فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 4

سید نعمت الله حسینی‏‏‏‏‏‏

شما به تکلیف خودتان عمل می کنید و من هم به تکلیف خودم

معروف است که شیخ انصاری را در حال احتضار هر چه رو به قبله می خوابانیدند وی از آن سوی منحرف می گشت تا جائی که مورد تعجب و شگفت حاضرین قرار گرفت، ولی شیخ متوجه قضیه گردید و فرمود: شما به تکلیف خودتان عمل می کنید و من هم در این حال (اسهال) تکلیفم انحراف از قبله است.(265)
- اولیاء خدا

شیخ ابوطالب بن عبدالله و وصیت و نصیحت او به فرزندش

شیخ ابوطالب بن عبدالله بن عطاءالله الجیلانی، از احفاد شیخ زاهد گیلانی است که مرشد شیخ صفی الدین اردبیلی جد سلاطین صفویه است.
بالجمله شیخ مذکور صاحب علم و فضل و زهد و تقوا است فرزندش شیخ محمد علی متخلص به حزین در سوانح عمری خود آورده و مراتب علمی و عملی والد بزرگوارش را نوشته تا آنجا که می گوید: در هیچ حال چه در صحت و چه در بیماری او را در بستر استراحت نیافتم و هر فعلی که در شرع مکروه باشد از ایشان ندیده ام تا آنکه در سال هزار و یکصد و بیست و هفت در سن شصت و نه سالگی امراض شدت کرد و ضعف مستولی شد و در هنگام رحلت مرا طلبیده سفارش بازماندگان را نمود پس فرمود: چنانکه مرا خشنود داشتی خدا از تو خشنود باد. وصیت من به تو آن است که هر چند اوضاع دنیا بر وفق مراد نبینی و زمانه ناسازگار افتد باید به مذلت رضا ندهی و سبعیت و دنباله روی اختیار نکنی چه عمر قلیل قابل آن نیست و در اصفهان اگر ماندی زیاده توقف مکن شاید کسی از ما باقی ماند.
این سخن را فقیر درک نکردم تا بعد از چند سال که فتنه و خرابی در اصفهان پدید آمد، پس فرمود: در لیالی و ایام متبرکه که به هر چه میسر و ممکن باشد ما را فراموش نکن و بعد از ساعتی چند به عالم بقا ارتحال فرمودند. مدفن ایشان در مقابر مشهور به مزار بابارکن الدین در جنب تربت عارف ربانی مولانا دانشمند گیلانی است.(266)
- وصیت

شیخ ابوطالب بن عبدالله و وصیت و نصیحت او به فرزندش

شیخ ابوطالب بن عبدالله بن عطاءالله الجیلانی، از احفاد شیخ زاهد گیلانی است که مرشد شیخ صفی الدین اردبیلی جد سلاطین صفویه است.
بالجمله شیخ مذکور صاحب علم و فضل و زهد و تقوا است فرزندش شیخ محمد علی متخلص به حزین در سوانح عمری خود آورده و مراتب علمی و عملی والد بزرگوارش را نوشته تا آنجا که می گوید: در هیچ حال چه در صحت و چه در بیماری او را در بستر استراحت نیافتم و هر فعلی که در شرع مکروه باشد از ایشان ندیده ام تا آنکه در سال هزار و یکصد و بیست و هفت در سن شصت و نه سالگی امراض شدت کرد و ضعف مستولی شد و در هنگام رحلت مرا طلبیده سفارش بازماندگان را نمود پس فرمود: چنانکه مرا خشنود داشتی خدا از تو خشنود باد. وصیت من به تو آن است که هر چند اوضاع دنیا بر وفق مراد نبینی و زمانه ناسازگار افتد باید به مذلت رضا ندهی و سبعیت و دنباله روی اختیار نکنی چه عمر قلیل قابل آن نیست و در اصفهان اگر ماندی زیاده توقف مکن شاید کسی از ما باقی ماند.
این سخن را فقیر درک نکردم تا بعد از چند سال که فتنه و خرابی در اصفهان پدید آمد، پس فرمود: در لیالی و ایام متبرکه که به هر چه میسر و ممکن باشد ما را فراموش نکن و بعد از ساعتی چند به عالم بقا ارتحال فرمودند. مدفن ایشان در مقابر مشهور به مزار بابارکن الدین در جنب تربت عارف ربانی مولانا دانشمند گیلانی است.(267)
- مقدس اردبیلی