فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 4

سید نعمت الله حسینی‏‏‏‏‏‏

مرحوم سید موسی زرآبادی و جنبه های اخلاقی و سیاسی او

سید موسی فرزند سید علی قزوینی زرآبادی متولد 1294 هجری قمری، از عالمان بزرگ اسلام و صاحب علوم غریبه و فنون خفیه، زاهد و عارف کامل که از ابتدای نشو و نمای خویش مراقبت شدیدی در پرهیز از محرمات و عمل به واجبات و مستحبات داشته است و در تهذیب نفس و تقوا تأکید بسیار داشته است، و استفاده از وقت و به هدر ندادن آن را بسی مهم می شمردند، و رعایت دقیق تکلیف و عمل به شرع مطهر را در رأس امور جای می داده است مردان بزرگ چون سید موسی زرآبادی که با اخلاق قرآنی تربیت یافته اند، و از انساندوستی انبیائی مایه روحی دارند، نمی توانند از فکر خلق خدا غافل باشند، و به انسان محروم و سرنوشت او در جامعه نیندیشند. اینگونه مؤمنان راستین از توجه به مسائل مردم، از اندیشیدن به ظلم و عدل، از تأمل در احوال مظلوم و به تعبیر احادیث از اهتمام به امور مسلمین، (یعنی مسائل سیاست و اقتصاد و جامعه) هیچگاه سر باز نمی زنند و این تکلیف الهی را از دوش نمی نهند بویژه در راه احقاق حقوق انسان محروم و طبقات مظلوم و بازستاندن حقوق از دست رفته آنان از ستمگران (که سیره انبیاء و اوصیاء است) از به کارگیری هر توانی دریغ نمی ورزند.
بنا بر اصل یاد شده می نگریم که حضرت سید در عین همه آن اشتغالات ظاهری و باطنی و... به امر مشروطیت توجه می کند و از تکلیف سیاسی و اجتماعی خویش به ملاکهای دینی غفلت نمی ورزد و رساله ای در فوائد مشروطیت و حکومت قانون و حذف استبداد می نگارد با این امید که قرار است با استبداد مبارزه شود و حکومت قانون استقرار یابد...
و این چگونگی بسیار آموزنده و سازنده است که به ما می فهماند که کناره گیری از مسائل جامعه، یعنی سیاست خلاف تکلیف است مسلمان چه عالم و چه غیر عالم تا هنگامی که زنده است و در جامعه زندگی می کند باید نسبت به مسائل جامعه و سیاست، حساس، آگاه، مراقب و فعال باشد، و ظاهراً جناب سید در اول مشروطیت طرفدار آن بوده و حتی رساله ای در مدح آن نوشته است، ولی بعدها بر اثر بروز انحرافاتی در نهضت مزبور، از مخالفان جدی آن گردید.
چنانکه ملاحظه شد موضوع مزبور دو مرحله داشته است: موافقت، و تأیید در مرحله نخست و مخالفت و رد جدی در مرحله بعد. موضوع باز هم آموزنده است... (در هر دو صورت بنا به مصلحت جامعه و تشخیص وظیفه شرعی عمل نموده است).(450)
- تکلیف الهی

مرحوم سید موسی زرآبادی و جنبه های اخلاقی و سیاسی او

سید موسی فرزند سید علی قزوینی زرآبادی متولد 1294 هجری قمری، از عالمان بزرگ اسلام و صاحب علوم غریبه و فنون خفیه، زاهد و عارف کامل که از ابتدای نشو و نمای خویش مراقبت شدیدی در پرهیز از محرمات و عمل به واجبات و مستحبات داشته است و در تهذیب نفس و تقوا تأکید بسیار داشته است، و استفاده از وقت و به هدر ندادن آن را بسی مهم می شمردند، و رعایت دقیق تکلیف و عمل به شرع مطهر را در رأس امور جای می داده است مردان بزرگ چون سید موسی زرآبادی که با اخلاق قرآنی تربیت یافته اند، و از انساندوستی انبیائی مایه روحی دارند، نمی توانند از فکر خلق خدا غافل باشند، و به انسان محروم و سرنوشت او در جامعه نیندیشند. اینگونه مؤمنان راستین از توجه به مسائل مردم، از اندیشیدن به ظلم و عدل، از تأمل در احوال مظلوم و به تعبیر احادیث از اهتمام به امور مسلمین، (یعنی مسائل سیاست و اقتصاد و جامعه) هیچگاه سر باز نمی زنند و این تکلیف الهی را از دوش نمی نهند بویژه در راه احقاق حقوق انسان محروم و طبقات مظلوم و بازستاندن حقوق از دست رفته آنان از ستمگران (که سیره انبیاء و اوصیاء است) از به کارگیری هر توانی دریغ نمی ورزند.
بنا بر اصل یاد شده می نگریم که حضرت سید در عین همه آن اشتغالات ظاهری و باطنی و... به امر مشروطیت توجه می کند و از تکلیف سیاسی و اجتماعی خویش به ملاکهای دینی غفلت نمی ورزد و رساله ای در فوائد مشروطیت و حکومت قانون و حذف استبداد می نگارد با این امید که قرار است با استبداد مبارزه شود و حکومت قانون استقرار یابد...
و این چگونگی بسیار آموزنده و سازنده است که به ما می فهماند که کناره گیری از مسائل جامعه، یعنی سیاست خلاف تکلیف است مسلمان چه عالم و چه غیر عالم تا هنگامی که زنده است و در جامعه زندگی می کند باید نسبت به مسائل جامعه و سیاست، حساس، آگاه، مراقب و فعال باشد، و ظاهراً جناب سید در اول مشروطیت طرفدار آن بوده و حتی رساله ای در مدح آن نوشته است، ولی بعدها بر اثر بروز انحرافاتی در نهضت مزبور، از مخالفان جدی آن گردید.
چنانکه ملاحظه شد موضوع مزبور دو مرحله داشته است: موافقت، و تأیید در مرحله نخست و مخالفت و رد جدی در مرحله بعد. موضوع باز هم آموزنده است... (در هر دو صورت بنا به مصلحت جامعه و تشخیص وظیفه شرعی عمل نموده است).(451)
- حدیث

چند روایت

قال الباقر: من مشی الی سلطان جائر فامره بتقوی الله و وعظه و خوفه کان له مثل اجر الثقلین من الجن و الانس و مثل اعمالهم. (452)
حضرت باقر - علیه السلام - فرموده است: کسی که نزد پادشاه و حاکم ستمگری برود و او را به تقوا و پرهیزکاری بخواند و موعظه اش کند که از خدا بترسد، برای او است پاداشی مانند پاداش ثقلین از جن و انس و مانند اعمال آنها برای او است.
و نیز رسول خدا - صلی الله علیه و آله - فرموده است: افضل الجهاد کلمة حق عند سلطان جائر.(453)
بهترین جهاد سخن حقی است نزد سلطان ستمگر.
محمد بن اسماعیل بن بزیع از صلحاء طایفه امامیه است او و احمد بن حمزة بن بزیع در اعداد وزرا بودند.
حضرت رضا - علیه السلام - به او فرمود: ان لله تبارک و تعالی بابواب الظالمین من نور الله به البرهان و مکن له فی البلاد لیدفع بهم عن اولیائه و یصلح الله به امور المسلمین لانهم ملجا المؤمنین من الضرر و الیهم یفزع ذوالحاجة من شیعتنا بهم یؤمن الله روعة المؤمن فی دار الظلمة اولئک هم المؤمنون حقا. الی ان قال علیه السلام: ما علی احدکم ان لو شاء لنال هذا کله. قال: قلت بماذا جعلنی الله فداک قال: یکون معهم فیسرنا بادخال السرور علی المؤمنین من شیعتنا فکن منهم یا محمد (454)
برای خدای تعالی در دربار ظالمین بندگانی است که به وسیله آنها حجت را واضح کرده و در بلاد به آنها قدرت و امکان داده است که به وسیله آنها بلا و گرفتاری از اولیای خدا دفع گردد و امور مسلمانان اصلاح شود، چون آنها ملجأ و پناهگاه مؤمنین هستند از هر ضرر و شری و شیعیان نیازمند ما به سوی آنان رو می کنند و به وسیله آنان مؤمنین در دربار ظلمه و ستمگران در امانند و آنان مؤمن حقیقی می باشند مانعی نیست بر احدی از شما که چنین فضیلتی را درک کنید. محمد عرض کرد: چگونه ممکن است بدست آوردن آن یابن رسول الله؟ فرمود: با آنها باشد و ما را مسرور کند به مسرور کردن مؤمنین و داخل کردن شادی بر قلب شیعیان ما، پس ای محمد تو از آنها باش.
- سخن حق نزد ظالم