فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 4

سید نعمت الله حسینی‏‏‏‏‏‏

در حالات و زهد و تقوای حسن بن فضال

حسن بن علی بن فضال از شاگردان حضرت امام رضا - علیه السلام - و خواص آن حضرت بود، دانشمندی پاک سرشت و ستوده خصال به شمار می رفت. و امر او در عبادت و دیانت مشهور است، مصلای او در مسجد جامع کوفه در پای ستون هفتم معروف به ستون ابراهیم - علیه السلام - که افضل مقام های مسجد است بوده.
در روایت فضل بن شاذان است که در مسجد الربیع از جماعتی شنیده که در حق حسن بن فضال با هم گفتند که ابن فضال از هر کس که دیده و شنیده ام عابدتر بوده است.
همانا بیرون می رود به صحرا و سر به سجده می گذارد، و چندان سجده او طولانی است که مرغان به روی او می نشینند به خیال اینکه جامه یا خرقه ای است، و حیوانات وحش دور او چرا می کنند و از او رم نمی کنند به جهت انسی که با او گرفته اند.
جماعت دزدان می آمدند که دست به غارت و کشتار مردم بزنند، چون او را می دیدند در اطراف پراکنده می شدند و ناپدید می گشتند.
فضل بن شاذان می گوید: من گمان می کردم که این مرد از کسانی است که در زمانهای پیشین می زیسته اند.
یک روز در موقعی که در قطیعة الربیع با پدرم رحمه الله نشسته بودم دیدم شیخی خوشرو و خوش ترکیب با لباسهای تمیز و مرتبی که در بر داشت آمد و به پدرم سلام کرد، پدرم به احترام او برخاست و به او خوش آمد گفت و از وی تجلیل کرد.
وقتی برخاست و رفت تا محمد بن ابی عمیر را ببیند من به پدرم گفتم این شیخ کی بود؟ پدرم گفت: این شخص حسن بن علی بن فضال است، من گفتم: این همان عابد فاضل است که نقل او در بین مردم است؟ پدرم گفت: آری این همان است. من گفتم: این آن نیست چون او در کوه زندگی می کند، پدرم گفت: این همان شخص است که در کوه بود و هست، عجب جوان غافلی هستی من آنچه را که از مردم شنیده ام به تو می گویم و تو باور نمی کنی؟
فضل بن شاذان می گوید: بعد از آن روز حسن بن فضال با پدرم آمد و رفت می کرد تا اینکه با وی به کوفه رفتم و از او کتاب عبدالله ابن بکیر و دیگران را در احادیث درس گرفتم، او عادت داشت کتابهایش را برمی داشت و می آمد به حجره من و آن را بر من می خواند... وفاتش در سال 221 واقع شد و او را تألیفات چندی است.(286)
- محدث

زهد و تقوای نصر بن علی بن نصر بصری جهضمی

الجهضمی نصر بن علی بن نصر بصری جهضمی یک روز این روایت را نقل کرد که: حضرت رسول خدا - صلی الله علیه و آله - دست حسن و حسین - علیهماالسلام را گرفته و فرمود: من احبی و احب هذین و اباهما و امهما کان معی فی درجتی یوم القیامة.
هر کس مرا و این دو را و پدر و مادر این دو را دوست بدارد روز قیامت با من در یک درجه است.
وقتی که نصر این حدیث را نقل کرد متوکل امر کرد هزار تازیانه بر او بزنند، جعفر بن عبدالواحد در نزد متوکل شفاعت او را کرد و گفت این مرد از اهل سنت است و در این خصوص اصرار زیادی کرد تا اینکه او را رها کردند.
و نیز روایت شده است که: مستعین بالله از او خواست که قضاوت را بپذیرد، او رفت و دو رکعت نماز خواند و گفت: اللهم ان کان لی عندک خیر فاقبضنی الیک ، و در دعای خود از خدا مرگ خود را خواست و خوابید وقتی خواستند بلندش کنند دیدند از دنیا رفته است. مرگ ایشان در سنه 250 رخ داده است.(287)
- تقوا

زهد و تقوای نصر بن علی بن نصر بصری جهضمی

الجهضمی نصر بن علی بن نصر بصری جهضمی یک روز این روایت را نقل کرد که: حضرت رسول خدا - صلی الله علیه و آله - دست حسن و حسین - علیهماالسلام را گرفته و فرمود: من احبی و احب هذین و اباهما و امهما کان معی فی درجتی یوم القیامة.
هر کس مرا و این دو را و پدر و مادر این دو را دوست بدارد روز قیامت با من در یک درجه است.
وقتی که نصر این حدیث را نقل کرد متوکل امر کرد هزار تازیانه بر او بزنند، جعفر بن عبدالواحد در نزد متوکل شفاعت او را کرد و گفت این مرد از اهل سنت است و در این خصوص اصرار زیادی کرد تا اینکه او را رها کردند.
و نیز روایت شده است که: مستعین بالله از او خواست که قضاوت را بپذیرد، او رفت و دو رکعت نماز خواند و گفت: اللهم ان کان لی عندک خیر فاقبضنی الیک ، و در دعای خود از خدا مرگ خود را خواست و خوابید وقتی خواستند بلندش کنند دیدند از دنیا رفته است. مرگ ایشان در سنه 250 رخ داده است.(288)
- زهد