فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 4

سید نعمت الله حسینی‏‏‏‏‏‏

نمونه ای از مبارزات مرحوم شیخ محمد حسین کاشف الغطاء

یکی از امتیازات مرحوم آیت الله العظمی حاج شیخ محمد حسین کاشف الغطاء صراحت لهجه کم نظیری بود که او داشت و با هر کس که مواجه می شد بدون هیچ مجامله حق را می گفت، و بسیار اتفاق می افتاد که از سیاستمداران را بواسطه غلطشان انتقاد می کرد، از جمله هنگامی که سفیر انگلستان از نجف اشرف دیدن می کرد و در 20 جمادی الاولی 1374 به حضور ایشان رسید وی با صراحت کامل از سیاستهای استعماری انگلیس در نقاط مختلف عالم انتقاد کرد و نسبت به نقش انگلیس در از دست رفتن فلسطین اشغالی و آوارگی ملت مسلمان آن سرزمین اعتراض کرد.
چنین اعتراضی را ایشان به سفیر آمریکا نیز کرد و به او چنین فرمود: قلبهای ما از دشت شما آمریکائیها مجروح است، شما ضربه ناجوانمردانه ای به ما زدید که هرگز ما در برابر آن سکوت نخواهیم کرد سپس اضافه نمود: افکار ملت ما همه بر ضد شما بسیج شده و به خاطر ضربتی که بر پشت ملت عرب زدید و پشت آنها را شکستید، از دلهای آنها خون می چکد (منظور حادثه مصیبتبار غصب فلسطین بود).
او سیاست را جزء دین می شمرد و معتقد بود که منظور و مفهوم صحیح سیاست: وعظ و ارشاد، نهی از فساد، نصیحت و پند دادن به زمامداران و قدرتمندان تمام کشورهای اسلامی و برحذر ساختن آنها از گرفتار شدن در دام استعمار و در هم شکستن زنجیره های اسارت و تأمین آزادی کامل برای تمام کشورها و ملت هاست.
او درباره خودش می گفت: من از فرق سر تا کف پا غرق در سیاستم و دخالت در سیاست را از وظائف حتمی خود می دانم و اگر دخالت نکنم خود را در پیشگاه خداوند و وجدان مسئول می دانم.
او غالباً این گفتار تاریخی علی - علیه السلام - را تکرار می کرد: ان الله اخذ علی العلماء الا یقاروا علی کظة ظالم و لا سغب مظلوم.(546)
یعنی خدای سبحان از علما پیمان گرفته است که در برابر شکم بارگی ظالمان و گرسنگی مظلومان سکوت نکنند.
بر اساس همین اندیشه های سیاسی بود که ایشان در غالب جنبشهای آزادیبخش و ملی و ضد استعماری بر علیه متجاوزین از جمله در جنگ جهانی اول و در نبرد مردم مسلمان نجف بر ضد نیروهای انگلستان و استعمار (غازی) در سال (1334 ق) شرکت جست، اتحاد و نیرومندی مسلمین از هدفهای مشخص او محسوب می شد که در همه جا به تعقیب آن می پرداخت وی یکی از مراجعی بود که بعدها به جمعیت (دارالتقریب بین المذاهب الاسلامیه) پیوست و نیز می بینم در اول کتاب اصل الشیعه و اصولها تحت عنوان: چگونه مسلمانان متحد می شوند؟ از اختلاف بیهوده مسلمانان پرده برداشته و این سخنان او در بین مسلمین شهرت فراوان داشته بنی الاسلام علی دعامتین: کلمة التوحید و توحید الکلمة.
اسلام بر دو پایه استوار و برپا شده است، بر یگانه پرستی: لا اله الا الله. و اتحاد و یکپارچگی... آری اکنون پنجاه سال است که من بر سر مسلمانان فریاد می کشم و ایشان را به همبستگی و یکپارچگی و یکدلی می خوانم.(547)
او قدم از محیط درسی خود بیرون گذاشته و برای تحقق اهداف بلند و آرمانهای عالی خود سفرهای متعددی به کشورهای مختلف جهان نمود از جمله پنج بار به ایران آمد و در هر سفر با دانشمندان و رهبران مذهبی و سیاسی و طالبان حق تماس گرفت و آگاهیهای لازم را به آنها می داد و در بسیاری از کشورها اقامتهای طولانی داشت و در مصر سه سال اقامت گزید و همه روزه در دانشگاه الازهر تدریس و احیاناً سخنرانی می کرد و اشتباهات مبشرین مسیحی را روشن می ساخت و در بلاد اسلامی اقامه جماعت می کرد، و در سال 1350 ق در کنفرانس اسلامی فلسطین شرکت نمود و پس از اقامه نماز جماعت در مسجدالاقصی در جمع صد و پنجاه نماینده ممالک اسلامی و با حضور بیست هزار نفر سخنرانی کرد و در مورد وحدت و استقلال مسلمین و مبارزه با استعمارگران و اشغالگران صهیونیسم سخنرانی مهیجی ایراد کرد و جمعیت حاضر را تحت تأثیر قرار داد.(548)

مرحوم کاشف الغطاء و فعالیتهای سیاسی او

این پیشوای بزرگ دینی و اجتماعی معتقد بود یکی از مهمترین و ابتدائی ترین واجبات هر فردی ذیصلاحیت دخالت در امور سیاسی و درک صحیح مسائل مربوط به این قسمت است، او معتقد بود منظور و مفهوم صحیح سیاست وعظ و ارشاد، نهی از فساد، نصیحت به زمامداران کشورهای اسلامی و برحذر ساختن آنها از وقوع در دام استعمار و در هم شکستن زنجیرهای سیاست و تأمین آزادی کامل برای تمام کشورها و تمام ملتهاست.
به همین دلیل او در غالب جنبشهای ملی عراق (خصوصاً) و جنبشهای تمام کشورهای اسلامی (عموماً) شرکت نمود و سهم مؤثری در همکاری و راهنمائی این نهضتها داشت.
هنگامی که جنگ جهانی اول شروع شد او فوراً خود را به شهرستان کوت رسانید تا در جهاد آزادیبخش ملت عراق در برابر نیروهای اشغالگر انگلیس شرکت جوید.
کاشف الغطاء صراحت لهجه کم نظیری داشت، در ملاقاتی که سفیر آمریکا از وی بعمل آورد نسبت به همکاری ایالات متحده با صهیونیسم و تقویت آنها در اشغال سرزمین فلسطین اعتراض کرد مخصوصاً به او چنین گفت: قلبهای ما از دست شما مجروح است شما ضربه ناجوانمردانه ای به ما زدید که هرگز ما در برابر آن سکوت نواهیم کرد.
ایشان دعوتی را که برای شرکت در کنگره بحمدون که توسط ایادی استعمار خلق شده بود رد کرد و کتاب المثل العلیا فی الاسلام لافی بحمدون را در پاسخ آنها منتشر کرد که نمونه ای از شهامت ملی اوست.(549)

محمد جواد بلاغی به سلاح روز مجهز می شود

اواسط قرن چهاردهم هجری که دشمنان قسم خورده اسلام برای متزلزل نمودن ارکان دین اسلام با تمام وسائل - اعم از کتاب، جزوه و نشریه - به زبانهای مختلف: عربی، فارسی، انگلیسی و... هجوم آورده بودند، مرحوم آیت الله علامه حاج شیخ محمد جواد بلاغی تنها به نوشتن به زبان مادری (عربی) را کافی ندانسته و با همتی خستگی ناپذیر، عزم جزم نموده و به آموختن زبانهای بیگانه پرداخت و در اندک مدتی، فارسی، انگلیسی و عبری را آموخت و گویا بعضی از آثار گرانسنگ خود را نیز بدین زبانها ترجمه کرده و منتشر نمود.
تاکنون معلوم نشده است که بلاغی تلاشگر زبان انگلیسی را از کجا و از که آموخته است، اما در مورد آموزش عبری استاد محمدرضا حکیمی گوید: در آن روزگار گروهی یهودی در شهرهای عراق زندگی می کردند که مقداری جنس پارچه و امثال آن بر دوش داشتند و در کوچه و بازار می گشتند و می فروختند بلاغی از این فرصت استفاده نموده و درباره مفردات و جمله بندی زبان عبری از آنان چیزهائی می پرسید، گاه مجبور می شد همه اجناس یک یهودی را بخرد تا از او درباره واژه یا ترکیبی سخنی بشنود (زیرا یهودیان در آموزش زبانشان به دیگران بسیار بخیلند) گاه شیرینی و شکلات می خرید تا بچه ای یهودی را دیده و با دادن آنها به او چیزی بیاموزد.(550)
و یا نزد یکی از یهودیان در نهان به آموختن زبان عبری پرداخت و در این راه چنان کوشید که یکی از دانشمندان زبان عبری شناخته شده بود و یهودیان و ترسایان گفتارش را در ترجمه از زبان عبری عجیب دانسته و او را استاد مسلم می خواندند.(551)
او برای رد و ایراد مذاهب باطل با صبر و پشتکار فراوان ابتدا کتب و نوشته های آنان را ساعتها و سالها مطالعه نموده و با همتی فتورناپذیر، از عقایدشان آگاهی کسب کرده و با استفاده از معلوماتش تمام سخنان آنها را رد کرده و پوچی و سست بودن دلیلشان را هویدا می نمود.
گویند: همواره کتابها در برابرش باز بود و قلم لابلای انگشتانش و کاغذ در کنارش یا می خواند یا می نوشت، از فرصتها استفاده می کرد، از کوشش باز نمی ماند از مطالعه و نوشتن خسته نمی شد و این سبب دانش و بینش عمیق وی در فقه، اصول، کلام، تفسیر فلسفه، درایه، حدیث، نجوم، تاریخ، شعر، رجال و دیگر علوم گردید.(552)