فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 4

سید نعمت الله حسینی‏‏‏‏‏‏

مجاهد شهید آیت الله العظمی حاج آقا نورالله نجفی

چهارم دی ماه مصادف با سالگرد شهادت یکی از علمای بزرگ پاکباخته و پرشور تاریخ روحانیت تشیع می باشد، چهره ای که به دنبال چهل سال مبارزه پی گیر با سلاطین قاجار و پهلوی و استعمار روس و انگلیس و ایادی داخلی آنها بعد از قیامی تاریخی و ظلمت شکن به دیدار دوست شتافت.
او فقیه مجاهد و مصلح متفکر آیت الله العظمی شهید حاج آقا نور الله نجفی اصفهانی بود. که مجله نور علم شرح مبارزات آن عالم جلیل القدر را تحت عناوین:
1- حاج آقا نور الله و مبارزه علیه سلطه اقتصادی استعمار
2- حاج آقا نور الله و مناظره با مبلغین مسیحی
3- حاج آقا نور الله و مشروطیت
4- حاج آقا نور الله و اندیشه وحدت سیاسی ملل اسلامی
5- حاج آقا نور الله در جنگ اول بین الملل (جهاد علیه روس و انگلیس).
6- حاج آقا نور الله تا قبل از سلطنت رضاخان
7- حاج آقا نور الله و مبارزه با رضاخان را بطور تفصیل ذکر کرده است.
ما برای اختصار به چند نمونه از آن همه مبارزات اکتفا می کنیم

ملاقات تاریخی بین حاج آقا نور الله و رضاخان

هنگامی که حاج آقا نور الله به قصد زیارت ثامن الحجج - علیه السلام - به طرف مشهد حرکت کرد در بین راه تمامی سران مملکتی حتی خود احمد شاه در نزدیکی طهران، مجتهد را استقبال و تکریم نمودند و تا نزدیکی کهریزک جمعیت استقبال کننده که سی هزار نفر نوشته شده مقدم مجتهد مبارز اصفهانی را به طهران گرامی داشتند. زمان ورود حاج آقا نور الله به تهران مصادف با اوج درگیری بین احمد شاه و رضاخان بود (1302 شمسی) و هر کدام از آنان سعی داشتند حاج آقا نور الله را به نفع خود وارد صحنه کارزار نمایند، احمد شاه علاوه بر اینکه کالسکه مخصوص سلطنتی را برای ورود حاج آقا نور الله فرستاده بود خود نیز در باغ ایلچی با ایشان ملاقات نمود و این امر باعث وحشت رضاخان شد و او نیز از حاج آقا نور الله درخواست ملاقات نمود، آقا برای آنکه نشان دهد از چکمه های رضاخوانی ترسی ندارد در جواب برایش پیغام داد به شرطی حاضر به ملاقات می شوم که تمامی القاب و سمتهایت را کنار بگذاری و (تو بشوی رضا و من می شوم شیخ نور الله آن وقت با هم ملاقات می کنیم) رضاخاناین شرط را می پذیرد، روز ملاقات حاج آقا نور الله به شدت به خشونت رضاخانی و عوامل او حمله می کند و می گوید: نظر مردم به تو در اول مانند نظر گوسفند به چوپان بود، ولی هم اینکه نظر مردم نسبت به تو مانند نظر گوسفند به گرگ است. رضاخان خشمناک شده و جلسه را ترک می کند و کینه شدیدی از حاج آقا نور الله به دل گرفته و نقشه قتل ایشان را می کشد.(479)

توطئه نافرجام قتل حاج آقا نور الله

زنی عشایری به بهانه اینکه شوهرش را نظامیان دستگیر کرده اند به حریم خانه حاج آقا نور الله وارد شده تقاضای کمک و امان می کند، آقا که درب خانه اش از ظلم حکامو ظلمه بر روی مردم باز بود وی را پذیرفته و قول مساعدت می دهند، شب یکی از خدمه منزل متوجه می شود که آن زن قبل از خواب یک اسلحه کمری را باز کرد و در زیر بالش خود قرار داد بلافاصله قضیه را به حاج آقا نور الله خبر می دهند. بعد از تحقیقات آن زن اعتراف می کند که به دستور رضاخان قصد ترور آقا را داشته است، حاج آقا نور الله او را بخشیده و آزاد می کند و به اطرافیان خود سفارش می کند که متعرض او نشوند چرا که او به خوبی ریشه فساد و جنایت را شناخته است.(480)