فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 4

سید نعمت الله حسینی‏‏‏‏‏‏

لباس های خود را به دزدان بخشید که بر آنها حلال باشد

مرحوم شیخ حسن (نخودکی) اصفهانی(ره) یکی از شاگردان مرحوم میرزای بزرگ شیرازی که در خراسان ساکن شد و آنجا را وطن خود قرار داد مردی بزرگوار و دارای ختومات و ادعیه بود.
نقل می کنند که وقتی از کوفه به نجف اشرف می رفت در راه جمعی از دزدان او را وادار کردند که لباسهایش را کنده و به آنها تحویل دهد، مرحوم شیخ هم لباسهایش را به جز ساتر بیرون آورده به دزدان داده و فرمود: من این لباسها را به شما بخشیدم تا شما گرفتار معصیت خدا نشوید زیرا اگر اینها را نبخشم غصب است و مال غصبی حرام است.
موقعی که دزدها این چنین بزرگواری را از آن مرحوم دیدند لباسها را به او پس داده و به دست او توبه کردند.(399)
- بزرگواری

لباس های خود را به دزدان بخشید که بر آنها حلال باشد

مرحوم شیخ حسن (نخودکی) اصفهانی(ره) یکی از شاگردان مرحوم میرزای بزرگ شیرازی که در خراسان ساکن شد و آنجا را وطن خود قرار داد مردی بزرگوار و دارای ختومات و ادعیه بود.
نقل می کنند که وقتی از کوفه به نجف اشرف می رفت در راه جمعی از دزدان او را وادار کردند که لباسهایش را کنده و به آنها تحویل دهد، مرحوم شیخ هم لباسهایش را به جز ساتر بیرون آورده به دزدان داده و فرمود: من این لباسها را به شما بخشیدم تا شما گرفتار معصیت خدا نشوید زیرا اگر اینها را نبخشم غصب است و مال غصبی حرام است.
موقعی که دزدها این چنین بزرگواری را از آن مرحوم دیدند لباسها را به او پس داده و به دست او توبه کردند.(400)
- امام خمینی

ساده زیستی و اخلاص و توکل امام خمینی (قدس سره)

آیت الله محمد فاضل لنکرانی نقل کردند: در عتبات از مرحوم حاج آقا مصطفی پرسیدم: شنیده ام از مراجع دیگر هم شهریه می گیری؟ فرمود: بلی پولی را که امام به من می دهد مخارج متوسط زندگی مرا اداره می کند، ولی من احتیاج به کتاب دارم بدین جهت باید از مراجع دیگر هم شهریه بگیرم تا بتوانم کتابهای لازم را تهیه کنم.
این داستان به ضمیمه وصیتنامه مرحوم آقا مصطفی که در سوم ذیقعدة الحرام 1389 تنظیم شده و در آن، کتابها را به فرزند خود می بخشد مشروط بر آنکه تحصیل علوم قدیمه کند و در غیر این صورت به کتابخانه مدرسه آیت الله بروجردی در نجف اشرف تحویل داده شود و اضافه می کند که چیز دیگری هم ندارم مگر بعضی مختصرات که احتیاج به گفتار ندارد. دقت و ساده زیستی امام و فرزندان ایشان را می رساند.(401)
در جریان حمله ناگهانی عراق به فرودگاه مهرآباد که مردم مضطرب و نگران بودند، امام فرمودند: الخیر فی ما وقع دزدی آمد و سنگی انداخت و رفت، و حمله صدام را یک نعمت الهی خواند و در جریان فوت مشکوک فرزند فرزانه و مبارز خود بدون اینکه خود را ببازد آن را یکی از الطاف خفیه الهی توصیف کرد.
وقتی که منافقین و گروهکها، ناجوانمردانه مسئولین نظام را ترور می کردند فرمودند: اینها در مقابل حفظ اسلام چیزی نیست.
مرحوم ایت الله طالقانی می گفت: بعضی فکر می کنند گاهی اوقات که من به خدمت امام در قم می رسم به خاطر مذاکرات سیاسی است، روزنامه ها جنجال می کنند... ولی من هر وقت احساس ضعف می کنم، گاهی احساس ضعف می کنم، گاهی یأس برایم پیش می آید، می روم پیش چنین رهبری قاطع و از توکل و ایمان و خلوص او الهام می گیرم.
و امام در وصیت نامه خود می نویسد: با دلی آرام و قلبی مطمئن و روحی شاد و ضمیری امیدوار به فضل خدا از خدمت خواهران و برادران مرخص و به سوی جایگاه ابدی سفر می کنم.
- شهید مصطفی خمینی