فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 4

سید نعمت الله حسینی‏‏‏‏‏‏

گزارش سرجان ملکم انگلیسی از قدرت و نفوذ علما

سرجان ملکم انگلیسی که با مأموریت سیاسی عازم ایران شده است در کتاب خود نوشته است: علمای ملت که عبارت از قضات و مجتهدین هستند، همیشه مرجع رعایای بی دست و پا و حامی فقرا و ضعفا و بیچارگانند اعاظم این طایفه به حدی محترمند که از سلاطین کمتر بیم دارند و هر وقت مخالف شریعت و عدالت حادث شود خلق رجوع به ایشان و احکام ایشان می کنند و احکام عموماً جاری است، تا وقتی که وضع مملکت اقتضای آلات حرب نکند.
ملکم با اشاره به اینکه بعد از نادر شاه علما نه منصبی دارند و نه آن را می پذیرند، می نویسد: اما به جهت فرط فضیلت و زهد و صلاحیتی که در ایشان است اهالی هر شهر که مجتهدی در آن سکنی دارد بالطبع و الاتفاق به ایشان رجوع کرده مجتهدین را هادی راه نجات و حامی از ظلم بغات و طغات می دانند و چنان در تعظیم و تجلیل ایشان مبالغه می نمایند که جبارترین سلاطین نیز مجبور است که در این امر متابعت خلق را نموده از روی اعتقاد یا تکلف مجتهد را رعایت و احترام کند.(534)
و در ادامه سخنانش با اشاره به احترام شاهان نسبت به مجتهدین می نویسد: لکن فایده اهالی ایران از این طایفه همین نیست که گاه گاهی در احکام عدالت از ایشان استعانت جویند بلکه شریعت را اعتبار است به سبب صلاحیتی که در نفس امنای شرعست و پادشاه را یارای آن نیست که رد احکام ایشان کنند... خانه ایشان پناهگاه مظلومان است و بعضی اوقات شهری را به واسطه وجود شخصی از این طبقه بخشیده و معاف داشته اند.(535)

در دورترین شهر شیعه نشین مذهب تشیع را ترویج کرد

شیخ محدث و مروج صالح ابواسحق ابراهیم بن محمد اصفهانی، اصل او کوفی است و علت منسوب بودن او به اصفهانی را چنین گفته اند که او کتابی در فضائل اهلبیت - علیهم السلام - و در مثالب و مذمت مخالفین خاندان عصمت و طهارت تألیف کرد و اهل کوفه این کار را عظیم و بزرگ شمردند و از او خواستند که این کار را ترک نماید و کتابش را ظاهر نکرده و از کوفه به شهرهای دیگر خارج ننماید، او در پاسخ مردم کوفه سؤال کرد که دورترین
285 کیلو، 15 کیلو، 211 کتاب.
شهر به شیعه و شیعه نشین کدام شهر است. گفتند: شهر اصفهان است پس قسم یاد کرد که به اصفهان رفته و در آنجا کتابش را برای مردم آن شهر بخواند و همین کار را کرد و در اصفهان ساکن شد و مذهب شیعه را ترویج کرد حتی شیخ احمد برقی صاحب کتاب محاسن به همراه عده ای از بزرگان و اعاظم قم به اصفهان به ملاقات او آمدند و از او خواستند که از اصفهان به قم تشریف بیاورد که مردم قم از انفاس قدسیه او استفاده کنند، آن بزرگوار قبول نکرد.
او در اول زیدی مذهب بود سپس دوازده امامی شد آن وقت این کتاب را که اسمش کتاب المعرفة است نوشت.(536)

مبارزه علامه امیر محمد اشرف با افاغنه

بطوری که در تاریخ آمده هنگامی که شاه سلیمان قصد داشت برای خود ولیعهدی انتخاب کند مجمعی از بزرگان علمای کشور تشکیل داد و پس از شور با آنان شاه سلطان حسین را انتخاب نمودند به این ترتیب از قرآن تفأل زده شد اول سوره حج آمد سر صفحه بسم الله الرحمن الرحیم یا ایها الناس اتقوا ربکم ان زلزله الساعة شی ء عظیم.
چون بسم الله در اول صفحه بود: حضار به فال نیک گرفتند، فقط علامه امیر محمد اشرف (فرزند میر عبدالحسیب از اعاظم علما و شاگرد علامه مجلسی) به مناسبت آیه اول سوره به وضعیت خوشبین نبود و چون شاگردانی در سده اصفهان داشت و اهالی سده هم فوق العاده علاقمند به دیانت و روحانیت بودند همیشه به آنجا رفت و آمد می کردند.
در موقع حمله افاغنه آن مرحوم به سده هجرت نمود و پس از محاصره اصفهان و قتل و غارت و کشتن علما، شاه افغان دو نفر مأمور به سده فرستاد که علامه میر محمد اشرف را دستگیر و به شهر بیاورند اهالی سده گوش و بینی مأمورین افغان را بریدند و به اصفهان برگردانیدند، شاه افغان غضبناک شده عده ای را فرستاد و اهالی سده با آنها جنگیدند و قشون افغان را شکست دادند شاه افغان مجدداً لشکر پنج هزار نفری تشکیل داد که به سرکردگی عموی خود به سده فرستاد، این دفعه هم شکست خوردند و عموی شاه کشته شد، بار سوم قشون زیادی تهیه کرد که به سده بفرستد ولی خبر رسید که در یزد و شیراز اغتشاشی شده و او قشون را به یزد و شیراز فرستاد. و تا زمانی که افاغنه در ایران بودند سده به تصرف آنها درنیامد و میر محمد اشرف پس از انقراض افاغنه در سده که اکنون همایون شهر گویندماند و در آنجا وفات یافت.
آن مرحوم در بیابان بالای سده که قبرستان بسیار وسیعی است مدفون شد. وی بقعه ای دارد به نام بقعه میر محمد اشرف و مزار اهالی سده می باشد و اهالی سده نسبت به خاندان او علاقه خاصی دارند وفات آن بزرگوار بنا به نقل الذریعة 1145 می باشد.
این داستان از تاریخ اصفهان نوشته ذکاء الملک نقل شده.(537)