فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 4

سید نعمت الله حسینی‏‏‏‏‏‏

مرحوم کاشف الغطاء و فعالیتهای سیاسی او

این پیشوای بزرگ دینی و اجتماعی معتقد بود یکی از مهمترین و ابتدائی ترین واجبات هر فردی ذیصلاحیت دخالت در امور سیاسی و درک صحیح مسائل مربوط به این قسمت است، او معتقد بود منظور و مفهوم صحیح سیاست وعظ و ارشاد، نهی از فساد، نصیحت به زمامداران کشورهای اسلامی و برحذر ساختن آنها از وقوع در دام استعمار و در هم شکستن زنجیرهای سیاست و تأمین آزادی کامل برای تمام کشورها و تمام ملتهاست.
به همین دلیل او در غالب جنبشهای ملی عراق (خصوصاً) و جنبشهای تمام کشورهای اسلامی (عموماً) شرکت نمود و سهم مؤثری در همکاری و راهنمائی این نهضتها داشت.
هنگامی که جنگ جهانی اول شروع شد او فوراً خود را به شهرستان کوت رسانید تا در جهاد آزادیبخش ملت عراق در برابر نیروهای اشغالگر انگلیس شرکت جوید.
کاشف الغطاء صراحت لهجه کم نظیری داشت، در ملاقاتی که سفیر آمریکا از وی بعمل آورد نسبت به همکاری ایالات متحده با صهیونیسم و تقویت آنها در اشغال سرزمین فلسطین اعتراض کرد مخصوصاً به او چنین گفت: قلبهای ما از دست شما مجروح است شما ضربه ناجوانمردانه ای به ما زدید که هرگز ما در برابر آن سکوت نواهیم کرد.
ایشان دعوتی را که برای شرکت در کنگره بحمدون که توسط ایادی استعمار خلق شده بود رد کرد و کتاب المثل العلیا فی الاسلام لافی بحمدون را در پاسخ آنها منتشر کرد که نمونه ای از شهامت ملی اوست.(549)

محمد جواد بلاغی به سلاح روز مجهز می شود

اواسط قرن چهاردهم هجری که دشمنان قسم خورده اسلام برای متزلزل نمودن ارکان دین اسلام با تمام وسائل - اعم از کتاب، جزوه و نشریه - به زبانهای مختلف: عربی، فارسی، انگلیسی و... هجوم آورده بودند، مرحوم آیت الله علامه حاج شیخ محمد جواد بلاغی تنها به نوشتن به زبان مادری (عربی) را کافی ندانسته و با همتی خستگی ناپذیر، عزم جزم نموده و به آموختن زبانهای بیگانه پرداخت و در اندک مدتی، فارسی، انگلیسی و عبری را آموخت و گویا بعضی از آثار گرانسنگ خود را نیز بدین زبانها ترجمه کرده و منتشر نمود.
تاکنون معلوم نشده است که بلاغی تلاشگر زبان انگلیسی را از کجا و از که آموخته است، اما در مورد آموزش عبری استاد محمدرضا حکیمی گوید: در آن روزگار گروهی یهودی در شهرهای عراق زندگی می کردند که مقداری جنس پارچه و امثال آن بر دوش داشتند و در کوچه و بازار می گشتند و می فروختند بلاغی از این فرصت استفاده نموده و درباره مفردات و جمله بندی زبان عبری از آنان چیزهائی می پرسید، گاه مجبور می شد همه اجناس یک یهودی را بخرد تا از او درباره واژه یا ترکیبی سخنی بشنود (زیرا یهودیان در آموزش زبانشان به دیگران بسیار بخیلند) گاه شیرینی و شکلات می خرید تا بچه ای یهودی را دیده و با دادن آنها به او چیزی بیاموزد.(550)
و یا نزد یکی از یهودیان در نهان به آموختن زبان عبری پرداخت و در این راه چنان کوشید که یکی از دانشمندان زبان عبری شناخته شده بود و یهودیان و ترسایان گفتارش را در ترجمه از زبان عبری عجیب دانسته و او را استاد مسلم می خواندند.(551)
او برای رد و ایراد مذاهب باطل با صبر و پشتکار فراوان ابتدا کتب و نوشته های آنان را ساعتها و سالها مطالعه نموده و با همتی فتورناپذیر، از عقایدشان آگاهی کسب کرده و با استفاده از معلوماتش تمام سخنان آنها را رد کرده و پوچی و سست بودن دلیلشان را هویدا می نمود.
گویند: همواره کتابها در برابرش باز بود و قلم لابلای انگشتانش و کاغذ در کنارش یا می خواند یا می نوشت، از فرصتها استفاده می کرد، از کوشش باز نمی ماند از مطالعه و نوشتن خسته نمی شد و این سبب دانش و بینش عمیق وی در فقه، اصول، کلام، تفسیر فلسفه، درایه، حدیث، نجوم، تاریخ، شعر، رجال و دیگر علوم گردید.(552)

موقعیت اجتماعی محقق کرکی و فرمانروائی او

مروج الذهب محیی مراسم الشریعه نورالدین ابوالحسن علی ابن الحسین بن عبدالعالی العاملی کرکی معروف به محقق ثانی از علما قرن دهم که مراتب فضل او و آثار علمی او خارج از این رساله است و فقط اشاره ای به قسمتی از خدمات او به دین مقدس اسلام و مذهب شیعه می شود.
آن بزرگوار که همیشه در فکر ترویج اسلام بود به فکر افتاد که به ایران سفر کند که به وسیله شاه طهماسب صفوی بلکه به این مقصد عالی نائل گردد پس به ایران حرکت کرده و شروع کرد به افاضه علم و دعوت به دین و ترویج احکام خیرالمرسلین به حدی که شاه را مرید و مخلص خود نمود که مورخ همه عصر او حسن بیک روملو در تاریخ خود نوشته که خلاصه اش این است:
پس از خواجه نصیرالدین طوسی احدی از علمای اسلام به مرتبه محقق کرکی نرسیده از جهت اعلای کلمه حقه و ترویج شریعت و مذهب شیعه اثنی عشریه و قلع و قمع کردن مخالفین و متهتکین و جلوگیری کردن از مفاسد و فجایع و فجور و بر طرف کردن بدعتها و منکرات و اقامه فرائض و سنن و محافظت جمعه و جماعات و پرسش از احوال علما و مؤمنین و مؤذنین.
در لؤلؤة البحرین گوید که محقق کرکی از علمای عهد شاه طهماسب صفوی بوده که شاه امور مملکت را به ایشان واگذار نمود و به جمیع ممالک نوشت که اوامر و دستورات شیخ را امتثال نمایند و آنکه اصل حکومت حق اوست چون که او نائب امام زمان - علیه السلام - است، پس محقق به تمامی شهرها درباره خراج ولایات و سایر تدابیر امور شرعیه نامه نوشت و دستورهائی صادر فرمود.
مرحوم جزائری هم در عوالی اللئالی گفته وقتی محقق به اصفهان و قزوین تشریف آوردند، شاه به او گفت تو سزاوارتری به من به حکومت کردن چون تو نائب امامی و من یکی از عمال تو هستم که اوامر تو را اجرا می کنم و من دیدم که شیخ به ممالک دستور صادر می فرمود، دستوراتی که متضمن قسط و عدل و رعایت احکام اسلام بود و امر کرد به آنکه در هر شهر و قریه امام جماعت و جمعه باشند که اقامه نماز نموده و تعلیم احکام نمایند و شاه به تمامی عمال خود نوشت که به دستور و اوامر و نواهی محقق همه عمل نمایند در ریاض و مستدرک، صورت حکم صادره از شاه طهماسب رحمة الله علیه را نوشته اند که در آن فوائدی است و آن این است: