فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 4

سید نعمت الله حسینی‏‏‏‏‏‏

داستان ازدواج پدر و مادر مقدس اردبیلی رحمهم الله

می گویند محمد پدر مقدس اردبیلی در قریه نیار زندگی می کرد، او روزی در جوانی مشغول آبیاری مزرعه خود بود. آبی که بدانجا می آمد سیبی با خود آورد، محمد آن را برگرفت و خورد ولی ساعتی بعد، از این کره پشیمان شد، زیرا خود را مالک سیب نمی دانست، مجرای آب را به طرف سربالا پیش گرفت و سرانجام به باغی رسید که درختانی از آن شاخه به خارج داده و آن سیب از آنها بوده است، نزد باغبان رفت و حلیت خواست. او گفت که: این باغ مال من و برادرم است، من سهم خود را حلال کردم ولی برادرم در نجف ساکن است و من اختیاری از جانب وی ندارم.
محمد که سخت ناراحت بود به قصد نجف عزیمت کرد تا ضمن زیارت قبور ائمه از صاحب نصف سیب نیز حلیت بخواهد.
در نجف نزد وی رفت ولی او حلال کردن آن را مشروط بر آن کرد که محمد با دختر وی وصلت کند و در تعریف دخترش گفت: که وی کر است و کور است و شل و لال است، محمد که با وسائل آن روز آن همه راه آمده و با تحمل شداید و سختی ها به نجف رسیده بود برگشتن را بدون اخذ نتیجه معقول نیافت و تن به قضا داد، عقد جاری شد و شب زفاف که محمد منتظر یک موجود کر و کور و شل و لال بود، دختر خوش جمال و صحیح و سالمی را در حجله دید و وقتی از بیماریها و نقائصی که پدرش در حق وی گفته بود، پرسید دختر مطالب پدر را چنین تعبیر کرد که: مراد وی از کری نشنیدن حرفهای نادرست، منظور از کوری ندیدن نامحرمان، مقصود از شل بودن نرفتن به جاهای ناباب و مفهوم معنوی لال بودن اجتناب از غیبت و سخن های حرام است.
مقدس حاصل این ازدواج و فرزند آن چنان پدری است که در راه ترس از خدا بخاطر نصف سیب آن همه سختی ها را تحمل کرد و مادری این چنین کر و کور و شل و لال بود.(268)
- تقوا

داستان ازدواج پدر و مادر مقدس اردبیلی رحمهم الله

می گویند محمد پدر مقدس اردبیلی در قریه نیار زندگی می کرد، او روزی در جوانی مشغول آبیاری مزرعه خود بود. آبی که بدانجا می آمد سیبی با خود آورد، محمد آن را برگرفت و خورد ولی ساعتی بعد، از این کره پشیمان شد، زیرا خود را مالک سیب نمی دانست، مجرای آب را به طرف سربالا پیش گرفت و سرانجام به باغی رسید که درختانی از آن شاخه به خارج داده و آن سیب از آنها بوده است، نزد باغبان رفت و حلیت خواست. او گفت که: این باغ مال من و برادرم است، من سهم خود را حلال کردم ولی برادرم در نجف ساکن است و من اختیاری از جانب وی ندارم.
محمد که سخت ناراحت بود به قصد نجف عزیمت کرد تا ضمن زیارت قبور ائمه از صاحب نصف سیب نیز حلیت بخواهد.
در نجف نزد وی رفت ولی او حلال کردن آن را مشروط بر آن کرد که محمد با دختر وی وصلت کند و در تعریف دخترش گفت: که وی کر است و کور است و شل و لال است، محمد که با وسائل آن روز آن همه راه آمده و با تحمل شداید و سختی ها به نجف رسیده بود برگشتن را بدون اخذ نتیجه معقول نیافت و تن به قضا داد، عقد جاری شد و شب زفاف که محمد منتظر یک موجود کر و کور و شل و لال بود، دختر خوش جمال و صحیح و سالمی را در حجله دید و وقتی از بیماریها و نقائصی که پدرش در حق وی گفته بود، پرسید دختر مطالب پدر را چنین تعبیر کرد که: مراد وی از کری نشنیدن حرفهای نادرست، منظور از کوری ندیدن نامحرمان، مقصود از شل بودن نرفتن به جاهای ناباب و مفهوم معنوی لال بودن اجتناب از غیبت و سخن های حرام است.
مقدس حاصل این ازدواج و فرزند آن چنان پدری است که در راه ترس از خدا بخاطر نصف سیب آن همه سختی ها را تحمل کرد و مادری این چنین کر و کور و شل و لال بود.(269)
- پدر و مادر

داستان ازدواج پدر و مادر مقدس اردبیلی رحمهم الله

می گویند محمد پدر مقدس اردبیلی در قریه نیار زندگی می کرد، او روزی در جوانی مشغول آبیاری مزرعه خود بود. آبی که بدانجا می آمد سیبی با خود آورد، محمد آن را برگرفت و خورد ولی ساعتی بعد، از این کره پشیمان شد، زیرا خود را مالک سیب نمی دانست، مجرای آب را به طرف سربالا پیش گرفت و سرانجام به باغی رسید که درختانی از آن شاخه به خارج داده و آن سیب از آنها بوده است، نزد باغبان رفت و حلیت خواست. او گفت که: این باغ مال من و برادرم است، من سهم خود را حلال کردم ولی برادرم در نجف ساکن است و من اختیاری از جانب وی ندارم.
محمد که سخت ناراحت بود به قصد نجف عزیمت کرد تا ضمن زیارت قبور ائمه از صاحب نصف سیب نیز حلیت بخواهد.
در نجف نزد وی رفت ولی او حلال کردن آن را مشروط بر آن کرد که محمد با دختر وی وصلت کند و در تعریف دخترش گفت: که وی کر است و کور است و شل و لال است، محمد که با وسائل آن روز آن همه راه آمده و با تحمل شداید و سختی ها به نجف رسیده بود برگشتن را بدون اخذ نتیجه معقول نیافت و تن به قضا داد، عقد جاری شد و شب زفاف که محمد منتظر یک موجود کر و کور و شل و لال بود، دختر خوش جمال و صحیح و سالمی را در حجله دید و وقتی از بیماریها و نقائصی که پدرش در حق وی گفته بود، پرسید دختر مطالب پدر را چنین تعبیر کرد که: مراد وی از کری نشنیدن حرفهای نادرست، منظور از کوری ندیدن نامحرمان، مقصود از شل بودن نرفتن به جاهای ناباب و مفهوم معنوی لال بودن اجتناب از غیبت و سخن های حرام است.
مقدس حاصل این ازدواج و فرزند آن چنان پدری است که در راه ترس از خدا بخاطر نصف سیب آن همه سختی ها را تحمل کرد و مادری این چنین کر و کور و شل و لال بود.(270)
- مقدس اردبیلی