فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 4

سید نعمت الله حسینی‏‏‏‏‏‏

دیدم گلها و گیاهان ذکر خدا می گفتند

حضرت حجة الاسلام آقای آقا سعید اشراقی نقل کرد: از اخویهای خودم شنیدم که گفتند مرحوم جد ما آقای حاج شیخ محمد تقی ارباب در میان مزرعه خود در خارج شهر قم نشسته و مشغول خواندن دعا و ذکر بود، در همان حال ناگهان دیدند ایشان به روزی زمین افتاد و بیهوش شد وقتی که ایشان را به هوش آوردند و علت بیهوشی را پرسیدند. فرمود: من در حالی که مشغول ذکری بودم ناگهان متوجه شدم دیدم که در اطراف من هر چه گلها و گیاهان هستند همه تسبیح و ذکر می گویند، من از مشاهده این امر که برایم سابقه نداشت و غیرعادی بود حیرت زده و مبهوت شدم آری: یسبح لله ما فی السموات و ما فی الارض
آنچه در آسمانها و زمین است خدا را تسبیح نمایند.
و ان من شی ء الا یسبح بحمده هیچ چیزی نیست مگر اینکه حمد و تسبیح خدا کنند.
هر گیاهی که از زمین روید - وحده لا شریک له گوید
دیگری گوید:
گر ترا از غیب چشمی باز شد - با تو ذرات جهان همراز شد
جمله موجودات این کون و مکان - با تو می گویند روزان و شبان
ما سمیعیم و بصیر و باهشیم - از شما نامحرمان ما خامشیم
- ذکر

دیدم گلها و گیاهان ذکر خدا می گفتند

حضرت حجة الاسلام آقای آقا سعید اشراقی نقل کرد: از اخویهای خودم شنیدم که گفتند مرحوم جد ما آقای حاج شیخ محمد تقی ارباب در میان مزرعه خود در خارج شهر قم نشسته و مشغول خواندن دعا و ذکر بود، در همان حال ناگهان دیدند ایشان به روزی زمین افتاد و بیهوش شد وقتی که ایشان را به هوش آوردند و علت بیهوشی را پرسیدند. فرمود: من در حالی که مشغول ذکری بودم ناگهان متوجه شدم دیدم که در اطراف من هر چه گلها و گیاهان هستند همه تسبیح و ذکر می گویند، من از مشاهده این امر که برایم سابقه نداشت و غیرعادی بود حیرت زده و مبهوت شدم آری: یسبح لله ما فی السموات و ما فی الارض
آنچه در آسمانها و زمین است خدا را تسبیح نمایند.
و ان من شی ء الا یسبح بحمده هیچ چیزی نیست مگر اینکه حمد و تسبیح خدا کنند.
هر گیاهی که از زمین روید - وحده لا شریک له گوید
دیگری گوید:
گر ترا از غیب چشمی باز شد - با تو ذرات جهان همراز شد
جمله موجودات این کون و مکان - با تو می گویند روزان و شبان
ما سمیعیم و بصیر و باهشیم - از شما نامحرمان ما خامشیم
- سخن حق

نصیحت کودکی به یک عالم بزرگ

امام حنیفه کوفی - عارف بزرگ - روزی کودکی را دید که از راهی گل آلود می گذشت به او گفت: مواظب باش تا در گل زمین نخوری و آلوده نشوی.
پسرک در جواب گفت: ای پیشوای مردمان افتادن من سهل است که اگر بیفتم، زود برخیزم و از افتادنم کسی را رنج و گزند نرسد تو خود را مواظب باش و نیکو بدار که اگر بلغزی تمام مسلمانان که پیرو تواند بلغزند و برخاستن ایشان سخت دشوار باشد.
امام حنیفه از گفته پرمغز پسر در عجب شد و چون آن روز بر فراز منبر شد به یاران و پیروان خود گفت: اگر در مسئله ای رأی و دلیل روشنتر و درست تر از آنچه می گویم دریافتید بگوئید تا همگی از آن متابعت کنیم و گمراه نشویم.(434)
- نصیحت