فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 4

سید نعمت الله حسینی‏‏‏‏‏‏

توطئه نافرجام قتل حاج آقا نور الله

زنی عشایری به بهانه اینکه شوهرش را نظامیان دستگیر کرده اند به حریم خانه حاج آقا نور الله وارد شده تقاضای کمک و امان می کند، آقا که درب خانه اش از ظلم حکامو ظلمه بر روی مردم باز بود وی را پذیرفته و قول مساعدت می دهند، شب یکی از خدمه منزل متوجه می شود که آن زن قبل از خواب یک اسلحه کمری را باز کرد و در زیر بالش خود قرار داد بلافاصله قضیه را به حاج آقا نور الله خبر می دهند. بعد از تحقیقات آن زن اعتراف می کند که به دستور رضاخان قصد ترور آقا را داشته است، حاج آقا نور الله او را بخشیده و آزاد می کند و به اطرافیان خود سفارش می کند که متعرض او نشوند چرا که او به خوبی ریشه فساد و جنایت را شناخته است.(510)

شهادت حاج آقا نور الله

روز چهارم به بهانه کسالت مختصر حاج آقا نور الله، دکتر دولتی (شفاءالدوله) به همراهی حاکم قم در بالین آقا حضور بهم رسانده و با تزریق ماده سمی، ایشان را مسموم کرده و بلافاصله از خانه خارج شدند، دکتر ناپدید و حاکم قم بعد از آن جنایت ترفیع درجه گرفته والی کرمانشاهان شد، حاج آقا نور الله در لحظات آخر عمر در حالی که می فرمود: یا رب ارحم صعف بدنی شرایط دشواری را می گذرانید. رضاخان برای آنکه خود را تبرئه کند سه نفر دکتر از تهران به قم اعزام نمود و روزنامه ها با آب و تاب فراوان از الطاف اعلیحضرت همایونی یاد کردند، دکترها که ظاهراً در جریان توطئه نبودند به محض معاینه بیمار، تشخیص مسمومیت آقا را به وسیله دکتر قبلی داده و خواستار احضار شفاءالدوله شدند. ولی شفاءالدوله بدون اینکه کسی را در جریان بگذارد متواری و مخفیانه قم را ترک کرده بود، این بود که دکترها در آخرین لحظات از معالجه بیمار ناامید شده و یکی از آنان رو به حاضرین کرده گفت:
مگر مادر روزگار حاج آقا نور الله دیگری بزاید. به محض اعلام خبر شهادت حاج آقا نور الله سرتاسر ایران غرق در عزا می شود و در اصفهان مردم طی عزاداری پرشوری به قمه زنی می پردازند که بر حسب گزارش مطبوعات آن روز دو نفر از شدت ناراحتی و هیجان جان دادند.
آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری در تشییع آن عالم مجاهد شرکت کرده ولی نماز بر آن پیکر پاک را به حاج شیخ ابوالقاسم قمی واگذار کردند و جنازه اش را چند روز بعد به نجف اشرف حمل کردند و در مقبره جد مادری خود آیت الله العظمی حاج شیخ جعفر کاشف الغطاء دفن کردند، رحمة الله علیه.(511)

نمونه ای از شجاعت مرحوم سید شرف الدین عاملی

آیت الله العظمی حاج سید عبدالحسین شرف الدین عاملی (ره) در جریان مبارزات سیاسی، طوماری می نویسد و از شیعیان سرشناس صور می خواهد تا آن طومار را امضا کنند، یکی از مواد نامه این بوده است: ما حکمران فرانسوی نمی خواهیم. مردی خبیث جریان را به حاکم اجنبی اطلاع می دهد یک روز ابن حلاج (جبران) با دو افسر فرانسوی همراه مترجم به طور ناگهانی وارد خانه سید شرف الدین می شود و یکراست به محل طومار یاد شده می رود تا آن را بردارد، سید با شتاب طومار را برمی دارد و در بغل می گذارد افسر مزبور تلاش می کند تا طومار را از سید بگیرد، سید ضربه محکمی با پا به او می زند و او آن را به آن سوی پرتاب می کند بطوری که تفنگ (ششلول) او از دستش می افتد ایشان ششلول را برداشته و لوله آن را به طرف صورت او نشانه می گیرد... افسر یاد شده شروع به التماس و خواهش می کند که به من رحم کنید... خبر واقعه به گوش مردم می رسد، مردم آشفته و عاصی به خانه سید شرف الدین می آیند 25 تن از زنان محله که از همهمه زودتر از دیگران آگاه می شوند افسر یاد شده را تا مقر حکومتی دنبال کرده و به طرف او سنگ پرتاب می کنند. این جریان باعث می شود تا حاکم فرانسوی خود برای عذرخواهی، به صور بیاید.(512)
ملک فیصل توسط رئیس دربارش احسان البکر الجابری مبلغ 5 هزار لیره مصری برای سید فرستاد اما ایشان ضمن رد آن فرمود: من برای پول جهاد نکردم.(513)