فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 4

سید نعمت الله حسینی‏‏‏‏‏‏

مراسم سوگواری در منزل حکیم سبزواری در ماه صفر

گویند که حکیم سبزواری همه ساله در آخر ماه صفر سه شب مجلس سوگواری در خانه ترتیب می داد و همه فقیران شهر را دعوت می کردند، روضه خوانی بدآواز که در اثر ناهنجاری صدا مجلسش منحصر به خانه حکیم بود به منبر می رفت.
پس از پایان ذکر مصیبت خاندان نبوت نان و آبگوشتی تهیه می شد و پس از صرف شام حکیم به هر نفری یک ریال می داد.
مرا به دولت فقر آن دلیل روشن بس - که فخر می کند از فقر سرور فقرا
ز فخر پا نهد اسرار بر فراز دوکون - نهند نام گر او را سگ در فقرا

برداشته ام دو دست از بهر دعا - ای شاه دو عالم بنگر سوی گدا
رباعی
با غیر علی کیم سر و برگ بود - جز نور علی نیست اگر درک بود
گویند دم مرگ توان دید او را - ایکاش که هر دمم دم مرگ بود(368)
- روضه

مراسم سوگواری در منزل حکیم سبزواری در ماه صفر

گویند که حکیم سبزواری همه ساله در آخر ماه صفر سه شب مجلس سوگواری در خانه ترتیب می داد و همه فقیران شهر را دعوت می کردند، روضه خوانی بدآواز که در اثر ناهنجاری صدا مجلسش منحصر به خانه حکیم بود به منبر می رفت.
پس از پایان ذکر مصیبت خاندان نبوت نان و آبگوشتی تهیه می شد و پس از صرف شام حکیم به هر نفری یک ریال می داد.
مرا به دولت فقر آن دلیل روشن بس - که فخر می کند از فقر سرور فقرا
ز فخر پا نهد اسرار بر فراز دوکون - نهند نام گر او را سگ در فقرا

برداشته ام دو دست از بهر دعا - ای شاه دو عالم بنگر سوی گدا
رباعی
با غیر علی کیم سر و برگ بود - جز نور علی نیست اگر درک بود
گویند دم مرگ توان دید او را - ایکاش که هر دمم دم مرگ بود(369)
- امام حسین(ع)

خواب دیدن محقق بهبهانی حضرت حسین(ع) را

مرحوم محدث قمی علیه الرحمه در منازل الاخرة نوشته است (حکایت) از استاد اکبر محقق بهبهانی (ره) نقل است که فرمود در خواب دیدم حضرت ابوعبدالله الحسین - علیه السلام - را پس گفتم ای سید من آیا سؤال می کنند از کسی که دفن شده باشد در جوار شما؟
فرمود: کدام ملک است که جرأت آن را داشته باشد که از او سؤال کند.
آنوقت محدث قمی می فرماید: مردی بادیه نشین از قبیله طی بود روزی در خیمه خود نشسته بود دید جماعتی از طی آمدند و جوال و ظرفهائی با خود دارند، فرمود: چه چیز است گفتند ملخهای بسیار اطراف خیمه شما فرود آمده اند، آمده ایم آنها را بگیریم. مرد شمشیرش را برداشت و گفت: به خدا سوگند تا این ملخها در اطراف خیمه من هستند نمی گذارم کسی متعرض آنها شود و پیوسته از آنها حمایت کرد تا پراکنده شدند و رفتند.(370)
- مهمان نوازی