فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 4

سید نعمت الله حسینی‏‏‏‏‏‏

پرهیز امام از تبلیغ برای مرجعیت تقلید

پس از درگذشت مرحوم آیت الله حکیم شب از بلندگوها اعلام کردند که: آقای حکیم فوت کرده است، آن شب امام (در نجف) پشت بام بودند یکی از برادران گفت: متوجه شدم صدای گریه می آید و دیدم که امام نشسته گریه می کند، روز بعد امام فرمودند: همه را جمع کنید و به آنها بگوئید در هیچ مجلسی شما حق ندارید از من دفاع کنید و اسم مرا بیاورید گرچه سیلی به صورت مصطفی بزنند و اگر به من بگویند، باز شما چیزی نگوئید و حاضر نبود برای مرجعیتش تبلیغ شود.
و در همان ایام از موصل و کرکوک خدمت امام می آمدند و می گفتند: ما از چه کسی تقلید کنیم؟ می فرمود از چه کسی تقلید می نمودید؟ عرض می کردند از آقای حکیم، می فرمود: به رأی آقای حکیم باقی باشید
پس از فوت آقای حکیم جمعی از فضلای برجسته حوزه علمیه قم ایشان را به عنوان اعلم و مرجع شایسته مسلمین تعیین و معرفی می کنند و خبر آن توسط آیت الله محمد مؤمن قمی به اطلاع ایشان می رسد و ایشان قیافه اعتراض آمیزی به خود گرفته و می فرماید: بیخود اینکار را کردند نمی بایست می کردند.(404)
از مسائلی که تمام دوستان امام بر آن اتفاق داشتند این بود که حساسیت عجیبی نسبت به غیبت کردن داشتند و از همان ایام جوانی در هر مجلسی که بودند اجازه نمی دادند فردی غیبت کند.
آیت الله سید موسی شبیری زنجانی فرمودند: مرحوم امام با عده ای از دوستان خود مثل سید احمد زنجانی و حاج میرزا عبدالله مجتهدی و مرحوم آقا سید احمد لواسانی و... جلسه انسی داشتند ولی یکی از شرایطش این بوده که در آن غیبت نشود و شرط دیگرش این بود که بحث علمی در آن نشود.
حجة الاسلام آقای توسلی می گوید عده ای از طلاب قبل از سال 42 در بیرونی امام وقتی را برای بحث اختصاص داده بودند و گاهی از بعضی روحانیون انتقاد می شد یک روز مرحوم حاج آقا مصطفی فرزند امام پیام آوردند که: آقا فرمودند: شنیده ام در اینجا غیبت می کنند و به برخی از علما اهانت می شود بنده راضی نیستم کسی در این خانه غیبت و یا به کسی اهانت کند.(405)
نویسنده مشاهده کرد که عین عبارت پیام در کاغذ نوشته و به دیوار اطاق منزل مرحوم امام نصب شده بود.
- مرجعیت

پرهیز امام از تبلیغ برای مرجعیت تقلید

پس از درگذشت مرحوم آیت الله حکیم شب از بلندگوها اعلام کردند که: آقای حکیم فوت کرده است، آن شب امام (در نجف) پشت بام بودند یکی از برادران گفت: متوجه شدم صدای گریه می آید و دیدم که امام نشسته گریه می کند، روز بعد امام فرمودند: همه را جمع کنید و به آنها بگوئید در هیچ مجلسی شما حق ندارید از من دفاع کنید و اسم مرا بیاورید گرچه سیلی به صورت مصطفی بزنند و اگر به من بگویند، باز شما چیزی نگوئید و حاضر نبود برای مرجعیتش تبلیغ شود.
و در همان ایام از موصل و کرکوک خدمت امام می آمدند و می گفتند: ما از چه کسی تقلید کنیم؟ می فرمود از چه کسی تقلید می نمودید؟ عرض می کردند از آقای حکیم، می فرمود: به رأی آقای حکیم باقی باشید
پس از فوت آقای حکیم جمعی از فضلای برجسته حوزه علمیه قم ایشان را به عنوان اعلم و مرجع شایسته مسلمین تعیین و معرفی می کنند و خبر آن توسط آیت الله محمد مؤمن قمی به اطلاع ایشان می رسد و ایشان قیافه اعتراض آمیزی به خود گرفته و می فرماید: بیخود اینکار را کردند نمی بایست می کردند.(406)
از مسائلی که تمام دوستان امام بر آن اتفاق داشتند این بود که حساسیت عجیبی نسبت به غیبت کردن داشتند و از همان ایام جوانی در هر مجلسی که بودند اجازه نمی دادند فردی غیبت کند.
آیت الله سید موسی شبیری زنجانی فرمودند: مرحوم امام با عده ای از دوستان خود مثل سید احمد زنجانی و حاج میرزا عبدالله مجتهدی و مرحوم آقا سید احمد لواسانی و... جلسه انسی داشتند ولی یکی از شرایطش این بوده که در آن غیبت نشود و شرط دیگرش این بود که بحث علمی در آن نشود.
حجة الاسلام آقای توسلی می گوید عده ای از طلاب قبل از سال 42 در بیرونی امام وقتی را برای بحث اختصاص داده بودند و گاهی از بعضی روحانیون انتقاد می شد یک روز مرحوم حاج آقا مصطفی فرزند امام پیام آوردند که: آقا فرمودند: شنیده ام در اینجا غیبت می کنند و به برخی از علما اهانت می شود بنده راضی نیستم کسی در این خانه غیبت و یا به کسی اهانت کند.(407)
نویسنده مشاهده کرد که عین عبارت پیام در کاغذ نوشته و به دیوار اطاق منزل مرحوم امام نصب شده بود.
- غیبت

پرهیز امام از تبلیغ برای مرجعیت تقلید

پس از درگذشت مرحوم آیت الله حکیم شب از بلندگوها اعلام کردند که: آقای حکیم فوت کرده است، آن شب امام (در نجف) پشت بام بودند یکی از برادران گفت: متوجه شدم صدای گریه می آید و دیدم که امام نشسته گریه می کند، روز بعد امام فرمودند: همه را جمع کنید و به آنها بگوئید در هیچ مجلسی شما حق ندارید از من دفاع کنید و اسم مرا بیاورید گرچه سیلی به صورت مصطفی بزنند و اگر به من بگویند، باز شما چیزی نگوئید و حاضر نبود برای مرجعیتش تبلیغ شود.
و در همان ایام از موصل و کرکوک خدمت امام می آمدند و می گفتند: ما از چه کسی تقلید کنیم؟ می فرمود از چه کسی تقلید می نمودید؟ عرض می کردند از آقای حکیم، می فرمود: به رأی آقای حکیم باقی باشید
پس از فوت آقای حکیم جمعی از فضلای برجسته حوزه علمیه قم ایشان را به عنوان اعلم و مرجع شایسته مسلمین تعیین و معرفی می کنند و خبر آن توسط آیت الله محمد مؤمن قمی به اطلاع ایشان می رسد و ایشان قیافه اعتراض آمیزی به خود گرفته و می فرماید: بیخود اینکار را کردند نمی بایست می کردند.(408)
از مسائلی که تمام دوستان امام بر آن اتفاق داشتند این بود که حساسیت عجیبی نسبت به غیبت کردن داشتند و از همان ایام جوانی در هر مجلسی که بودند اجازه نمی دادند فردی غیبت کند.
آیت الله سید موسی شبیری زنجانی فرمودند: مرحوم امام با عده ای از دوستان خود مثل سید احمد زنجانی و حاج میرزا عبدالله مجتهدی و مرحوم آقا سید احمد لواسانی و... جلسه انسی داشتند ولی یکی از شرایطش این بوده که در آن غیبت نشود و شرط دیگرش این بود که بحث علمی در آن نشود.
حجة الاسلام آقای توسلی می گوید عده ای از طلاب قبل از سال 42 در بیرونی امام وقتی را برای بحث اختصاص داده بودند و گاهی از بعضی روحانیون انتقاد می شد یک روز مرحوم حاج آقا مصطفی فرزند امام پیام آوردند که: آقا فرمودند: شنیده ام در اینجا غیبت می کنند و به برخی از علما اهانت می شود بنده راضی نیستم کسی در این خانه غیبت و یا به کسی اهانت کند.(409)
نویسنده مشاهده کرد که عین عبارت پیام در کاغذ نوشته و به دیوار اطاق منزل مرحوم امام نصب شده بود.
- امام خمینی