسبانید متوکلا علی الله تا چه شود، آن ملعونها خانه را گشتند سید را پیدا نکردند آمدند در همان بالاخانه سید را ندیدند به خیال اینکه سید در زیر هیزمها پنهان شده است هیزمها را برداشتند و بر روی آن سبد ریختند و دیگر زیر سبد را ندیدند مأیوس شدند برگشتند و حق تعالی ایشان را کور کرد و هم آن بچه را ساکت کرد که در آن مدت هیچ گریه نکرد.(570)
- وهابیت