فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 4

سید نعمت الله حسینی‏‏‏‏‏‏

ساده زیستی و اخلاص و توکل امام خمینی (قدس سره)

آیت الله محمد فاضل لنکرانی نقل کردند: در عتبات از مرحوم حاج آقا مصطفی پرسیدم: شنیده ام از مراجع دیگر هم شهریه می گیری؟ فرمود: بلی پولی را که امام به من می دهد مخارج متوسط زندگی مرا اداره می کند، ولی من احتیاج به کتاب دارم بدین جهت باید از مراجع دیگر هم شهریه بگیرم تا بتوانم کتابهای لازم را تهیه کنم.
این داستان به ضمیمه وصیتنامه مرحوم آقا مصطفی که در سوم ذیقعدة الحرام 1389 تنظیم شده و در آن، کتابها را به فرزند خود می بخشد مشروط بر آنکه تحصیل علوم قدیمه کند و در غیر این صورت به کتابخانه مدرسه آیت الله بروجردی در نجف اشرف تحویل داده شود و اضافه می کند که چیز دیگری هم ندارم مگر بعضی مختصرات که احتیاج به گفتار ندارد. دقت و ساده زیستی امام و فرزندان ایشان را می رساند.(402)
در جریان حمله ناگهانی عراق به فرودگاه مهرآباد که مردم مضطرب و نگران بودند، امام فرمودند: الخیر فی ما وقع دزدی آمد و سنگی انداخت و رفت، و حمله صدام را یک نعمت الهی خواند و در جریان فوت مشکوک فرزند فرزانه و مبارز خود بدون اینکه خود را ببازد آن را یکی از الطاف خفیه الهی توصیف کرد.
وقتی که منافقین و گروهکها، ناجوانمردانه مسئولین نظام را ترور می کردند فرمودند: اینها در مقابل حفظ اسلام چیزی نیست.
مرحوم ایت الله طالقانی می گفت: بعضی فکر می کنند گاهی اوقات که من به خدمت امام در قم می رسم به خاطر مذاکرات سیاسی است، روزنامه ها جنجال می کنند... ولی من هر وقت احساس ضعف می کنم، گاهی احساس ضعف می کنم، گاهی یأس برایم پیش می آید، می روم پیش چنین رهبری قاطع و از توکل و ایمان و خلوص او الهام می گیرم.
و امام در وصیت نامه خود می نویسد: با دلی آرام و قلبی مطمئن و روحی شاد و ضمیری امیدوار به فضل خدا از خدمت خواهران و برادران مرخص و به سوی جایگاه ابدی سفر می کنم.
- ساده زیستی

ساده زیستی و اخلاص و توکل امام خمینی (قدس سره)

آیت الله محمد فاضل لنکرانی نقل کردند: در عتبات از مرحوم حاج آقا مصطفی پرسیدم: شنیده ام از مراجع دیگر هم شهریه می گیری؟ فرمود: بلی پولی را که امام به من می دهد مخارج متوسط زندگی مرا اداره می کند، ولی من احتیاج به کتاب دارم بدین جهت باید از مراجع دیگر هم شهریه بگیرم تا بتوانم کتابهای لازم را تهیه کنم.
این داستان به ضمیمه وصیتنامه مرحوم آقا مصطفی که در سوم ذیقعدة الحرام 1389 تنظیم شده و در آن، کتابها را به فرزند خود می بخشد مشروط بر آنکه تحصیل علوم قدیمه کند و در غیر این صورت به کتابخانه مدرسه آیت الله بروجردی در نجف اشرف تحویل داده شود و اضافه می کند که چیز دیگری هم ندارم مگر بعضی مختصرات که احتیاج به گفتار ندارد. دقت و ساده زیستی امام و فرزندان ایشان را می رساند.(403)
در جریان حمله ناگهانی عراق به فرودگاه مهرآباد که مردم مضطرب و نگران بودند، امام فرمودند: الخیر فی ما وقع دزدی آمد و سنگی انداخت و رفت، و حمله صدام را یک نعمت الهی خواند و در جریان فوت مشکوک فرزند فرزانه و مبارز خود بدون اینکه خود را ببازد آن را یکی از الطاف خفیه الهی توصیف کرد.
وقتی که منافقین و گروهکها، ناجوانمردانه مسئولین نظام را ترور می کردند فرمودند: اینها در مقابل حفظ اسلام چیزی نیست.
مرحوم ایت الله طالقانی می گفت: بعضی فکر می کنند گاهی اوقات که من به خدمت امام در قم می رسم به خاطر مذاکرات سیاسی است، روزنامه ها جنجال می کنند... ولی من هر وقت احساس ضعف می کنم، گاهی احساس ضعف می کنم، گاهی یأس برایم پیش می آید، می روم پیش چنین رهبری قاطع و از توکل و ایمان و خلوص او الهام می گیرم.
و امام در وصیت نامه خود می نویسد: با دلی آرام و قلبی مطمئن و روحی شاد و ضمیری امیدوار به فضل خدا از خدمت خواهران و برادران مرخص و به سوی جایگاه ابدی سفر می کنم.
- امام خمینی

پرهیز امام از تبلیغ برای مرجعیت تقلید

پس از درگذشت مرحوم آیت الله حکیم شب از بلندگوها اعلام کردند که: آقای حکیم فوت کرده است، آن شب امام (در نجف) پشت بام بودند یکی از برادران گفت: متوجه شدم صدای گریه می آید و دیدم که امام نشسته گریه می کند، روز بعد امام فرمودند: همه را جمع کنید و به آنها بگوئید در هیچ مجلسی شما حق ندارید از من دفاع کنید و اسم مرا بیاورید گرچه سیلی به صورت مصطفی بزنند و اگر به من بگویند، باز شما چیزی نگوئید و حاضر نبود برای مرجعیتش تبلیغ شود.
و در همان ایام از موصل و کرکوک خدمت امام می آمدند و می گفتند: ما از چه کسی تقلید کنیم؟ می فرمود از چه کسی تقلید می نمودید؟ عرض می کردند از آقای حکیم، می فرمود: به رأی آقای حکیم باقی باشید
پس از فوت آقای حکیم جمعی از فضلای برجسته حوزه علمیه قم ایشان را به عنوان اعلم و مرجع شایسته مسلمین تعیین و معرفی می کنند و خبر آن توسط آیت الله محمد مؤمن قمی به اطلاع ایشان می رسد و ایشان قیافه اعتراض آمیزی به خود گرفته و می فرماید: بیخود اینکار را کردند نمی بایست می کردند.(404)
از مسائلی که تمام دوستان امام بر آن اتفاق داشتند این بود که حساسیت عجیبی نسبت به غیبت کردن داشتند و از همان ایام جوانی در هر مجلسی که بودند اجازه نمی دادند فردی غیبت کند.
آیت الله سید موسی شبیری زنجانی فرمودند: مرحوم امام با عده ای از دوستان خود مثل سید احمد زنجانی و حاج میرزا عبدالله مجتهدی و مرحوم آقا سید احمد لواسانی و... جلسه انسی داشتند ولی یکی از شرایطش این بوده که در آن غیبت نشود و شرط دیگرش این بود که بحث علمی در آن نشود.
حجة الاسلام آقای توسلی می گوید عده ای از طلاب قبل از سال 42 در بیرونی امام وقتی را برای بحث اختصاص داده بودند و گاهی از بعضی روحانیون انتقاد می شد یک روز مرحوم حاج آقا مصطفی فرزند امام پیام آوردند که: آقا فرمودند: شنیده ام در اینجا غیبت می کنند و به برخی از علما اهانت می شود بنده راضی نیستم کسی در این خانه غیبت و یا به کسی اهانت کند.(405)
نویسنده مشاهده کرد که عین عبارت پیام در کاغذ نوشته و به دیوار اطاق منزل مرحوم امام نصب شده بود.
- مرجعیت