فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 4

سید نعمت الله حسینی‏‏‏‏‏‏

ارادت قطب الدین راوندی به اهلبیت

قطب الدین راوندی (ابوالحسن سعید بن هبة الله راوندی متوفی 573) فقیه و ادیب، مؤلف هشتاد جلد کتابهای نفیس در علوم مختلفه است، کتاب خرائج و جرائح از کتابهای سودمند و معتبر قطب الدین است و همین کتاب باعث شهرت وی گشته است. او در این کتاب معجزات حضرت ختمی مرتبت - صلی الله علیه و آله و سلم - و ائمه طاهرین - علیهم السلام - را از جنبه نقلی مورد بحث قرار داده و روایات مستدل بسیار در آن زمینه بیان نموده است که در نوع خود از کتب صحیح و معتبر و کم نظیر است او می گوید: از این جهت نام این کتاب را خرائج گذاردم که مشتمل بر معجزاتی است که از رسول اکرم - صلی الله علیه و آله - و دوازده امام بعد از او صادر گردیده است و دلیل بر صحت مدعای آنها است.
اشعار قطب به زبان عربی و اغلب قصائد و مراثی اهلبیت عصمت و طهارت - علیهم السلام - است. برای سنجش ذوق شعری و قریحه شاعری او چند شعر زیر که از لحاظ لفظ و معنی فصیح و بلیغ و دلربا است با ترجمه آن از نظر خوانندگان می گذرانیم.
بنو الزهراء آباء الیتامی - اذا ما خوطبوا قالوا سلاما
هم حجج الاله علی البرایا - فمن ناواهم یلق الا ثاما
فکان نهارهم ابدا صیاما - و لیلهم کما تدری قیاما
الم یجعل رسول الله یوم ال - غدیر علیا الاعلی اماما
الم یک حیدر قرما هماما - الم یک حیدر خیر مقاما؟
یعنی امامانی که از فرزندان زهراء - علیهاالسلام - می باشند پدر یتیمان و درماندگان هستند آنها چون با بدگویان روبرو شوند خوشروئی نشان می دهند. آنان حجت های پروردگار بر مردم روی زمین و هر کس با آنان دشمنی کند مجرم و گناهکار است آنها روزها را روزه دار و شبها را به عبادت خدا مشغولند. آیا پیغمبر - صلی الله علیه و آله و سلم - در روز غدیر علی - علیه السلام - را به پیشوائی مردم منصوب نداشت؟ آیا امیرالمؤمنین - علیه السلام - سروری بزرگوار نیست؟ و آیا او در نزد خدا و رسول دارای بهترین مقامها نبود؟(385)
قطب الدین راوندی سرانجام در روز 13 یا 14 شوال 573 هجری به جهان باقی شتافت، هم اکنون آرامگاهش در صحن بزرگ حضرت معصومه - علیهاالسلام - در شهر مقدس قم مشهور و مزار علما و دانشمندان و زوار و عامه مردم است. تغمده الله بغفرانه و رضوانه.
- ولایت

ارادت قطب الدین راوندی به اهلبیت

قطب الدین راوندی (ابوالحسن سعید بن هبة الله راوندی متوفی 573) فقیه و ادیب، مؤلف هشتاد جلد کتابهای نفیس در علوم مختلفه است، کتاب خرائج و جرائح از کتابهای سودمند و معتبر قطب الدین است و همین کتاب باعث شهرت وی گشته است. او در این کتاب معجزات حضرت ختمی مرتبت - صلی الله علیه و آله و سلم - و ائمه طاهرین - علیهم السلام - را از جنبه نقلی مورد بحث قرار داده و روایات مستدل بسیار در آن زمینه بیان نموده است که در نوع خود از کتب صحیح و معتبر و کم نظیر است او می گوید: از این جهت نام این کتاب را خرائج گذاردم که مشتمل بر معجزاتی است که از رسول اکرم - صلی الله علیه و آله - و دوازده امام بعد از او صادر گردیده است و دلیل بر صحت مدعای آنها است.
اشعار قطب به زبان عربی و اغلب قصائد و مراثی اهلبیت عصمت و طهارت - علیهم السلام - است. برای سنجش ذوق شعری و قریحه شاعری او چند شعر زیر که از لحاظ لفظ و معنی فصیح و بلیغ و دلربا است با ترجمه آن از نظر خوانندگان می گذرانیم.
بنو الزهراء آباء الیتامی - اذا ما خوطبوا قالوا سلاما
هم حجج الاله علی البرایا - فمن ناواهم یلق الا ثاما
فکان نهارهم ابدا صیاما - و لیلهم کما تدری قیاما
الم یجعل رسول الله یوم ال - غدیر علیا الاعلی اماما
الم یک حیدر قرما هماما - الم یک حیدر خیر مقاما؟
یعنی امامانی که از فرزندان زهراء - علیهاالسلام - می باشند پدر یتیمان و درماندگان هستند آنها چون با بدگویان روبرو شوند خوشروئی نشان می دهند. آنان حجت های پروردگار بر مردم روی زمین و هر کس با آنان دشمنی کند مجرم و گناهکار است آنها روزها را روزه دار و شبها را به عبادت خدا مشغولند. آیا پیغمبر - صلی الله علیه و آله و سلم - در روز غدیر علی - علیه السلام - را به پیشوائی مردم منصوب نداشت؟ آیا امیرالمؤمنین - علیه السلام - سروری بزرگوار نیست؟ و آیا او در نزد خدا و رسول دارای بهترین مقامها نبود؟(386)
قطب الدین راوندی سرانجام در روز 13 یا 14 شوال 573 هجری به جهان باقی شتافت، هم اکنون آرامگاهش در صحن بزرگ حضرت معصومه - علیهاالسلام - در شهر مقدس قم مشهور و مزار علما و دانشمندان و زوار و عامه مردم است. تغمده الله بغفرانه و رضوانه.
- جسارت

فاطمه زهرا اسامی شما را به من یاد داد

نقل کرد عالم متقی آقای حاج میرزا محمد عالی بستان آبادی از مرحوم حاج سید جواد خطیب - قدس سره - و آن مرحوم نیز از مرحوم حاج میرزا صادق آقا نقل کرده است که آن بزرگوار فرموده است: ما سه نفر بودیم که از زیارت عتبات عالیات می خواستیم مراجعت کنیم وسیله نقلیه فراهم نشد در سامرا چند روز توقف کردیم، یک روز در مدرسه ای با یک طلبه سنی که از خوارج بود بحث و مذاکره ای اتفاق افتاد و آن شخص در ضمن صحبت به حضرت فاطمه زهرا - سلام الله علیها - جسارت و اسائه ادب کرد، یکی از رفقا که با لباس شخصی بود ناراحت شد و از من اجازه خواست که او را بکشد، من اجازه ندادم. آن مرد دو مرتبه به آن حضرت جسارت کرد، رفیق ما از من اجازه خواست که او را بکشد، من اجازه ندادم آن مرد در مرتبه سوم که به بانوی مطهره جسارت کرده و توهین نمود این رفیق ما بدون اجازه خواستن از من از شدت ناراحتی کارد را از جیبش بیرون آورد و او را کشت و ما از ترس مجازات بسوی شط فرار کردیم که بلکه وسیله ای پیدا کرده حرکت کنیم و خود را از مهلکه نجات بدهیم، آمدیم کنار شط هر چه تلاش کردیم وسیله پیدا نکردیم و با هزار ترس و دلهره متحیر و سرگردان مانده بودیم ناگهان دیدیم یک وسیله نقلیه در روی آب به سوی ما آمد و چون نزدیک شد راننده آن بیرون آمده ما را یک یک بنام صدا کرده و گفت: فلانی فلانی هر کجا هستید بیائید سوار شوید ما اول از سوار شدن خودداری کردیم چون می ترسیدیم گیر بیفتیم تا اینکه او چندین مرتبه ما را با نام صدا کرد، عاقبت با نگرانی رفتیم سوار شدیم.
چون او حرکت کرد ما از او سؤال کردیم: شما از کجا اسامی ما را می دانستی و برای چه ما را در میان جمعیت مخاطب قرار دادی گفت: من ساعتی پیش خوابیده بودم، در عالم خواب حضرت فاطمه زهرا - سلام الله علیها - را دیدم که به من فرمود: زود حرکت کن به سوی سامرا کنار شط چند نفر با این نامها از دوستان ما آنجا منتظرند، آنها را سوار کرده به مقصد برسان من بیدار شدم و بخواب اعتنا نکرده دوباره خوابیدم و باز حضرت را دیدم که همین مأموریت را به من داد و من باز اعتنا نکردم. در مرتبه سوم حضرت به من با شدت عتاب و خطاب کرده فرمود: هر چه زودتر حرکت کرده برو آنها را به مقصد برسان و اسامی شما را آن حضرت به من یاد داد.
- فاطمه(س)