فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 4

سید نعمت الله حسینی‏‏‏‏‏‏

ساده زیستی مرحوم الهیان سمامی

شیخ علی اکبر الهیان ابن ملا محمد تقی سمامی پس از رسیدن به درجه اجتهاد از نجف اشرف به قزوین مراجعت کرده به تدریس و تربیت طلاب علوم دینیه پرداخت و در ضمن خدمت علامه سید موسی زرآبادی متوفی 1353 ق به تهذیب و تزکیه نفس مشغول گردید. در طول دوران زندگی ابداً دلبستگی به دنیا پیدا نکرد و هیچگاه خانه و مسکن و یا اثاث خانه ای تهیه ننمود و با زندگی ساده و بی آلایش عمر را سپری ساخت با وجودی که هزاران تومان وجوهات به او داده می شد ابداً در آنها تصرف نمی کرد.
مؤلف بزرگان رامسر گوید: علامه حاج شیخ عبدالحسین لاهیجی برایم نقل کرد در حدود سال 1370 نامبرده یک سب تابستان با عده ای از ارادتمندان آن جناب در منزل ما بودند، آن شب در اتاق کک زیاد بود بحدی که همه را ناراحت می کرد یکی از دوستان ککی را با دست کشت، مرحوم الهیان متغیر شد و فرمود: چرا این حیوان را می کشید؟ بگوئید برود. لحظاتی نگذشت که تمام کک ها از اتاق خارج گشتند و مدتها در آن اتاق دیگر کک مشاهده نشد.
و همچنین نقل کرد برایم مرحوم شیخ مجتبی قزوینی تنکابنی که: مرحوم الهیان به زیارت حضرت رضا - علیه السلام - مشرف گردید و به منزل من وارد شد موقع خواب برایش رختخواب گذاشتم و رفتم پس از چندی برای انجام کاری به آن اتاق وارد شدم دیدم آن مرحوم نشسته و زانو را بغل گرفته. گفتم: آقا فرش گذاشته ام چرا نمی خوابید؟ فرمود: پا را که برای خواب دراز کردم متوجه شدم به طرف حضرت رضا - علیه السلام - است به این طرف برگرداندم دیدم به سوی عکس آقای بروجردی است که یک مرتبه شمایلش در مقابلم مجسم شد لذا به احترام حضرت رضا - علیه السلام - و آقای بروجردی که سید جلیل القدری است اینطور استراحت می کنم، من فوراً جای او را تغییر دادم.
اجمالاً آن مرحوم از افراد بزرگ عصر ما و دارای روحی قوی و دهها کرامت از آن بزرگوار نقل شده است.
آن مرحوم روز سه شنبه 13 بهمن 1339 شمسی بدرود حیات گفت و آیت الله بروجردی برای او نماز خواند و در قم دفن شد.(429)
- کرامات

ساده زیستی مرحوم الهیان سمامی

شیخ علی اکبر الهیان ابن ملا محمد تقی سمامی پس از رسیدن به درجه اجتهاد از نجف اشرف به قزوین مراجعت کرده به تدریس و تربیت طلاب علوم دینیه پرداخت و در ضمن خدمت علامه سید موسی زرآبادی متوفی 1353 ق به تهذیب و تزکیه نفس مشغول گردید. در طول دوران زندگی ابداً دلبستگی به دنیا پیدا نکرد و هیچگاه خانه و مسکن و یا اثاث خانه ای تهیه ننمود و با زندگی ساده و بی آلایش عمر را سپری ساخت با وجودی که هزاران تومان وجوهات به او داده می شد ابداً در آنها تصرف نمی کرد.
مؤلف بزرگان رامسر گوید: علامه حاج شیخ عبدالحسین لاهیجی برایم نقل کرد در حدود سال 1370 نامبرده یک سب تابستان با عده ای از ارادتمندان آن جناب در منزل ما بودند، آن شب در اتاق کک زیاد بود بحدی که همه را ناراحت می کرد یکی از دوستان ککی را با دست کشت، مرحوم الهیان متغیر شد و فرمود: چرا این حیوان را می کشید؟ بگوئید برود. لحظاتی نگذشت که تمام کک ها از اتاق خارج گشتند و مدتها در آن اتاق دیگر کک مشاهده نشد.
و همچنین نقل کرد برایم مرحوم شیخ مجتبی قزوینی تنکابنی که: مرحوم الهیان به زیارت حضرت رضا - علیه السلام - مشرف گردید و به منزل من وارد شد موقع خواب برایش رختخواب گذاشتم و رفتم پس از چندی برای انجام کاری به آن اتاق وارد شدم دیدم آن مرحوم نشسته و زانو را بغل گرفته. گفتم: آقا فرش گذاشته ام چرا نمی خوابید؟ فرمود: پا را که برای خواب دراز کردم متوجه شدم به طرف حضرت رضا - علیه السلام - است به این طرف برگرداندم دیدم به سوی عکس آقای بروجردی است که یک مرتبه شمایلش در مقابلم مجسم شد لذا به احترام حضرت رضا - علیه السلام - و آقای بروجردی که سید جلیل القدری است اینطور استراحت می کنم، من فوراً جای او را تغییر دادم.
اجمالاً آن مرحوم از افراد بزرگ عصر ما و دارای روحی قوی و دهها کرامت از آن بزرگوار نقل شده است.
آن مرحوم روز سه شنبه 13 بهمن 1339 شمسی بدرود حیات گفت و آیت الله بروجردی برای او نماز خواند و در قم دفن شد.(430)
- انصاف

او دیروز شاگرد من و امروز استاد من است

علی بن سلیمان بحرانی فقیه جلیل القدر پیش از آنکه به خدمت مرحوم شیخ بها رفته و از او کسب علم نماید شاگرد شیخ فاضل و فقیه کامل محمد بن حسن رجب بحرانی بود سپس رفت از خدمت مرحوم شیخ بها کسب دانش کرد و به درجات عالیه رسید و پس از مراجعت به تعلیم و تدریس و تربیت پرداخت، از کسانی که پای درسش حاضر می شد استاد سابقش محمد بن حسن رجب بود که مرتب می آمد و در پای درس شاگردش نشسته و استفاده می کرد تا اینکه عده ای به او ایراد گرفته و اعتراض کردند به اینکه او دیروز شاگرد تو بوده است امروز چگونه تو او را به استادی پذیرفتی ولی آن بزرگوار که عالم باورع و تقوا و انصاف بود گفت: این شخص اکنون در علم از من و از دیگران بالاتر است و مقام استادی دارد.(431)
- تقوا