فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 4

سید نعمت الله حسینی‏‏‏‏‏‏

علت تجلیل شهید مطهری از مرحوم علامه طباطبائی

یکی از فضلا می گفت: به مرحوم شهید مطهری عرض کردم که شما فوق العاده از علامه طباطبائی تجلیل می کنید و تعبیر روحی فداه را در مورد ایشان دارید، این همه تجلیل به خاطر چیست؟
آن مرحوم فرمود: من فیلسوف و عارف بسیار دیده ام و احترام مخصوص من به ایشان نه به خاطر این است که ایشان یک فیلسوف است بلکه احترامم به این جهت است که او عاشق و دلباخته اهل بیت است.
علامه طباطبائی در ماه رمضان روزه خود را با بوسه بر ضریح مقدس حضرت معصومه - سلام الله علیها - افطار می کرد، ابتدا پیاده به حرم مشرف می شد و ضریح مقدس را می بوسید سپس به خانه می رفت و غذا می خورد این ویژگی او است که مرا به شدت شیفته ایشان نموده است.(328)
علامه در بدو ورود به قم منزلی دو اتاقی در مقابل ماهی هشتاد تومان اجاره کرده بود زندگی می کرد... از سهم امام استفاده نمی کرد و معاش وی از عواید قطعه زمینی زراعی که در قریه شادآباد تبریز که از نیاکان او به ارث رسیده بود تأمین می شد و بعدها هم از راه حق التألیف کتابهایش زندگی می کرد و سالها مبالغ هنکفتی مقروض بودند که حتی نزدیکانش خبر نداشتند.(329)
- زهد

علت تجلیل شهید مطهری از مرحوم علامه طباطبائی

یکی از فضلا می گفت: به مرحوم شهید مطهری عرض کردم که شما فوق العاده از علامه طباطبائی تجلیل می کنید و تعبیر روحی فداه را در مورد ایشان دارید، این همه تجلیل به خاطر چیست؟
آن مرحوم فرمود: من فیلسوف و عارف بسیار دیده ام و احترام مخصوص من به ایشان نه به خاطر این است که ایشان یک فیلسوف است بلکه احترامم به این جهت است که او عاشق و دلباخته اهل بیت است.
علامه طباطبائی در ماه رمضان روزه خود را با بوسه بر ضریح مقدس حضرت معصومه - سلام الله علیها - افطار می کرد، ابتدا پیاده به حرم مشرف می شد و ضریح مقدس را می بوسید سپس به خانه می رفت و غذا می خورد این ویژگی او است که مرا به شدت شیفته ایشان نموده است.(330)
علامه در بدو ورود به قم منزلی دو اتاقی در مقابل ماهی هشتاد تومان اجاره کرده بود زندگی می کرد... از سهم امام استفاده نمی کرد و معاش وی از عواید قطعه زمینی زراعی که در قریه شادآباد تبریز که از نیاکان او به ارث رسیده بود تأمین می شد و بعدها هم از راه حق التألیف کتابهایش زندگی می کرد و سالها مبالغ هنکفتی مقروض بودند که حتی نزدیکانش خبر نداشتند.(331)
- اخلاص

زهد و اخلاص آیت الله محمد جواد بلاغی

مرحوم آیت الله محمد جواد بلاغی آن حکیم والاقدر چون فقط خدا و حقیقت و دفاع از حق را در نظر داشت نمی خواست نامش بر روی کتبش نوشته شود. (نمونه اش التوحید و التثلیث) و (الرحلة المدرسیة چاپ اول است). اوج اخلاص و صفای باطن این قله سان حکمت را تماشا کن که می گفت: تنها قصدم خدمت و دفاع از حق و حقانیت است و برای رضای پروردگار چه به نام من باشد و یا به اسم دیگری.
علی - علیه السلام - فرمود: ثمرة العلم اخلاص العمل.(332)
بلاغی هر چه علمش افزون می شد اخلاصش فزونتر می گردید و هر چه اوج عظمتش پدیدار می گشت فروتنی او بیشتر می شد.(333)
پیشوای زهدپیشگان علی - علیه السلام - می فرماید: الزهد سجیة المخلصین.(334)
و بلاغی بزرگ که عظمت نامش لرزه بر اندام معاندین و مخالفین می افکند و آثارش شهرت جهانی یافته بود اخلاص بر تمامی اعمال او سایه افکنده و چنان زاهدانه می زیست که زندگانی مولایش علی - علیه السلام - تداعی می شد.
گویند اتاق کوچکی داشت و در آن جز حصیر و گلیمی که بر آن می نشست چیز دیگری دیده نمی شد. در زمستان وسائل گرمازا و در تابستان وسیله خنک کننده نداشت، با اینکه مزاجی ضعیف و بیمار داشت.
در فقر و نداری وی گفته اند: هنگامی که بیمار می شد اصلاً پولی برای درمان نداشت و با همان بیماری صبر می کرد.
آیت الله مرعشی نجفی فرمودند: روزی بر وی وارد شدم و او را در حال بیماری شدیدی مشاهده کردم، در حالی که پولی برای درمان در بساط او یافت نمی شد. من و آقایان خوئی و میلانی پولی بر روی هم نهاده و او را به دکتر رساندیم.
مدرسی چهاردهی می نویسد: (وی برای چاپ کتاب الهدی پولی نداشت به ناچار هر چه در خانه داشت به قیمت ارزان فروخته و کتاب را به چاپ رساند).
گویند: از ادامه نگارش کتابش درباره قبله (ش 32) تنها به دلیل فقر مالی صرفنظر نمود.(335)
نویسنده تاریخ روابط اجتماعی ایران و عراق می نویسد: خانه و آشیانه استاد ما در نجف بسیار کوچک و کهنه بود ناتوانی مزاج، سینه تنگی، گرمای سوزان و بی پولی، گرفتار و بیمارش کرده بود، میرزا علی آقای شیرازی فرزند میرزای مجدد، حاضر شد که خانه آبرومندی برای یکسال اجاره کرده و به بلاغی واگذار نماید. استاد نخواست زیر بار منت دوست قدیمی خود برود و هر چه دوستان و شاگردان اصرار کردند وی قبول نکرده و می گفت:
در این کلبه کوچک به قناعت زندگی می کنم و نمی خواهم دیگران برای خاطر من در فشار شوند.(336)
بلاغی متعهد و مسئول و دردآشنا برای رسیدن به اهداف خود از هیچ کوششی فروگذار نمی کرد و از تلاش و کوشش بازنمی ایستاد.
گویند: برخی از بهائیان در محله ای از بغداد مکانی را به نام حظیرة برای اجتماع خود بنا نهادند، بلاغی با شنیدن این خبر دیگر آرام نگرفت و استراحت بر خود روا نداشت تا با مراجعه به دادگاه و قانون آنان را به ترک محل و خلع ید از آن واداشت و پس از مدتی آن را به مسجدی آبرومند مبدل نمود.(337)
بلاغی همواره بر قطع نفوذ بیگانگان اصرار داشت از این رو از کالاهای خارجی استفاده نمی کرد. وی اصرار داشت که لباسهایش از ساخته های کشورهای اسلامی باشد.
روزی او را شادمان دیدند و سببش را پرسیدند گفت: امروز یک توپ کرباس از ایران برایم رسیده و از آن پارچه یک کفن، عمامه، پیراهن و شلوار تهیه کردم. سزاوار نیست که در گورستان با پارچه بیگانگان بخوابم و با لباس کافران به نماز بایستم.(338)
- زهد